#آرایه
تفاوت پارادوکس با تضاد (طباق)
تضاد یا طباق یعنی اینکه سخنور واژگانی را که در معنی با هم ناسازی و ناسازگاری دارند، در سخن بیاورد برای مثال، وقتی بگوییم «بعضی از بچهها خواب و بعضی بیدار بودند»، بین «خواب» و «بیدار» آرایة تضاد است اما پارادوکس، جمع دو امر متضاد با هم است؛ مثلاً اگر بخواهیم از همان تضاد بالا پارادوکس بسازیم؛ بدین گونه است: خفتگان بیدار(برای اصحاب کهف) یا آنها خفتگانی بیدار بودند. به طور کلی، پارادوکس را میتوان بهترین و هنریترین نوع تضاد دانست.
انواع پارادوکس
پارادوکس را به دو نوع میتوان تقسیم کرد:
الف) پارادوکس ترکیبی: یعنی پارادوکس به صورت ترکیب وصفی، ترکیب اضافی، اسم مرکب و صفت مرکب است؛ مثل ترکیبهای «خراب آباد»، «سلطنت فقر» و «مجمع پریشانی» در ادبیات زیر:
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد (دیوان حافظ: 138)
اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل
کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی (همان: 666)
جمع کن به احسانی حافظ پریشان را
ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی (همان: 645)
ب) پارادوکس معنایی: یعنی سخن ما از نظر معنایی دارای پارادوکس است و این نوع پارادوکس به صورت ترکیبی نیست؛ مثل مصراع اول این بیت سعدی:
من از آن روز که در بند نوام آزادم پادشاهم چو به دست او اسیر افتادم (دیوان غزلیات سعدی: 544)
البته مصراع اول را حافظ از سعدی تضمین کرده است:
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که در بند توام آزادم (دیوان حافظ: 427)
پارادوکسهای ادبیات فارسی دوم:
• نخست آن سیه روز برگشته بخت
برافراخت بازو چو شاخ درخت (ص13)
(ترکیب سیه روز بودن)
• اگر چشمم احیاناً تو چشمش میافتاد با همان زبان بی زبانی نگاه، حقش را کف دستش میگذاشتم. (ص37)
(ترکیب زبان بی زبانی)
ارسالی استاد فدایی به:
#ابرگروهدبیرانادبیاتفارسیکشور