eitaa logo
آیه گرافـی 🇵🇸
10هزار دنبال‌کننده
29.8هزار عکس
22.9هزار ویدیو
300 فایل
﷽ آشتی با قرآن به سبک »آیه گرافی« تفسیر مختصر برخی آیات شاخص قرآن و احادیث ناب 🍃قرآن را جهانی معرفی کنیم! تبلیغات‌ ارزان با بازدهی عالی :👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1735000081Ce431fec0ab 💞حضور شما مایه دلگرمی ماست😊
مشاهده در ایتا
دانلود
(شبلی در خواب) 🔸احیاءالعلوم آورده است: شخصی شبلی را پس از مرگش به خواب دید و به او گفت: "خدا با تو چه کرد؟" گفت: با من مناقشه کرد تا بیچاره شدم. و چون مرا بیچاره دید در رحمت خود فرو برد. 🔸دیگران نیز او را بخواب دیدند و از حالش پرسیدند وی این دو بیت شعر را گفت: 🌹حاسَبونا فَدَقَّقوا ثُمَّ مَنّو فأعْتَقوا هکذا شیمَةُ المُلوکِ بالمَمالیکِ یَرفَقُوا🌹 [با دقت به حساب ما رسیدگی کردند، پس منّت گذاشتند و آزاد کردند. اینچنین است شیوه پادشاهان که با مملوکان مدارا می‌کنند.] •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
؟! در روزگاری دور و دراز جوانی، که دوست داشت پا در راه عرفان بگذارد به خدمت عارفی رفت و به او گفت: " من تعریف شما را بسیار شنیدم و می خواهم همراه و همنشین شما باشم. عارف به او گفت: " بعد میخواهی با چه کسی همراه شوی؟ " جوان با تعجب گفت: " منظورتان چیست؟" عارف پاسخ داد: " یعنی اگر یکی از ما دو نفر از دنیا برود همنشینت چه کسی خواهد بود ؟ " جوان به فکر فرو رفت و جوابی نداشت به عارف بدهد عارف ادامه داد: " برو همنشین همان کسی باش که قرار است بعد از مرگ یکی از ما، همنشینش باشی" جوان که هاج و واج مانده بود پرسید: " من متوجه نمیشوم منظور شما چیست؟ " عارف خندید و گفت: " ببین جوان هیچ همنشینی بهتر و ماندگارتر از خدا نیست، در تمام کارهایت همنشین خدا باش که او هرگز تو را تنها نمی گذارد و بهترین مشاور توست و تو را در کارهایت به بهترین شکل راهنمایی می کند، من این خصوصیات را ندارم... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
✍ای کاش زودتر رسیده بودم... مردی که به قصد یادگیری علم سفر می کرد وارد شهری شد و نشان نزدیک ترین مسجد را گرفت و به آنجا رفت. عده ای در مسجد نشسته بودند و یک سخنران برای آنان سخنرانی می کرد. مرد به گوشه ای رفت و کوله اش را گذاشت و نشست مرد کوله اش را باز کرد و خواست کمی نان بخورد اما با خود گفت : غذا خوردن دیر نمی شود اما ممکن است نکته ای را بگوید و من آن را از دست بدهم، پس در جمع مُستمعین نشست... سخنران گفت: نکته آخرم را یادتان باشد،، بر طولانی بودن رابطه ها با هیچ کسی تکیه نکنید چون حتی دوستی های طولانی هم ممکن است روزی به دشمنی تبدیل شود... و دیگر آنکه، اگر در جمعی حاضر شدید برای حفظ بزرگی و احترامتان کم سخن گویید و زود مجلس را ترک کنید... و یادتان باشد آبرو چیزی است که نمیتوان بر آن قیمت گذاشت پس مراقب حفظ آن برای خود و دیگران باشید... مرد مسافر گفت: سؤالی دارم و در ادامه گفت : به نظر شما چطور میتوان انسان ها را شناخت؟؟ سخنران پاسخ داد: جوابش خیلی طولانی است اما همین قدر بگویم که؛ کسی که قبل از شناخت تو، در حقّت کوتاهی کند را سرزنش مکن و یادت باشد، حرف کسانی که زیاد قسم میخورند را باور نکن... مرد، با اینکه از دیر رسیدن به مجلس ناراحت بود اما خوشحال از اینکه مطالب آخر را از دست نداده، و با خود گفت باید همین نکات را در زندگی ام به کار ببرم... •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈• •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•
(شبلی در خواب) 🔸احیاءالعلوم آورده است: شخصی شبلی را پس از مرگش به خواب دید و به او گفت: "خدا با تو چه کرد؟" گفت: با من مناقشه کرد تا بیچاره شدم. و چون مرا بیچاره دید در رحمت خود فرو برد. 🔸دیگران نیز او را بخواب دیدند و از حالش پرسیدند وی این دو بیت شعر را گفت: 🌹حاسَبونا فَدَقَّقوا ثُمَّ مَنّو فأعْتَقوا هکذا شیمَةُ المُلوکِ بالمَمالیکِ یَرفَقُوا🌹 [با دقت به حساب ما رسیدگی کردند، پس منّت گذاشتند و آزاد کردند. اینچنین است شیوه پادشاهان که با مملوکان مدارا می‌کنند.] •┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•