ما دیگر بچه نیستیم ؛ اکنون :
والدین مشکلات خود را به ما میگویند
و ما مشکلات خود را پنهان میکنیم !
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
پدرت گفت به دوشت نَنهم مُردهیِ او را ..
وای از آن شب که سرت رویِ همین شانهی ما بود
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
موی فر ؛ چشمان عسل ؛ ابرو قجر ؛ گیسو کمان
آب قندم را بیاور ؛ چَشمم سیاهی میرود ♥️..
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
همه ما یه شب ؛ بعد دریافت یه پیام خون تو رگمون یخ زد ؛ و تا خود صبح گریه کردیم . .
نمردیم ولی زندگی هم نکردیم ؛ پس به حرمت تموم ساعت های اون شب برگشت آدمی که باعث بانی حال بدت بوده رو ممنوع کن . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
اگه تو پو باشی ؛ من اندازه ژن دوست دارم :)💗 -𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
اگه تو پاتریک باشی ؛
من اندازه باب اسفنجی دوست دارم :)💗
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- دردت به جانِ رنجورِ پر گریه ام :)!
- دردت به جانِ رنجورِ پر گریه ام :)!
ما به احترام دستهایی که ؛
شانههایمان را در سختیها میفشارند ؛
دوام آوردیم🪴 . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
برای ماندنت جنگیدم اما آخرش حَک شد ؛
" سپاس از کوشش بیهودهات " در لوح تقدیرم
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
رفتم به او بگویم "من عاشقت شدم" را ؛
لغزیدم از نگاهش گفتم عجب هوایی 🤦🏻♂ ..
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜