آغوش تو ممنوعه ترین نقطهیِ شهر است ؛
ما جد و پدر جد ، همه ممنوعه پسندیم 🫂🫀
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
هرچند میرود، بروم چای دم کنم
شاید کمی نشست ؛ خدا را چه دیدهای !
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
آخرِ دوست داشتن اونجاست که
آقای محمود درویش میگه :
میبینمت . .
از مرگ نجات مییابم !
تنت لنگرگاهِ من است :)!🪴🧡
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
یه دیالوگ خفن توی فیلم " هدیه " بود که بنظرم معنی واقعی کارما رو به تصویر میکشید ؛
میگفت شاید تو از گذشته رد شدی و کارت باهاش تموم شده ؛
و حالا این گذشتس که دنبالته و کارت داره !
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
مست شد خواست که ساغر شکند ؛ عهد شکست ..
فرق پیمانه و پیمان ز کجا داند مست .. ؟!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
ما دیگر بچه نیستیم ؛ اکنون :
والدین مشکلات خود را به ما میگویند
و ما مشکلات خود را پنهان میکنیم !
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
پدرت گفت به دوشت نَنهم مُردهیِ او را ..
وای از آن شب که سرت رویِ همین شانهی ما بود
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
موی فر ؛ چشمان عسل ؛ ابرو قجر ؛ گیسو کمان
آب قندم را بیاور ؛ چَشمم سیاهی میرود ♥️..
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜