•
از بچگیش میشناختمش؛
بچه مسجدی و هیئتی!
خوشرو و خوشخنده!
یه جورایی که هر وقت
میدیدمش خنده
روی صورتش بود!
"هنیئاله..."
|شهیدعلیفیاضی|
ازشهدایِبندرلارک
هدایت شده از |أَشْکْ|
•
چه مجلسی!
مگه میشه مجلسِ شهید
رنگ و بوی شهدا رو نگیره!
اونم مجلس کسی مثلِ علی!
ولی علی آقا!
من همه چیو به مردم گفتم!
گفتم چقدر عاشق شهادت بودی!
گفتم بعد از شهادتِ رفیقات
دیگه اون علی قبلی نشدی!
گفتم روزای آخری هر روز
با عکسِ رفیقایِ شهیدت
حرف میزدی و اشک میریختی!
گفتم حرز روی بازوی خودتو
دادی به رفیقت تا چیزیش نشه!
گفتم چقدر عاشقِ مادر سادات بودی
و آخرش هم از پهلو تیر خوردی...
خلاصه علیآقا
حسابی گل کاشتی!
دمت گرم و
نوش جونت...
📍گلپایگان_سعیدآباد
مجلسِشهیدعلیفیاضی
@ashk128_ir
چنل داداشم رو هم داشته باشید..
گهگاهی از دغدغهها و ایدههاش مینویسه. تراوشات ذهنیاش رو به قلم در میاره..
اندرتاملات|@andar_tamolat
هدایت شده از _قاب ِروایت 🎥.
در محضرِ امامِ رئوف،
یادتون گوشهای از زیارتم بود... 🤍
به یادِ چنلهایِ
_
اَلـحان، پروگراف، مفتاح، هیوآ، سو، میرزا، صعید، گردان، کوثر، قتیلالعبرات، عکاسی در پاریس، رق، آینه، شات ³¹⁵، ²⁰⁰⁷، پناه، عبد، محفل بین، آقا سید، حری ماه،
Lilium و Hannan
_
و اعضای عزیزِ قابِ روایت،
و هرکسی که این پیام رو میخونه. 🤍