از نو با تو | آمنه حبیبی🇮🇷
🌿🌿🌿 #خاطرات_یک_نو_مامان امروز با دوست عزیزمون کتک کاری در ماشین رو داشتیم 😅 وقتی ایلیا از مهد ا
زمان:
حجم:
5.5M
توضیحاتم در رابطه با تجربه مادری بالا😅
@aznobato
🌿🌿🌿
#خاطرات_یک_نو_مامان
مامان بیا بازی کنیم.
من : چی بازی کنیم؟
ایلیا: تو گوریل انگوری باش، میدونی چرا؟
من: چرا؟😅
ایلیا: چون انگور خیلی دوست داری.😂
ایلیا: منم گوریل نارگیلی میشم با هم بازی کنیم.
من:
باشه ، پس من یه گوریل انگوری پیرم که زیاد نمیتونم حرکت کنم، رو مبل دراز میکشم بازی کنیم.
ایلیا: باشه گوریل انگوری پیر.😂
و در حالی که من بیشتر نشسته بودم و نقش پیر جنگل رو بازی میکردم، کلی بازی کردیم، رفتیم مهمونی دوست خرسمون عسل خوردیم، نارگیل و انگور الکی خوردیم و در نهایتم گوریل انگوری پیر خسته شد خوابش برد بازی تموم شد.😂
میخوام بگم بازی کردن با بچهها میتونه همینقد بامزه و ساده باشه.🙊
خیلی وقتا شده من حال نداشتم یه نقش خسته نشستنی تو بازی برداشتم ولی بازی کردیم.😅
هر وقت میخوام بگم نه حال ندارم بازی کنیم یادم میاد این بازیها سرمایه گذاری روی رابطمون توی بزرگسالی ایلیاست.😍
چقد در روز بازی میکنم باهاش؟
بستگی به کارهام داره، یه وقتا شده حدود بیست دقیقه فقط با هم بازی کردیم یا نقاشی کشیدیم، یه وقتا هم دو ساعت باری کردیم. اما تلاشم اینه یکساعت تایم با کیفیت باشه. آدمیم دیگه یه روزایی هم یه ربع میشه.😅
@aznobato
تو راه غرفه مشاوره هستم.
جنگ آسمانی اتفاق افتاده. دعا کنید باد نبرم.😂
@aznobato