هیچ تغییری نکردم شعر میخوانم ؛ هنوز ..
من ؛ همان جنگنده پیروز میدانم ؛ هنوز ..
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
هیچ تغییری نکردم شعر میخوانم ؛ هنوز .. من ؛ همان جنگنده پیروز میدانم ؛ هنوز ..
بی کلک ؛ بی شیله پیله ؛ دستهایم بی نمک ..
از سیاست ها ؛ دو رویی ها گریزانم هنوز ..
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
± شد شد ؛ نشد چایی دم میکنم حیاط رو آب و جارو میکنم فرش قدیمی زرشکی مادربزرگ رو پهن میکنم سینی میارم و دو فنجون و نعلبکی چای میریزم میشینم کنارت تو از تموم هیاهوی جهان درد و دلات بگو منم گوش میشم برای شنیدن تموم غر و ناراحتیات و دلتنگیات♥️ . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
شمارو نمیدونم ؛
ولی من از خدا خیلی چیزا رو خواستم و شد
عجیب نیست !
چون به حکمت و معجزه اش اعتقاد دارم🌱 . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
بله جناب ژیژک . .
تنها احساسی که ما را فریب نمیدهد ؛
اضطراب است :)!
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
خودمو زدم به کوچه علی چپ ؛
دیدم اونم ختم میشه به خونهتون 🦦 .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
تو سریال شهرزاد یه جا فرهاد به شهرزاد میگه :
تو تنها کسی هستی که تو این بدبختی وقتی بهش فکر میکنم ؛
یه لبخند از ته دلم میاد رو لبم :)!♥️💭
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
صورتت شعر است و هر تار مویت مصرعی؛
شعر را یک مصرع پیچیده زیباٰ میکند:))🧡
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜
من قصه هایی را دوست دارم ک آخرش ؛
زن ها ؛
خودشان ؛ خودشان را نجات میدهند 💗 . .
-𝑅𝒾𝓅𝒶𝓇𝑜𝑜