eitaa logo
از گناه تا توبه🇵🇸🇮🇷
25.7هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.6هزار ویدیو
57 فایل
تو راشناخته‌ام یا اِله با توبه جدا شدم ز گنه بعدبارهاتوبه بگیردست مرا دستگیرِ تَواّبین😔 که نیست فاصله‌ای(ازگناه تاتوبه) مدیر کانال: @doryazgonah حمایت مالی از کانال هرمقدار تونستی 6063731061109873 مهدی باقریان کانال تبلیغاتمون @azgonahtatobeh1
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌸 🌸🌸 سلام روزتون بخیر خسته نباشید و خدا قوت میگم خدمت شما بابت کانال فوق العاده خوبتون. خواستم من هم تجربیاتم رو با شما درمیون بذارم البته بارها بیان شده. صحبتم با دختر خانم های گلی هست که مثل من درگیر رابطه حرام شدند مخصوصاً خانمای همسن و سال خودم. بنده ۱۸ سالمه و امسال به لطف خدا کنکور دارم. متاسفانه اواخر سال نهم درگیر رابطه مجازی با نامحرم شدم. خونواده مذهبی ای هستیم و تمام شئونات اسلام رو رعایت می کردم ولی خب خام بودم و کسی راجبش بهم نگفته بود فقط در این حد میدونستم که صحبت با نامحرم اشتباهه. با وارد شدن به فضای مجازی و مجازی شدن مدارس من هم وارد دنیای مجازی شدم و خیلی ضرر کردم. دختر درس خونی بودم و همیشه معدل و انضباطم نقل زبون تموم معلم هام بود ولی متاسفانه در سال هایی که درگیر این رابطه بودم به شدّت افت درسی داشتم و دیگه انگیزه درس خوندن نداشتم. من به لطف خدا حافظه قرآنم و اواخر حفظمه اون دوران توفیق خوندن قرآن از من گرفته شده بود. منی که لحظه شماری می کردم که اذون بگه و نماز بخونم دیگه هیچ شوقی برای خوندن نماز نداشتم و با تاخیر میخوندم. رابطم با خونواده و دوستان کاملاً سرد شده و منزوی شده بودم. مدام تو خودم بودم و تنهایی رو ترجیح می دادم تا جمع های شلوغ‌. افسردگی خیلی شدیدی گرفته بودم حتی بارها مشاور های مدرسه به پدر و مادرم گفته بودن من رو ببرن پیش روان پزشک. خوشحالی های کاذب داشتم. با کمترین سرزنش و اتفاقی میزدم زیر گریه. خلاصه من اصلاً اون چند سال رو جزء سال های عمرم حساب نمی کنم چون خیلی سخت گذشت... به شدت وابسته به اون شخص شده بودم و مدام سرم تو گوشی بود تا خبری ازش بشنوم. تا این که متوجه شدم اون آقا علاوه بر این که با من در ارتباطه با چندین نفر دیگه هم صحبت می کنه حتی ممکنه صمیمی تر از صحبت های ما. دوران خیلی سختی بود بارها توبه کردم چندین بار از اون فضای مجازی دل کندم ولی باز هم نمی تونستم و بر می گشتم این روال تا ۲ و نیم سال ادامه داشت تا این که ماه رمضون شب های شهادت آقا امیرالمومنین علیه السلام با صحبت های یه حاج آقایی که داخل تلوزیون حضور داشتن دلم شکست و از خودم خجالت کشیدم و توبه واقعی کردم. از فردای اون روز دیگه ماجرا رو به اون آقا گفتم. روزای خیلی سختی بود دلتنگی و وابستگی بارها من رو تا مرز شکست توبه برده بود ولی خداروشکر موفق شدم و الآن خیلی حس خوبی دارم و دوباره شدم شاگرد درس خون مدرسه😊 من یقین دارم که این قرآنم بود که نذاشت من به گناه های بزرگتری مرتکب بشم و دستمو گرفت و من رو برگردوند‌. خدارو هزار مرتبه شکر امیدوارم این پیامم تاثیر گذار بوده باشه واستون. از خدا میخوام هیچ دختر و پسری درگیر رابطه حرام نشن و برن سمت عشق واقعی که عشق به خداست😍 ببخشید که زیاد شد. التماس دعا یاعلی مدد. @azgonahtatobeh
🌸🌸 🌸🌸 سلام روزتون بخیر خسته نباشید و خدا قوت میگم خدمت شما بابت کانال فوق العاده خوبتون. خواستم من هم تجربیاتم رو با شما درمیون بذارم البته بارها بیان شده. صحبتم با دختر خانم های گلی هست که مثل من درگیر رابطه حرام شدند مخصوصاً خانمای همسن و سال خودم. بنده ۱۸ سالمه و امسال به لطف خدا کنکور دارم. متاسفانه اواخر سال نهم درگیر رابطه مجازی با نامحرم شدم. خونواده مذهبی ای هستیم و تمام شئونات اسلام رو رعایت می کردم ولی خب خام بودم و کسی راجبش بهم نگفته بود فقط در این حد میدونستم که صحبت با نامحرم اشتباهه. با وارد شدن به فضای مجازی و مجازی شدن مدارس من هم وارد دنیای مجازی شدم و خیلی ضرر کردم. دختر درس خونی بودم و همیشه معدل و انضباطم نقل زبون تموم معلم هام بود ولی متاسفانه در سال هایی که درگیر این رابطه بودم به شدّت افت درسی داشتم و دیگه انگیزه درس خوندن نداشتم. من به لطف خدا حافظه قرآنم و اواخر حفظمه اون دوران توفیق خوندن قرآن از من گرفته شده بود. منی که لحظه شماری می کردم که اذون بگه و نماز بخونم دیگه هیچ شوقی برای خوندن نماز نداشتم و با تاخیر میخوندم. رابطم با خونواده و دوستان کاملاً سرد شده و منزوی شده بودم. مدام تو خودم بودم و تنهایی رو ترجیح می دادم تا جمع های شلوغ‌. افسردگی خیلی شدیدی گرفته بودم حتی بارها مشاور های مدرسه به پدر و مادرم گفته بودن من رو ببرن پیش روان پزشک. خوشحالی های کاذب داشتم. با کمترین سرزنش و اتفاقی میزدم زیر گریه. خلاصه من اصلاً اون چند سال رو جزء سال های عمرم حساب نمی کنم چون خیلی سخت گذشت... به شدت وابسته به اون شخص شده بودم و مدام سرم تو گوشی بود تا خبری ازش بشنوم. تا این که متوجه شدم اون آقا علاوه بر این که با من در ارتباطه با چندین نفر دیگه هم صحبت می کنه حتی ممکنه صمیمی تر از صحبت های ما. دوران خیلی سختی بود بارها توبه کردم چندین بار از اون فضای مجازی دل کندم ولی باز هم نمی تونستم و بر می گشتم این روال تا ۲ و نیم سال ادامه داشت تا این که ماه رمضون شب های شهادت آقا امیرالمومنین علیه السلام با صحبت های یه حاج آقایی که داخل تلوزیون حضور داشتن دلم شکست و از خودم خجالت کشیدم و توبه واقعی کردم. از فردای اون روز دیگه ماجرا رو به اون آقا گفتم. روزای خیلی سختی بود دلتنگی و وابستگی بارها من رو تا مرز شکست توبه برده بود ولی خداروشکر موفق شدم و الآن خیلی حس خوبی دارم و دوباره شدم شاگرد درس خون مدرسه😊 من یقین دارم که این قرآنم بود که نذاشت من به گناه های بزرگتری مرتکب بشم و دستمو گرفت و من رو برگردوند‌. خدارو هزار مرتبه شکر امیدوارم این پیامم تاثیر گذار بوده باشه واستون. از خدا میخوام هیچ دختر و پسری درگیر رابطه حرام نشن و برن سمت عشق واقعی که عشق به خداست😍 ببخشید که زیاد شد. التماس دعا یاعلی مدد. ✅شما هم داستان تحولت رو میتونی ناشناس اینجا برام بفرستی👇 https://daigo.ir/secret/6431551263
🌸🌸 🌸🌸 سلام خسته نباشی واقعا جای تشکر داره بابت کانال خوب و حرفای آموزندتون....اینکه گفتین آدم ببینه روی هرچی حساسه از همون طریق خودشو ازگناه رها کنه واقعا حرف خوب و قابل ستایشی بود....چون من خودم برام اتفاق افتاده خواستم بگم که اصلا کار سختی نیست فقط روی حرف و قولی که به خودت و خدات میدی پافشاری کن .....باورتون میشه من ۴سال افتادم توی گناه بانامحرم اولش خوبه بعد انقد عذاب وجدان میگیری که باخودت میگی چه غلطی کردم ...‌من شبا آرامش نداشتم از خدا خجالت میکشیدم ....نمیتونستم نمازم بخونم ..‌‌‌..من خیلی خیلی روی آبروی پدر و مادرم حساس بودم و هستم ....این ۴سال و جایی که خوش باشم بدتر افسرده شدم ازبس ترس داشتم نکنه یه وقت کسی بفهمه آبروی پدرم بره ....باخودم میگفتم خاک توسرت مگه چی کم داری که به شوهرت قانع نیستی درسته یکم مشکل داشتم ولی قابل تحمل بود دلیل نمیشد که بهش خیانت کنم .‌‌..زن باید تو زندگی صبور باشه..‌..خانواده من تو روستا خیلی با آبرو و سرشناس هستن😔باخودم میگفتم اگه کسی فهمید با چه رویی برم روستا ....این شد که تصمیم جدی گرفتم و خودمو از شر شیطون لعنتی نجات دادم ...اولین کاری که کردم خط گوشیمو عوض کردم ..‌باورتون نمیشه الان یه آرامشی دارم که فقط خدامیدونه و بس..‌‌..نمازام به موقع و با خوندن نماز شب خیلی توزندگیم تغییر ایجاد شده ...مونسم شده فقط خدا ..ان شالله همه بتونن توبه واقعی کنن و به آرامش برسن.‌‌‌..ببخشید طولانی شد ...‌چون الان چند ماهه خیلی خوشحالم خواستم کلی حرف بزنم😁خدا نگهدارتون ✅شما هم داستان تحولت رو میتونی ناشناس اینجا برام بفرستی و در ترک گناه دیگران رغبت ایجاد کنی👇 https://daigo.ir/secret/6431551263
🌸🌸 🌸🌸 سلام آقای باقریان وقت بخیر من از اعضای کانال شمام خیلی وقته عضو کانالم و دنبال میکنم پست ها رو من خیلی ساله دلم میخواست چادر سر کنم اما با توجه به این که خانواده غیر مذهبی دارم به نوعی جسارت نمیکردم مخصوصا از مخالفت پدرم میترسیدم واقعیتش کانال شما خیلی بهم کمک کرد رفتم سر تا پا خرید کردم و ی تیپ چادری درست کردم بابام اولش گفت وقتی چادر داری پیش من نباش میدونمم که از فامیل و آشنا حرفا و تمسخر ها خواهم شنید اما ی قوت قلبی پیدا کردم به کمک خانم فاطمه زهرا از شما هم بسیار سپاسگذارم 🌺
🌸🌸 🌸🌸 سلام بنده از وقتی وارد کانال شما شدم از عشقی که شش سال بود وابستگی شدیدبهش داشتم راحت تونستم دل بکنم شایدباورتون نشه هروقت که شیطون میخواد به طرفم بیادیادکانال شما میام وازهرگناهی منصرف میشم ینی نمیدونید با خوندن پیامای گروه به یه آرامش خاصی رسیدم و هیچ وقت دیگه قول دادم به خدای خودم سمت گناه نروم.انشالله همه بتونیم که گناه نکنیم خداروصدهزاربارشکرمیکنم که کانال شمارودارم 🌹🌹ممنون از کانال بسیارخوبتون
🌸🌸 🌸🌸 سلام من28سالمه سه ساله که چادرسرمیکنم قبلاازچادرمتنفربودم بی حجاب نبودم ولی بدحجاب بودم مثلانصف موهام ازجلومیذاشتم بیرون شلوارم نودسانتی بودبدون لاک ناخن نمیرفتن بیرون خیلی اهنگ گوش میکردم مامانم مذهبیه همیشه بامن حرف میزدکه حجابمورعایت کنم نمازبخونم اهنگ گوش نکنم ولی من انگارنه انگاروهمچنین خالم هرموقع میرفتم پیشش کلی بام حرف میزدومن ازحرفاش ناراحت وعصبی میشدم وتودلم میگفتم به توچه ربطی داره چرااینقدتوزندگیم دخالت میکنی بدحجاب بودم نمازنمیخوندم ولی به خدا خیلی ایمان داشتم اهل بیت رونمیشناختم فقط اسم چندنفرمیدونستم بخصوص امام زمان نمیدونستم کی هست باش هیچ رابطه ای نداشتم فقط میدونستم امام دوازدهم ماست خلاصه یه روزی یه مشکلی برام پیش اومداینقدمشکلم بزرگ بودکه نمیتونستم حتی به مادرم بگم هی تواتاق میرفتم ومیومدم وچه کنم چه کنم میکردم اینقدترس واسترس داشتم که دستام بدجورمیلرزید لحظش فقط یه چی به ذهنم اومد حضرت ام البنین روصداکنم چون همیشه درموردش میشنیدم که وقتی یکی ازش چیزی بخاددست خالی برنمیگرده من هم گفتم یاام البنین کمکم کن راه حلی برام نمونده بودفقط میگفتم یاام البنین تنهام نزارواقعاهمون لحظه مشکلم حل شدبعدرفتم وضوگرفتم دورکعت نمازخوندم وازخداو حضرت ام البنین تشکرکردم لحظش به خدایه قولی دادم تاوقتی که زندم نمازمیخونم وحجاب میکنم وبه هرقیمتی که شده بدون چادربیرون نمیرم الان عاشق چادرم هستم هرموقع چادرمومیپوشم حس میکنم حضرت زینب بامنه مواظبم هست وبخاطرحجابم الان هیچ مردی جرئت نمیکنه نگاه بدبهم بکنه یاباهام راحت باشه خداعشق امام حسین روبه دلم انداخت وشدم دیوونه ی امام حسین که بخاطرش هرکاری میکنم که ازم راضی باشه خدامنوموفق کردوشدم خادم اهل بیت وباحضرت زهرااشناشدم هرموقع صداش میکنم جوابمومیده ودرحقم مادری میکنه درد دلم گوش میکنه کمکم میکنه بهم محبت میکنه اینقدبهم نزدیک شدیم که هیچوقت زهرانمیگم ومادرصداش میکنم باامام الزمان خیلی اشناشدم ورابطه ی پدرودخترباهم داریم همیشه بامنه کنارمه خیلی بهش وابستم فقط حسرت یه چی میخورم که چرامن اهل بیت خیلی زودنشناختم والانم من حالم خیلی خوبه ارامشی که الان دارم هیچوقت ازقبل نداشتم ان شاءالله همونجوری که خدامنوهدایت کردوشوق توبه به دلم انداخت همه ی جوون هارو هدایت کنه وشوق توبه به دلشون بزاره توبه کردن خیلی حس خوبی داره که هیچوقت این حس رونمیشه توصیف کرد. @azgonahtatobeh
🌸🌸 🌸🌸 سلام من ۱۲ ساله بودم که بدلیل افرادی ک دورم بودن مثل اقواممون و دوستان وقتی از سر نادونی میدیدم اونا زیبا هستن و این بی حجابی قشنگشون میکرد و زینت بیشتری بهشون میداد منم انتخابش کردم😢 بعد ۱ نیم سال یه روز با دختر خالم رفتیم بیرون من میشمردم چند نفر جلومون رژه میرن و هرکدوم یه تیکه میپرونن میرن شاید توی چند ساعتی که ما بیرون بودیم ۵۰ نفر این کار مسخره رو انجام میدادن😒 برام سوال بود چرا اینکارو میکنن😐 خانواده ی مادری من مذهبی هستن اما خانواده پدری نه ۲ تا طلبه توی خانواده داریم ک من رفتم پیوی پسر داییم و الکی این سوال رو پرسیدم😕خودمم نمیدونستم چرا وضع من خیلی خراب بود بلوز شلوار میرفتم بیرون و گاهی هم شالی سرم بود اصلا هم برام مهم نبود😟 پسر داییم گفتن من بهت ویس میدم ممکنع تحولی درونت ایجاد شد اوایل باوری نداشتم حدود ۱ ماه گذشت بعد اینکه ویس هارو گوش دادم تصمیم گرفتم چادری شم برم بیرون وقتی پوشیدم و رفتم بیرون دیدم کسی ب من توجه نمیکنه 🙂ولی از این بابت خوشحال بودم بعد ها با شهیدی به اسم شهید بابک نوری هریس اشنا شدم این شهید منو نماز خون کرد این شهید اخلاقمو درست کرد این شهید مادر و پدرم رو ازم راضی نگه داشت این شهید من رو از خیلی از گناه ها دور کرد و منو یک بسیجی فعال ک زندگیش دین و عقیده و حجاب و رهبرشه و اجازه به هیچکس نمیده ک توهین کنه🙂 از یک دختری ک گناه نابودش کرده بود به یک دختر بسیجی دور از گناه🙃تبدیل شدم و هیچوقت نمیخوام کارای گذشتمو تکرار کنم @azgonahtatobeh ‌✅ثبت نام دوره رهایی از گناه با 60درصد تخفیف ویژه تا امشب👇 @doryazgonah
🌸🌸 🌸🌸 سلام من28سالمه سه ساله که چادرسرمیکنم قبلاازچادرمتنفربودم بی حجاب نبودم ولی بدحجاب بودم مثلانصف موهام ازجلومیذاشتم بیرون شلوارم نودسانتی بودبدون لاک ناخن نمیرفتن بیرون خیلی اهنگ گوش میکردم مامانم مذهبیه همیشه بامن حرف میزدکه حجابمورعایت کنم نمازبخونم اهنگ گوش نکنم ولی من انگارنه انگاروهمچنین خالم هرموقع میرفتم پیشش کلی بام حرف میزدومن ازحرفاش ناراحت وعصبی میشدم وتودلم میگفتم به توچه ربطی داره چرااینقدتوزندگیم دخالت میکنی بدحجاب بودم نمازنمیخوندم ولی به خدا خیلی ایمان داشتم اهل بیت رونمیشناختم فقط اسم چندنفرمیدونستم بخصوص امام زمان نمیدونستم کی هست باش هیچ رابطه ای نداشتم فقط میدونستم امام دوازدهم ماست خلاصه یه روزی یه مشکلی برام پیش اومداینقدمشکلم بزرگ بودکه نمیتونستم حتی به مادرم بگم هی تواتاق میرفتم ومیومدم وچه کنم چه کنم میکردم اینقدترس واسترس داشتم که دستام بدجورمیلرزید لحظش فقط یه چی به ذهنم اومد حضرت ام البنین روصداکنم چون همیشه درموردش میشنیدم که وقتی یکی ازش چیزی بخاددست خالی برنمیگرده من هم گفتم یاام البنین کمکم کن راه حلی برام نمونده بودفقط میگفتم یاام البنین تنهام نزارواقعاهمون لحظه مشکلم حل شدبعدرفتم وضوگرفتم دورکعت نمازخوندم وازخداو حضرت ام البنین تشکرکردم لحظش به خدایه قولی دادم تاوقتی که زندم نمازمیخونم وحجاب میکنم وبه هرقیمتی که شده بدون چادربیرون نمیرم الان عاشق چادرم هستم هرموقع چادرمومیپوشم حس میکنم حضرت زینب بامنه مواظبم هست وبخاطرحجابم الان هیچ مردی جرئت نمیکنه نگاه بدبهم بکنه یاباهام راحت باشه خداعشق امام حسین روبه دلم انداخت وشدم دیوونه ی امام حسین که بخاطرش هرکاری میکنم که ازم راضی باشه خدامنوموفق کردوشدم خادم اهل بیت وباحضرت زهرااشناشدم هرموقع صداش میکنم جوابمومیده ودرحقم مادری میکنه درد دلم گوش میکنه کمکم میکنه بهم محبت میکنه اینقدبهم نزدیک شدیم که هیچوقت زهرانمیگم ومادرصداش میکنم باامام الزمان خیلی اشناشدم ورابطه ی پدرودخترباهم داریم همیشه بامنه کنارمه خیلی بهش وابستم فقط حسرت یه چی میخورم که چرامن اهل بیت خیلی زودنشناختم والانم من حالم خیلی خوبه ارامشی که الان دارم هیچوقت ازقبل نداشتم ان شاءالله همونجوری که خدامنوهدایت کردوشوق توبه به دلم انداخت همه ی جوون هارو هدایت کنه وشوق توبه به دلشون بزاره توبه کردن خیلی حس خوبی داره که هیچوقت این حس رونمیشه توصیف کرد. @azgonahtatobeh
🌸🌸 🌸🌸 سلام بنده از وقتی وارد کانال شما شدم از عشقی که شش سال بود وابستگی شدیدبهش داشتم راحت تونستم دل بکنم شایدباورتون نشه هروقت که شیطون میخواد به طرفم بیادیادکانال شما میام وازهرگناهی منصرف میشم ینی نمیدونید با خوندن پیامای گروه به یه آرامش خاصی رسیدم و هیچ وقت دیگه قول دادم به خدای خودم سمت گناه نروم.انشالله همه بتونیم که گناه نکنیم خداروصدهزاربارشکرمیکنم که کانال شمارودارم 🌹🌹ممنون از کانال بسیارخوبتون ✅ثبت نام دوره قدرتمند رهایی از گناه👇 @doryazgonah
🌸🌸 🌸🌸 سلام خسته نباشی واقعا جای تشکر داره بابت کانال خوب و حرفای آموزندتون....اینکه گفتین آدم ببینه روی هرچی حساسه از همون طریق خودشو ازگناه رها کنه واقعا حرف خوب و قابل ستایشی بود....چون من خودم برام اتفاق افتاده خواستم بگم که اصلا کار سختی نیست فقط روی حرف و قولی که به خودت و خدات میدی پافشاری کن .....باورتون میشه من ۴سال افتادم توی گناه بانامحرم اولش خوبه بعد انقد عذاب وجدان میگیری که باخودت میگی چه غلطی کردم ...‌من شبا آرامش نداشتم از خدا خجالت میکشیدم ....نمیتونستم نمازم بخونم ..‌‌‌..من خیلی خیلی روی آبروی پدر و مادرم حساس بودم و هستم ....این ۴سال و جایی که خوش باشم بدتر افسرده شدم ازبس ترس داشتم نکنه یه وقت کسی بفهمه آبروی پدرم بره ....باخودم میگفتم خاک توسرت مگه چی کم داری که به شوهرت قانع نیستی درسته یکم مشکل داشتم ولی قابل تحمل بود دلیل نمیشد که بهش خیانت کنم .‌‌..زن باید تو زندگی صبور باشه..‌..خانواده من تو روستا خیلی با آبرو و سرشناس هستن😔باخودم میگفتم اگه کسی فهمید با چه رویی برم روستا ....این شد که تصمیم جدی گرفتم و خودمو از شر شیطون لعنتی نجات دادم ...اولین کاری که کردم خط گوشیمو عوض کردم ..‌باورتون نمیشه الان یه آرامشی دارم که فقط خدامیدونه و بس..‌‌..نمازام به موقع و با خوندن نماز شب خیلی توزندگیم تغییر ایجاد شده ...مونسم شده فقط خدا ..ان شالله همه بتونن توبه واقعی کنن و به آرامش برسن.‌‌‌..ببخشید طولانی شد ...‌چون الان چند ماهه خیلی خوشحالم خواستم کلی حرف بزنم😁خدا نگهدارتون @azgonahtatobeh