eitaa logo
عزیزم حسین ﷺ♥️
4.5هزار دنبال‌کننده
11.4هزار عکس
10.9هزار ویدیو
168 فایل
ا ﷽ ا تکثیر و نشر کانال🙏 تکثیر عشق ناب علوی،حسینی است❤️💚 عشق را باید همی تکثیر کرد👌 ای عشق سربلند که برنیزه میروی ازحلقه کمندتو راه گریز نیست کانال های ما: حسینی، محبتی : @azizamhosen روضه،مقتل: @yaraliagham علمی،حدیثی: @qalalsadegh135
مشاهده در ایتا
دانلود
مسلمم سلمانُ منّای حسین در رگ من خون بابای حسین قبله گاهم قدّ و بالای حسین ارزشم هیچ است منهای حسین آی مردم ! من حسینی مذهبم دست بوس بچّه های زینبم هر که عاشق شد فراقش بیشتر سالک حق ، اتّفاقش بیشتر عاشق تو ، اشتیاقش بیشتر می خورد سبک و سیاقش بیشتر ... ... به اُویسی که « ندیده » عاشق است مثل او دندان مسلم هم شکست @hosenih کوفه شهر حیله و نیرنگ هاست رسم این ها رسم بی فرهنگ هاست صورت ما سجده گاه سنگ هاست فاصله گر بین ما فرسنگ هاست ... ... عطر سیبت به مشامم می رسد سوی تو پیک سلامم می رسد عشق تو در قلب کوفه جا نشد بینشان یک مرد هم پیدا نشد قطره قطره جمعشان دریا نشد هر چه گشتم در به رویم وا نشد گم شده در این قلمرو معرفت ای دریغ از عشق و یک جو معرفت ای ستون پنج تن ، بعد از سه روز ... ... این در و آن در زدن بعد از سه روز خسته شد پاهای من بعد از سه روز عاقبت یک پیرزن بعد از سه روز ... ... در به روی نائب تو باز کرد عشق خود را این چنین ابراز کرد ... ... من مگر مُردم ، که مثل مرتضی در بغل زانوی غم داری چرا ؟! کلبه ای دارم قدم رنجه نما ـ مرحبا به غیرت او مرحبا ـ یک نفر با مسلمت همدرد بود طوعه زن نه ، مَردتر از مَرد بود خانه پر شد از صدای پشت در رفت بالاتر دمای پشت در تا که شد تیره هوای پشت در یادم آمد ماجرای پشت در گفتم آن لحظه میان شعله ها جان زهرا ، طوعه ! پشت در نیا گر چه بین کوچه های غرق دود صورتم شد ارغوانی و کبود تیغ ها روی تنم آمد فرود در پی ام دیگر زن و بچّه نبود از غمت تب کرده ام بی اختیار یاد زینب کرده ام بی اختیار @hosenih کوفه از ما بهتران دارد ، نیا خولی و شمر و سنان دارد ، نیا مردمان بد دهان دارد ، نیا حرمله تیر و کمان دارد ، نیا به سپیدی ها اشاره می کند حنجری را پاره پاره می کند همرهت یک قافله حور و پری ست هر یکی محجوب تر از دیگری ست جان من برگرد ، اینجا محشری ست وعده ی سوغات این ها روسری ست حرص بی اندازه دارند آه آه نعل های تازه دارند آه آه شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
اول شب بود اما ترس فردا داشتند دست وپا گم کرده بودند و تماشا داشتند اقتدای این جماعت بر امامی دیگر است طول دادم سجده چون، قصد فرادا داشتند @hosenih بی جهت بار اضافه با خودت اینجا میار نامه هایی را که صدها مهر و امضا داشتند مردمانی که به آنی خویش را منکر شوند مانده ام ما را! چرا بر آمدن وا داشتند اول صبحی رجزهای حماسی شان بلند اول مغرب چو زنها خوف فردا داشتند دست دشمن داده یکسر این شیوخ بی وفا لشکری را بنام دوست برپا داشتند این علی نشناس های کوفه را بشناس، آه مردمی را که به گردن خون مولا داشتند @hosenih بد، هوایی غنیمت های جنگی گشته اند از همان اول، بدلها نقشه گویا داشتند نقل محفل هایشان حرف از کنیزی بردن است گرگ هایی که به لب ذکر خدا را داشتند! شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بلی، محرم شدن حال و هوای دیگری دارد ولی حاجی ما سعیش صفای دیگری دارد به قربانش که قبل عید، قربانی قربان شد به روی دار این حاجی منای دیگری دارد @hosenih پشیمان ها همه در دل دعاگوی نجات او ولی مسلم به روی لب دعای دیگری دارد دلیل اشک هایش نیست قطعا جان ناقابل سفیر انگار در دل غصه های دیگری دارد تو شاهد باش ای دارالاماره داستانش را بگو در کوفه مسلم کربلای دیگری دارد سرش را داد تن هم بر زمین افتاد، لب تشنه هلا این مقتدا خود مقتدای دیگری دارد سرانجام حدیث عاشقی وصلی ست جاویدان به پای عشق جان دادن بهای دیگری دارد @hosenih یقینا اولین پروانه ای که سوخت میداند در اغوش نجیب شمع جای دیگری دارد ....... علاج عاشقی چیزی بغیر از جان سپردن نیست طبیبا درد دلتنگی دوای دیگری دارد شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
با قطره قطره خون هوادار تو هستم تا آخرین لحظه گرفتار تو هستم این زندگانی را بدهکار تو هستم در کربلا باشم ، علمدار تو هستم من نخلم و ترسی ز داسم نیست هرگز از فتنه کوفه هراسم نیست هرگز @hosenih از پا نیفتم ، گرچه غرق دردم آقا جان سپاهی را به لب آوردم آقا هر کار از دستم برآمد کردم آقا بر هم نریزم کوفه را نامردم آقا سینه سپر ، مرد نبرد هر بلایم من از برادر زاده های مرتضایم کوفه بجای عهد و پیمان جنگ دارد کوفه هزاران خدعه و نیرنگ دارد ساز و دف و تنبور و ساز و چنگ دارد قد تمام کاروانت سنگ دارد خونم به جوش آمد ولی دستم به بند است دیشب شنیدم قیمت خلخال چند است تنها بیا بی ماه و خورشید و ستاره تنها بیا بی اکبر و بی شیرخواره آقا زبانم لال ... دختر! گوشواره! ظهر دهم ، چادر! لباس پاره پاره! از من که گفتن بود ، تیغ و نیزه دارند شرمنده ام ! الوات های هرزه دارند @hosenih از خیر اهل کوفه بگذر جان زهرا یا رحم کن بر حال خواهر جان زهرا آقا قسم دادم تو را بر جان زهرا انگشترت را در بیاور جان زهرا ای وای بر انگشتر و ای وای انگشت خنجر نبرد از جلو ، ای وای از پشت شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
نشد از دار غم آزاد آخر دلش یاد غمت افتاد آخر اومد لب تر کنه شد ظرف پر خون سفیرت تشنه لب جون داد آخر نوشتن نامه با لبخند مسلم پرن از حیله و ترفند مسلم قرار این بود تحویلش بگیرن قرار زینبو کشتند مسلم چی یاد مردم صد رنگ دادن؟ تا افتادی نوید جنگ دادن! به استقبال زینب روی هر بوم به دست بچه هاشون سنگ دادن غم تو درد بی تسکینه مسلم به خونت نامه ها رنگینه مسلم چه پر رنگ و کشیده س خط کوفی گمونم دستشون سنگینه مسلم میخواس که خم به هیچ ساقه نیفته به گل که طاقتش طاقه نیفته بیفته مسلم از دارالاماره سه ساله از سر ناقه نیفته شاعر: @dobeity_robaey
خوش اومدی ماه حسین قدم گذاشتی رو چشام چقد دلم تنگ شده بود برای پیرهن سیام تو این یکی دوساله که کربلا قسمتم نشد دلم خوشه که سهمم از سفره ی روضه کم نشد @hosenih اومدی تا دوباره اشک چشم منو جلا بده جواب دلتنگی هامو غریب کربلا بده میخوام بگم امام حسین ع ممنون روضه هاتونم دعوتتون بوده که من مهمون روضه هاتونم امسال کنار نوکرا خالیه جای خیلیا منم قرار نبود باشم اگه نبود لطف شما پیراهنی که این شبا غمو به آسمون میده شک ندارم تو گریه ها نوکری یادمون میده ** ستاره هایی که دیدن همه غمای عالمو میگن برام حکایت درد دلای مسلمو میگف عزیز فاطمه اسیر درد و آه نشی الهی آواره باشم ولی تو بی پناه نشی اگه یتیم شه دخترم فدای اشک خواهرت روی یتیمی رو ولی کاشکی نبینه دخترت عطش سراغ من بیاد آب توی خیمه ات بمونه کاش سرمن بریده شه سرت سلامت بمونه بسته به دروازه میشه سرم ،فداسر سرت ولی الهی هیچ زمون رو نیزه ای نره سرت خودم نفس بریده شم نفس تو سینه ت نبُره بشکنه دندونم ولی به دندونت چوب نخوره ستاره ها حالا بگین حکایت پیراهنو حکایت غریبی و نیزه ی مونده تو تنو ناله ی توی آسمون مثه صدای فاطمه اس پیراهنی رو طاق عرش جلو چشای فاطمه اس @hosenih آخه تموم روضه رو فاطمه دید و گریه کرد تو گود قتلگاه خودش رگو بوسید و گریه کرد جلو خودش حسینشو دید که به غارت میبرن از خیمه های دختراش دارن غنیمت میبرن شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
با اینکه گفتم از عشق ، از عشق بی نصیبم از آشنام گفتم ، اما خودم غریبم @hosenih عشق حسین من را تنها نمیگذارد در بین نخلها هم سرمست عطر سیبم آمد من الحسینت ، سوی حبیب اما خط الی‌الحسینم ، راهی نشد حبیبم یک موسفید آمد ، از تو حنا بگیرد دیدم محاسنم را ،کز خون خود خضیبم در نامه ام نوشتم ، برگرد ای مسیحا من که شدم سفیرت ، در کوفه بر صلیبم تو مصطفای طفّی ، من هم اویس کوفه دندان من فدای ، دندانت ای حبیبم اسب فقیر کوفه ، نعل جدید کوبید حیرت زده میان ، این قوم نانجیبم @hosenih پیراهن تو یوسف ، درمان چشم من بود صد تکه میشود حیف ، پیراهن طبیبم شاعر‌: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
همراه خود نیاور ای شاه زیور آلات اینها به خانواده دادند قول سوغات شب تا سحرنشستم زانو بغل گرفتم اى واى از این خیالات، اى واى از این خیالات @hosenih ...کوفه میا حسین جان... کوفه وفا ندارد میسوخت نامه ی من از سوز این عبارات ...هجده هزار نامه... هجده هزار نیزه تفریط پشت تفریط، افراط پشت افراط نامسلمین کوفه با مسلمت چه کردند خوب است تازه اینجا... وای از بلاد شامات ای وای از زنی که در ازدحام باشد من رد شدم خلاصه از کوچه با مکافات با عفت رباب و حجب و حیای زینب دارند کوچه ها و بازارها منافات با دست بسته وقتی افتادم از بلندی گفتم عزیز زهرا، قربان قد و بالات @hosenih برعکس از قناره... ، عکس مرا کشیدند طفلان شهر کوفه در دفتر مجازات باشد قرار بعدی دروازه ی همین شهر آنجا که رأس ما با هم می‌کند ملاقات شعر از گروه © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
خِیری نبود اینجا به غیر از بی وفایی بر هر دری میشد زدم ، تا  تو نیایی در کوچه ها پای غم تو سنگ خوردم غصه چقدر از کوچه های تنگ خوردم @hosenih این آسمان شهر کوفه بی ستارست دستان خالی در خیال گوشوارست طوعه پناهم داد تا از پا نیفتم در خانه اش تا صبح جز یارب نگفتم در خانه ی او غیرِ نور اصلا ندیدم نان داد  اما  من تنور  اصلا ندیدم گفتم به طوعه که به پشت در نیاید یک زن میان اینهمه لشگر نیاید پشت دری گفتم، مدینه یادم امد آن روضه ی مسمارو سینه یادم آمد هرچند اینجا جز به گریه سر نکردم هرچند آخر لب ز آبی تر نکردم تنهای تنها  پای عشقت ایستادم درس وفاداری به اهل کوفه دادم از من بیفتد  سر  زتو  یک ‌پَر نیفتد مسلم بمیرد  معجری از سر نیفتد از بام می افتم به تاب و تب نیفتی تو پیش چشم خواهرت زینب نیفتی @hosenih جانان من از غم خبر داری نداری زینب کجا و کوفه و ناقه سواری من غصه دارم غصه طفل حسن را من دیدم اینجا نعل بر مرکب زدن را شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
مسلم دلاور بود مثل عمویش تیغ می‌چرخاند و صفدر بود وقتی رجز می‌خواند از پهلوان‌ها یک سر و گردن فراتر بود اصل‌ونسب یعنی او هم برادرزاده، هم داماد حیدر بود در خطبه‌خواندن هم با تیغ برّان زبان مثل پیمبر بود پایان هر بیعت در شهر کوفه ماجرای پشت‌وخنجر بود @hosenih ای بی‌وفا کوفه! ای کاش از اول نمی‌گفتم بیا کوفه! ویران شود ای‌کاش یا که ببلعد مردمان خویش را کوفه با خانواده نه! مولای من حتی خودت تنها نیا کوفه خوش نیست پایانش وقتی‌که عهدش را شکست از ابتدا کوفه خیری در اینجا نیست می‌بارد از دیوار و درهایش بلا کوفه @hosenih آواره شد مسلم در کوفه بین چاره‌ها بی‌چاره شد مسلم یاد حسین افتاد وقتی که بند از بند جانش پاره شد مسلم از نسل پاکان بود اما اسیر لشکری مِی‌خواره شد مسلم غربت همین بس که دل‌خوش به عهد کوفی بدکاره شد مسلم در آخرین لحظه مرثیه‌خوان کودک و گهواره شد مسلم @hosenih از روی بام افتاد در پیش چشم پست‌ها، عالی‌مقام افتاد صدها حکایت داشت خونی که از لب‌های او در چشم جام افتاد گفتند باخنده زن‌های کوفه عاقبت پیک امام افتاد می‌دید ازآن بالا آتش به جان چادر اهل خیام افتاد... می‌دید از‌آن‌جا که زینب مسیرش با چه‌وضعی سمت شام افتاد شعر از گروه ادبی انجمن شعر آیینی شهرستان بروجرد © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
غریبانه قدم میزد میان کوچه ها تنها سفیر افتاد بین کوفیان بی وفا تنها نماز خویش را خواند و نگاهی پشت سر انداخت نمیشد باورش خوانده ست تعقیبات را تنها @hosenih به جز آن زن که مردانه رسید و میزبانش شد رها کردند مسلم را غریبه، آشنا تنها دلش می‌خواست بهر دلبرش پیغام بفرستد میا کوفه اگرهم آمدی تنها بیا تنها میا اینها به فکر انتقام حیدراند از تو که کینه از علی دارند ای خون خدا، تنها ... بمیرم ای عزیز فاطمه در گودی گودال تو ماندی و سنان و زجر و شمر بی حیا تنها سر پیراهنت دعوا شد اما رأس پاکت را سرفرصت رسید و ذبح کردَش از قفا تنها یکی تیر و یکی تیغ و یکی سنگ و یکی نیزه شنیدم پیرمردی گفت من دارم عصا تنها @hosenih چه سرهایی که روی نیزه ها سر برد طاقت را چه تن هایی که جا ماندند زیر دست و پا تنها بمیرم آنکه آدم آن که عالم زیر دینش بود از این دنیا نصیبش شد فقط یک بوریا تنها شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
امواج طوفانی به جان ساحل افتاد "ای رود جاری"،سمت این دریا نیایی نامه نوشتم که بیا..،امن است کوفه! ای کاش دستم می شکست آقا..،نیایی چشم ترِ امروز من از بی کسی نیست من سوگوارِ آهِ فردای تو هستم دندان مسلم را شکانده سنگ کینه... دلواپس دندان زیبای تو هستم @hosenih نرخ حیا بسیار ناچیز است در شهر پای دو دِرهَم آبرو را می فروشند این قومِ در ظاهر مسلمان فکر عِیش اند... دین خدا را هم به دنیا می فروشند مانند بابایت علی در هرگذرگاه بی حرمتی از کوفیان پست دیدم گفتم که ای وای از دهانت..،گریه کردم تا نیزه ای دست سنان مست دیدم میخانه‌ها از لات های مست پُر شد دور اراذل های مِی‌خوارش شلوغ است پیران اینجا هم خیال جنگ دارند خیلی سرِ نجار بازارش شلوغ است تمرین تیراندازها با مشک آب است خیلی سفارش کن یل آب آورت را این حرمله بدجور تیر انداز خوبی است... حتماً بپوشانی گلوی اصغرت را کوفه برای اکبرت نقشه کشیده یک بی مُرُوَّت گرز سنگینی خریده جانم به قربان سرت..،امروز دیدم خولی سربازار خُورجینی خریده به همسران پابه ماه خویش..،مردان با روسری‌ها..،گاهواره قول دادند این نامسلمان ها به دختربچه هاشان انگشتری و گوشواره قول دادند فکر و خیال شهر جانم را گرفته اندیشه ی مسموم دارد کوچه هایش اهل و عیالت را نیاور کوفه آقا خیلی نگاه شوم دارد کوچه هایش @hosenih "بُغضاً لِحِیدر"..،این چُنین پیداست گویا از کینه ی بابات مالامال هستند این ها برای ذبح تو برنامه دارند این‌ها به فکر کَندَن گودال هستند آن خنجر کُندی که دست شمر دیدم... از حنجرت چیزی نمی ماند عزیزم آن نعل هایی که به سُم اسب بستند... از پیکرت چیزی نمی ماند عزیزم شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e