★
مثلا شاید این اتفاقاتی که خانم فرید در طول روز براش میوفته و فوری مینویستشون، واسه من در طول یک ماه
ولی خب همه چیز به دیدن برمیگرده.
زمانی که بیشتر با دوربین لحظه ها رو ثبت میکردم هر لحظه برام یه اتفاق بود.
گاهی میخواستم وسط خیابون گریه کنم که چرا الان چیزی دم دستم نیست تا مثلا این لحظه رو ثبتش کنم:))
همیشه میترسم از اینکه کیفیت رو از دست بدم و کمیّت جاشو بگیره.
ولی واسه نگه داشتنش خیلی وقتا غافل میشم.
چه خبر؟
قبل اینکه لینک پیام رو بذارم به این فکر میکردم که چقدر ما انسان ها برای خودمون هم ناکافی ایم.
یعنی هر چقدر هم که بی نقص باشی اخرش احساس میکنی که شاید باید بیشتر تلاش میکردی و این نسخه از تو بهترین نیست.
مشاورم همیشه بهم میگه نازنین تو هر وقت هر تصمیمی گرفتی بدون صد تو توی اون موقعیت همون بوده. ولی خب ادمی مگه میتونه جلو افکارش رو بگیره؟.
★
چه خبر؟ قبل اینکه لینک پیام رو بذارم به این فکر میکردم که چقدر ما انسان ها برای خودمون هم ناکافی
چیشد که به این مسأله فکر کردم.؟
سنبل تلاش بی وقفه میگه باید بیشتر تلاش میکردم. میگه من برای هم گروهیام کافی نیستم؛
چون اون دنیای اطرافش رو از دید خودش میبینه.
میدونه که بقیه اعضا هم تا حدی به اون تکیه کردن؛ ولی خودش برای خودش کافی نیست.
اما منم خیلی جاها مثل تو ام عزیزم.
هدایت شده از Spring snow
اگه همه آدمها یدونه ساعت احساسات داشتن چقدر زندگیها متفاوت میشد. بهنظرم اون ساعت شبیه یه کاتالیزگر برای خودشانسی عمل میکنه.