ایران در مذاکره با آمریکا چه داد و چه گرفت ؟
ایران و آمریکا بعد از ماهها مذاکره فشرده با میانجیگری پاکستان و در انتها با میانجیگری قطر توانستند به تفاهم نامه اولیهای دست یابند که مسیری برای مذاکرات جهت توافقی جامع را میگشاید.
این توافق خروجی دو جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه-مارس ۲۰۲۶ را در خود ملحوظ دارد. به عبارت دیگر دیپلماسی زمانی جدی شد که جنگ در عمل نتوانست خواسته آمریکا را محقق سازد.
پیش از تجاوز نظامی آمریکا به خاک ایران و ترور مقامات سیاسی و نظامی و به شهادت رساندن رهبر انقلاب، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا اهدافی را برای شروع تجاوز نظامی ترسیم کرد.
این اهداف عبارت بودند از «تغییر رژیم»، محدود کردن برنامه موشکی ایران، برچیدن برنامه هستهای ایران و قطع حمایت ایران از متحدان منطقهای (نیروهای نیابتی به بیان غرب) َ.
عدم تحقق «تغییر رژیم» البته خیلی زود و با گذشت دو هفته از جنگ روشن شد و جایی که ترامپ صراحتا به گلایه از گروهکهای کرد ایرانی ساکن اقلیم کردستان عراق پرداخت و اعلام کرد از ایده حمله آنها حمایت نمیکند.
در خصوص برچیدن برنامه هستهای ایران دو موضوع برای دولت آمریکا و شخص ترامپ اهمیت بسزایی داشت؛ یکی «غنی سازی صفر» و دیگر تصاحب یا منهدم کردن ذخائر اورانیوم غنی شده یا به تعبیر ترامپ «غبار هستهای».
ترامپ پس از جنگ تحمیلی اول (ژوئن ۲۰۲۵) مدعی شد که برنامه هستهای ایران را نابود کرده است. گزارشهای بعدی دولت آمریکا نشان میداد چنین موضوعی رخ نداده است. بر این اساس مذاکره در دستور کار واشنگتن قرار گرفت تا آنچه را در عملیات نظامی نتوانسته به دست آورد با مذاکره حاصل کند.
ایستادگی ایران در مذاکرات قبل از جنگ ۴۰ روزه، واشنگتن را به سوی جنگی دیگر کشاند تا تکلیف ایران را یکسره کند.
آنگونه که پیش بینی میشد که در نتیجه تجاوز نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل، شورش خیابانی رخ دهد و نظام ساقط شود که گویا طرح «دیوید بارنیا» رئیس وقت موساد بود، چنین موضوعی با دفاع موزاییکی و شبکه رهبری ایران و چابکی این شبکه محقق نشد.
طرح خروج اورانیوم از ایران نیز علیرغم لفاظیهای مکرر ترامپ در خلال جنگ و شکست پروژه آن با عملیات ابتدایی در شهررضا با شکست مواجه شد. هر چند در خلال جنگ ترامپ به این شکست اذعان نداشت ولی بعد از جنگ و چند روز پیش در خصوص این موضوع اعلام کرد نمیخواسته مانند «ریگان» باشد.
به گفته او این عملیات مستلزم حضور یک تا دو هفتهای نظامیان آمریکایی در خاک ایران بود. اعتراف به شکست طرح خروج ذخائر اورانیوم از ایران نیز دومین هدف شروع جنگ از دید آمریکا بود که با اذعان ترامپ به شکست پرونده حل نظامی این موضوع بسته شد.
موضوع اعلامی دیگر محدود کردن برنامه موشکی ایران بود. موشکها نشان دادند چه جایگاهی در دکترین نظامی ایران در خلال جنگ ۴۰ روزه داشتهاند. یادداشت تفاهم اعلام شده نشان میدهد بر خلاف ادعاهای ترامپ، در این یادداشت تفاهم هیچ اشاره به موضوع موشکی ایران نشده است؛ لذا این موضوع هم نشان از شکست سومین هدف اعلامی ترامپ برای تجاوز به ایران است.
همچنین در زمینه هستهای آنچه ترامپ به دنبال آن بود «غنی سازی صفر» بود که اساس تجاوز نظامی اول در ژوئن ۲۰۲۵ بیشتر بر این اساس صورت گرفت. حال ترامپ متعاقب امضای تفاهم نامه اعلام کرده که تحت هر توافق نهایی، استفاده ایران از غنیسازی اورانیوم به سطوح پایین محدود خواهد شد، که ارتش هرگز نمیتواند از آن استفاده کند.
شاید تنها چیزی که ترامپ میخواهد روی آن به عنوان پیروزی مانور دهد اینکه از این اورانیوم با غنای پایین، ارتش ایران استفاده نخواهد کرد. یعنی استفاده نظامی از آن نخواهد داشت.
اگرچه ترامپ تنفر دارد که تفاهم او با برجام مقایسه شود ولی به نظر نمیرسد توافق جدید چیزی فراتر از برجام باشد. اساس برجام حق غنی سازی اورانیوم توسط ایران و نظارت بر برنامه هستهای آن در مقابل رفع تحریم بود.
حال همین معادله در تفاهم جدید با آمریکا نیز برقرار است. ایران توانسته حق غنی سازی را حفظ کند و برای مدتی که مورد مذاکره قرار خواهد گرفت صرفاً آنرا تعلیق خواهد کرد.
شاید مهمترین بخش این توافق که خروجی مستقیم جنگ بوده حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز است. ترامپ بعد از تفاهم اعلام کرد تنگه هرمز بدون عوارض باز میشود. با این وجود ایران اعلام کرده که عوارضی دریافت نخواهد کرد ولی برای خدمات ارائه شده پول دریافت خواهد کرد که شکل حقوقی و مستند به کنوانسیون حقوق دریاها ۱۹۸۲ و کنوانسیون 1958 ژنو نیز هست.
صرف نظر از موضوع دریافت عوارض، کنترل بر تنگه هرمز و تجربه انسداد این تنگه در جنگ اخیر شکل دهنده به اذهان کشورهای منطقه و کشورهای برون منطقهای و توان ایران در این زمینه خواهد بود.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥باز شدن تنگه هرمز یک امتیاز عملی، فوری و قابل مشاهده توسط ایران است که خیلی زود قیمت نفت را پایین میآورد و مشکلات ترامپ را حل میکند، ولی تعهدات آمریکا در توافق از این جنس نیست
دکتر احسان موحدیان استاد روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی:
🔹️اگر مدیریت تنگه هرمز به قبل از جنگ بازگردد و فشارهای قیمتی از روی ترامپ برداشته شود، در مراحل بعدی مذاکرات دیگر هیچ برگ برندهای نخواهیم داشت.
🏴🏴🏴
----------🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
صحبت عجیب قالیباف: ما باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و مردم را از زیر فشار اقتصادی دربیاوریم....
ساختار مدیریتی و نظامی ایران دیگر فردمحور نیست
آهان شما تشخیص میدی ؟؟؟یعنی رهبری کنار...
🏴🏴🏴
کانال
-----------🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
برای وطن🇮🇷برای ایران
صحبت عجیب قالیباف: ما باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و مردم را از زیر فشار اقتصادی دربیا
لطفا روی این جمله قالیباف تامل بفرمائید:
[[ساختار مدیریتی و نظامی ایران دیگر فردمحور نیست]]
آیا منظور قالیباف این نیست که دیگر امام و فرمانده کل قوا حذف شده و زنده نیست، این رهبر هم به کنار، توی شعام میشینیم با پزشکیان و دیگر اعضاء دولتش رای میدیم به سازش ، به تفاهمنامه به هر شکل و کیفیتی ، به گشودن برگ برنده تنگه هرمز و اورانیم ۶۰٪ و... یعنی سنگر لانچرهای موشکی رو از بچه های هوافضا میگیریم و بچای بازدارندگی نظامی هرچی بخواند میدیم با بقیه اش توی کازینوهای ترامپ در سواحل شمال میرقصیم!
زهی خیال باطل، مردم مبعوث شده با شهادت و خون امام خامنه ای به حسابتان خواهند رسید .
دوستان هوشیار باشیم فریب ماله کشان بظاهر خودی را نخوریم ما فقط پیرامون رهنمود هتی امام مجتبی خامنه ای وحدت داریم ولاغیر...
✍علی علی زاده
-----------🔻
برای وطن🇮🇷برای ایران
🔴نسخه معاونت راهبردی پزشکیان برای جمع کردن تجمعات شبانه:
▪︎ تجمع کنندگان مخالف مصلحت اندیشی ها هستند و بهداشت روانی جامعه را برهم زدند/ تجمعات باید بعد از تشییع رهبر شهید جمع شود..
✍اساسا تجمعات برای خنثی سازی ادامه کودتای دی ماه بود چون همزمان با حمله نظامی دشمن قصد داشت در خیابانها آشوب به راه بیندازند و از درون به نظام آسیب بزنند .
□ تجمعات خیابانی مردم برای خنثی سازی توطئه بود . حالا کسانی که در کودتای دی ماه شکست خوردند و گمان میکردند با حمله نظامی کودتا جان تازه خواهد گرفت ،
حالا دنبال انتقام گیری از تجمعات هستند ..
🔴 از «لانچر» تا «معیشت»؛ پیام پنهان یک جمله سیاسی!
🔻آقای قالیباف اخیراً گفتهاند: «ما باید سنگر را از بچههای لانچر تحویل بگیریم و مردم را از زیر فشار اقتصادی دربیاوریم.» جملهای که در ظاهر زیبا و اثرگذار به نظر میرسد؛ از همان دست عبارتهایی که معمولاً اتاقهای فکر و مشاوران رسانهای برای سیاستمداران طراحی میکنند تا در چند کلمه، پیامی خاص به مخاطبان مختلف منتقل شود: هم به افکار عمومی، هم به رقیبان داخلی و هم به بازیگران خارجی. اما همین جمله، اگر دقیقتر خوانده شود، حامل پیامهایی است که میتواند خطرناک و مسئلهساز باشد.
1️⃣ اول آقای قالیباف به گونهای حرف میزنند گویی بار مسئولیت وضعیت اقتصادی سالهاست برعهده ایشان و سایر مسئولان نبوده! خیر؛ سنگر اقتصادی سالها در دست ایشان و سایر مسئولان سیاسی و اقتصادی است. اما با سیاستهای غلط اقتصادی و ارزی، نه تنها بار معیشت مردم را سبک نکردهاند بلکه معیشت مردم را تنگ کردهاند و تنگی معیشت مردم این هیچ ربطی به #تنگه_هرمز ندارد!
🔸سیاستهایی مانند شناورسازی نرخ ارز، حذف ارز ترجیحی، کوچکسازی دولت و کاهش نقش حاکمیت در تنظیمگری اقتصادی، همگی در همین دوره ریاست جنابشان بر مجلس شورا -بعنوان ریلگذار و طراح نقشه راه حرکت دولت- ادامه پیدا کرده و بعضاً شکل گرفته.
🔹از سوی دیگر، امتیازدهی به شرکتهای بزرگ صادراتی که محصولات خود را با نرخهای دلاری و بر مبنای قیمتهای فوب خلیج فارس در بازار داخلی عرضه میکنند، فشار مضاعفی بر اقتصاد ملی وارد کرده. نتیجه چنین رویکردی چیزی جز افزایش هزینههای زندگی و تشدید شکاف اقتصادی نبوده است. بنابراین وقتی از «نجات مردم از فشار اقتصادی» سخن گفته میشود، این سوال بهطور طبیعی مطرح است که مگر سنگر اقتصاد کشور سالها در دست آقای قالیباف و دیگران نبوده؟!
2️⃣ دوم اینکه این نوع ادبیات، ناخواسته میتواند پیام نادرستی به بیرون از مرزها ارسال کند. تعبیر «تحویل گرفتن سنگر از لانچرها» به شکلی تلویحی چنین القا میکند که گویا کشور در حال جابهجایی اولویت از حوزه امنیت و بازدارندگی به حوزه اقتصاد است؛ گویی یکی باید جای دیگری را بگیرد.
🔹تجربههای امنیتی منطقه نشان داده است که سنگر دفاعی و توان بازدارندگی، موضوعی نیست که بتوان آن را موقتاً تعطیل یا کماهمیت تلقی کرد. امنیت ملی پروژهای دائمی است و کسانی که در حوزه دفاعی فعالیت میکنند، بخشی از ساختار پایدار حفاظت از منافع کشورند، نه بازیگرانی موقتی که باید صحنه را ترک کنند.
3️⃣ نکته سوم اینکه این جمله ناخواسته یک دوگانه خطرناک میسازد: دوگانه «امنیت در برابر اقتصاد». این همان چارچوبی است که در سالهای گذشته نیز بارها در ادبیات سیاسی کشور توسط جریان کارگزاران و اصلاحطلبان به خصوص هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و جوادظریف دیده شد.
🔹برخی سیاستمداران سالها تلاش میکردند مسائل کشور را میان گزینههای متضاد تقسیم کنند: یا موشک یا معیشت، یا میدان یا مذاکره، یا هستهای یا اقتصاد. چنین دوقطبیهایی نه تنها کمکی به حل مسئله نمیکند، بلکه فضای تصمیمگیری عقلانی را هم مخدوش میکند. واقعیت این است که اقتصاد قدرتمند بدون امنیت پایدار شکل نمیگیرد و امنیت پایدار نیز بدون اقتصادی کارآمد دوام نمیآورد. تبدیل این دو حوزه به رقیب یکدیگر، بیشتر یک تکنیک سیاسی است تا یک تحلیل دقیق از واقعیتهای حکمرانی.
✅ #داود_مدرسی_یان: