𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
- هر وقت مامانم یاد گرفت وقتی داره میره بیرون درِ اتاقمو ببنده ؛
‹ منم فراموشت میکنم ꧇ )! ›
± ولی دلم میخاد یه شب پتو و بالشتمو
بردارم برم در خونشون و بهش بگم :
[ تصدقِ موفرفریات برو اون ور تر
هوا سرده ، سوزه بیام تو بغلت بخوابم . ؛ )💕' ]
وقتایی که میخوایین بوسش کنین ،
بهش بگید : میزنم پرسه کنارت تا به وقت مقتضی ؛
بوسهای جانانه گیرم ، بعد آن هم الفرار ...😌😂💋
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊܣܭَߊܘ
ولی باید بدونی ک تو :
‹ تو قشنگی مثل شکلایی که ابرا تو
آسمون میسازن ؛ مثل اولین لبخندی
که عاشقا به هم میزنن ،
مثل نشستن اولین قطرهی بارون
رویِ گونه هات ؛
تو مثل کاشتن یه بوسه ی شیرین
روی پیشونیم بعد از یه روز خسته
کننده و طولانی میمونی !
واسه همینه که همیشه میگم ،
ذخیرهی تموم نشدنیِ آرامش
اگه آدم بود، قطعاً شکل تو میشد .
میخوام بدونی که هیچوقت نمیرم،
و هیچ موقع هم نمیزارم تو بری،
چون چیزی که بین ماست اتصالیه
که هیچوقت قطع نمیشه ؛ )♥︎'🔓. ›
- یه #داریوش باید توی زندگی
هممون باشه که بهمون بگه :
" از همه توبه میکنم ؛ بلکه تو
باورم کنی ! " -•📻💕•-
- میدونی رسیدن کِی قشنگه؟
بعد از جنگیدن ، بعد از سختی ،
بعد از اشک ..!
اونوقت اون رسیدنِ ، طعم چایی با
عطر ِ هل توی بارون میده یا طعم
قرمه سبزیهای جا افتاده مامان یا
طعم اون تیکه آخر نون بستنی قیفی ؛
دیدی چقدر لذت بخشه همش !؟
رسیدن بعد سختی هم همینه !
اونوقت که از ته دلت میگی : آخیشش ؛
ارزششو داشت اون همه جنگیدن .🔒🌧
الهی که نصیب همتون این آخیش دلچسب ^^
دعای بازگشت معشوق ؛ دیگر چه صیغهای است؟
معشوق رفته که دیگر نامش معشوق نیست . .🚶🏾♂
درون من را هیچکس نمیتواند ببیند حتی نزدیک ترین کسان من !
تازه چه میتوانند بکنند !
در نهایت احساس همدردی ...🔐💛(: