eitaa logo
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
3.7هزار دنبال‌کننده
530 عکس
124 ویدیو
2 فایل
. ﷽ - چرا پناهگاه ؟! ' من دلم نیومد بی‌پناهیِ آدمارو پناه نباشم ؛ ⤶‏و پناه بر تو از حزن‌های پی در پی🌱 ' . - اینجا جای کسیه ؟! ± بله ؛ پناهگاهِ منِ " 👤: @Imenshabah
مشاهده در ایتا
دانلود
+ بیا جدول حل کنیم - بهترین هدیه دنیا؟! + تو - پنج حرفیه + تو!! - نمیشه میگم پنج حرفیه + توووو . .🐣💛
- اخرش رل میزنم !
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
- اخرش رل میزنم !
کامنتا رو میبندم ، ریپلای رو میبندم ؛ جواب دایرکتم نمیدم و شما میمونی و یه دنیا حسرت . . ؛ از من گفتن بود خود دانید :)) +😂😐🙋🏻‍♂
‹‍ باید عوارضشان را بنویسند : )!💙'🎼 ›
@Zhakan_me 7986797438.mp3
زمان: حجم: 6.9M
!📼؛🌱 ┇- میام ┇- علیرضا آریانفر ┇یادته بهت می‌گفتم ┇اگه نباشی میمیرم ؛ الآن ┇می‌خوام بهت بگم دروغ گفتم ! ┇دیدی که نمُردم ؛ زجرکُش شدم ! ┇هر روز ، هر ساعت ، هر دقیقه ، ┇هر ثانیه ! @aye_110 |📻🌿
𝑹𝒊𝒑𝒂𝒓𝒐 | ܢ݆ߺܝ̇ߺߊ‌ܣܭَߊ‌ܘ
12 ماهِ دیگه . . 365 روز‌ِ دیگه . . 8.760 ساعتِ دیگه . . اگه بگم همه 12 ماه رو شاد بودم و امیدوار زن
یادمه مامانم چندسال پیش وقتایی که داداشِ کوچیکم گریه میکرد میگفت: سربه سرش نزارید بچمو؛ حرف زدن بلد نیست اعصابش خورد میشه! دلم میخواست بگم منی که خیلی وقته زبون باز کردم هم بلد نیسم حرف بزنم. که اگه بلد بودم الان دلم تا خرخره پر از گفتنی هایی نبود که اخرش میشه اشکِ رو گونه یا بغض تو گلو! اگه حرف زدن بلد بودم دردمو میگفتم خوب؛ که از صبح تا شب زل نزنم به سقف سفید بالاسرم شب تا صبح کِز نکنم یه گوشه عین مادرمرده ها؛ من اگه بلد بودم حرف بزنم که هنزفری تو گوشم نبود ، هر ساعت دعوا راه نمی‌نداختم با عزیزترینام که؛ من؛ نه ببخشید ما ! ما اگه حرف زدن بلد بودیم دلمون نمیشد صندوقچه حرفای نگفته ای که تک به تکشون شد خط به خط نوشته رو کاغذ؛ ما اگه حرف زدن بلد بودیم بِهَم میگفتیم عاشق شدیم که بعد حسرت نرسیدنش کنجِ دلِ صاحاب مردمون نمونه؛ بجای گرفتن دستای یار دست نکنیم تو جیبمون تو سرمای استخون سوزِ زمستون ؛ من ؛ نه ببخشید ما ! ما؛ اگه حرف زدن بلد بودیم روحمون جوون مرگ نمیشد که، ما دقیقا همون بچه ای هستیم که زبون باز نکرده لال شد تا آخر عمر . ماها لالِ مادرزادیم ! قسمت هفتم💛؛
صبح همگی بخیر . . مخصوصا شمایی که مراقب خودت نیستی! بله درست فهمیدی با خودتم!! بیا بغلم و اینقد نگران بقیه نباش(:🌝🌻
‹ من زبان باز نکردم که نرنجی از من ! ›
± می‌گفت همین خوابگاه خودمونو شبا ؛ یه طبقه اگه بخوای بری پایین، همون پله‌های اول می‌بینی یکی نشسته و انقدر غرق آدم پشت تلفن و حرفاشه که متوجه حضورت نمیشه و مست طوری و آروم پشت گوشی زمزمه می‌کنه منم دوستت دارم عزیزم .. و چند تا پله پایین تر اگه بری، توی پاگرد می‌بینی یکی حالش به قدری بده که اصلا نفهمیده کسی دور و برشه و با گریه رو به آدم پشت خط داد میزنه ازت متنفرم لعنتی، می‌فهمی؟! متنفر ! می‌گفت تو خودت باید حواست جمع باشه وگرنه فاصله‌ی بین عشق و تنفر خیلی کوتاهه ، حتی کوتاه‌تر از فاصله‌ی چندتا پله‌ی ناقابل!💭'🌱
‹ چشم‌ها مگه فراموش هم میشن ؟ ›
راهِ مرا اشاره شو! من به کُجا رسیده‌ام؟ هرچه دویده‌ام تو را ، خسته شدم ، ندیده‌ام!🌱🌧 -مولانا