eitaa logo
باخداباش پادشاهی کن
12.8هزار دنبال‌کننده
725 عکس
753 ویدیو
0 فایل
✅انواع #داستان و #حکایت_آموزنده ✅ #متن_زیبا و خواندنی ✅کلیپ های بسیار دیدنی و جالب ✅ #استوری #تکست_خاص #متن_کوتاه 📌با ما همراه باشید🙏🏻 تبلیغات 🫵🏻👇🏻 @Baran_HQ مدیریت کانال: @Hoseinrasoulie
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از داستان های جذاب
صبحتون بخیر 🌹 🌼
🔸گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند که سنگهایی را زیر پایشان احساس کردند. 🔺بزرگشان گفت: اینها سنگ حسرتند. 🔸هرکس بردارد حسرت می خورد، هر کس هم برندارد باز هم حسرت می خورد. 🔸برخی گفتند پس چرا بارمان را سنگین کنیم؟  برخی هم گفتند ضرر که ندارد مقداری را برای سوغاتی بر می داریم. 🔺وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که  غار پر بوده از سنگهای قیمتی. 🔸آنهایی که برنداشته بودند حسرت خوردند که چرا بر نداشتند و آنهایی که برداشتند هم حسرت خوردند که چرا کم برداشتند. 🔺زندگی هم بدین شکل است 🔅در قیامت"یوم الحسرت"هم اگر اعمال صالحی نداشته باشیم  حسرت می خوریم و اگر داشته باشیم باز هم حسرت میخوریم که چرا کم.! ✨✨✨✨✨✨ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ﭼﻮﺏ ﺗﻨﺒﻴﻪ ﺧﺪا ﻧﺎﻣﺮئیست... ﻧﻪ ﻛﺴﻲ ﻣﻴﻔﻬﻤﺪ,ﻧﻪ ﺻﺪاﻳﻲ ﺩاﺭﺩ... ﻳﻚ ﺷﺒﻲ ﻳﻚ ﺟﺎﻳﻲ... ﻭﻗﺘﻲ از ﺷﺪﺕ ﺑﻐﺾ,ﻧﻔﺴﺖ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ... ﺧﺎﻃﺮﺕ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ... ﻛﻪ ﺷﺒﻲ ﻳﻚ ﺟﺎﻳﻲ... ﺑﺎﻋﺚ و ﺑﺎﻧﻲ ﻳﻚ ﺑﻐﺾ ﺷﺪﻱ ﻭﺩﻟﻲ ﺳﻮﺯاﻧﺪﻱ... آﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻓﻜﺮ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻱ ﺑﻐﺾ ﭘﺎﭘﻲ اﺕ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ... و ﺷﺒﻲ ﻳﻚ ﺟﺎﻳﻲ... ﻣﻴﻨﺸﻴﻨﺪ ﺳﺮ ﺭاﻩ ﻧﻔﺴﺖ... و ﺗﻮ ﻫﻢ ﺑﺎﻻﺟﺒﺎﺭ ... ﻫﺮ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺻﺪﺑﺎﺭ... ﻣﺤﺾ ﺁﺯاﺩﻱ ﺭاﻩ ﻧﻔﺴﺖ... ﺑﻐﺾ ﺭا ﻣﻴﺸﻜﻨﻲ... ﺁﺭﻱ,اﻳﻦ چوب، ﭼﻮﺏِ ﺧﺪاﺳﺖ.... 🎙"مرتضی‌خدام" ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
🌼بی‌سوادی یعنی... ملتِ بی‌سواد، زاده نمی‌شود، ساخته می‌شود! بی سوادی ربطی به معلومات و تحصیلات ندارد! بی سوادی یعنی: شبکه‌ی محبوبِ اجتماعی را که باز می‌کنی، تمامِ صفحات پر باشد از روزمرگیِ آدم معروف‌ها، مسخره بازیِ معروف نماها، قضاوت‌هایِ بی سرو ته، و توهین‌هایِ شرم‌آور ! نه از مطالبِ آموزشی خبری باشد، نه از چهار کلام حرفِ حساب! بی سوادی یعنی: تویِ صفحه و روی پروفایلت بنویسی "به بهشت نمی‌روم اگر مادرم آنجا نباشد" و کمی آن طرف‌تر ، مادرت از بی توجهی‌ات بغض کرده باشد! بی سوادی یعنی: مسیرِ تمامِ لباس فروشی و آرایشگاه‌هایِ شهر را از حفظ باشی، اما حتی یک‌بار هم گذرت به کتابفروشی نیفتاده باشد ... این بی سوادیِ مدرن دارد فرهنگمان را از ریشه می‌خشکانَد، حواستان هست ؟! ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به ما فقط یک متر قبر می‌رسد مغرور نباشیم ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
هدایت شده از داستان های جذاب
صبحتون بخیر و شادی 🌹 🌼
داستان اشک رایگان یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا می‌گذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه می‌کنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان می‌دهد. این سگ روزها برایم شکار می‌کرد و شب‌ها نگهبان من بود و دزدان را فراری می‌داد. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ عرب گفت: نه از گرسنگی می‌میرد. گدا گفت: صبر کن، خداوند به صابران پاداش می‌دهد. گدا یک کیسه پر در دست مرد عرب دید. پرسید در این کیسه چه داری؟ عرب گفت: نان و غذا برای خوردن. گدا گفت: چرا به سگ نمی‌دهی تا از مرگ نجات پیدا کند؟ عرب گفت: نان‌ها را از سگم بیشتر دوست دارم. برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشک مفت و مجانی است. برای سگم هر چه بخواهد گریه می‌کنم. گدا گفت: خاک بر سر تو! اشک خون دل است و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشک از نان بیشتر است. نان از خاک است ولی اشک از خون دل. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
قورباغه ای در همسایگی ماری لانه داشت، هرگاه قورباغه بچه ای به دنیا می‌آورد، مار آمدی و بخوردی. قورباغه با خرچنگی دوست بود.به پیش خرچنگ رفت و گفت: ای برادر! تدبیری اندیش که مرا خصمی قوی و دشمنی بی‌رحم است. نه در برابرش مقاومت می توانم کرد و نه توان مهاجرت دارم، چرا که اینجا مکانی است خرم و زیبا، در نهایتِ آسایش. خرچنگ گفت: قوی پنجگان توانا را جز با مکر نتوان شکست داد. در این اطراف راسویی زندگی می کند، چند ماهی بگیر و بکش و از جلوی خانه ی راسو تا لانه ی مار بیافکن، راسو یکی یکی میخورد و چون به مار رسد او را هم می‌بلعد و تو را از رنج می رهاند. قورباغه با این حیله مار را هلاک کرد. چند روزی بگذشت، راسو دوباره هوس ماهی کرد، بار دیگر به دنبال ماهی در آن مسیر راهی شد، پس قورباغه و همه بچه هایش را خورد. این افسانه گفته شد تا بدانیم که حیله و مکر بسیار بر خلق خدا موجب هلاکت است! کلیله و دمنه ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
‌‌‍⋆𓏲ָ𑁍 ⃝‌‌‌‌‌🦋࿐‌‌‌‌‌‌‌‍⋆♥️ ⚡️اینم یه تلنگر تا بیشتر به فکر خودت باشی :) ٢٠سال دیگه، نه تو خیابون قراره شماره بگیری، نه کسی توی اینستا مختو بزنه، نه قراره از کافه رفتنت استوری بگیری یا با کسی برنامه کنی، ۲۰ سال دیگه، وارد دوران میانسالی و پیری می‌شی. اون موقع یه پسر خوشتیپ یا یه دختر سکسی نیستی، اون موقع چیزی به جز اینکه چقدر برای خودت تلاش کردی، چقدر به خودت رسیدی و چقدر پیشرفت کردی چقدر دوستای مثبت و عاقل یا یه پارتنر درست و خوب پیدا کردی به چشمت نمی‌آد، پس یکیو پیدا کن که تو دوران میانسالیت، بتونی کنارش لبخند بزنی. و با آرامش یه قهوه ی گرم دو نفره بخورید. یکی که بری تعطیلات کنارش خوش بگذرونی، یکی که مطمئن باشی توی هر شرایطی کنارت می‌مونه و امنه. دنیارو قرار نیست تا همیشه اینجوری بگذرونی.   ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️✨دم دوستای واقعی گرم!🙌🏻❤️ داستان ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1    
هدایت شده از داستان های جذاب
صبحتون بخیر 🌹 🌼 🌹
بد ✍ﻣﺮﺩﯼ ﺯﻧﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺪﺍﺧﻼﻕ و ﻏﺮﻏﺮﻭ ﺑﻮﺩ! ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﺟﺎیی ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﺗﻨﮓ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﻦ ﺍﻭ ﮔﺮﻓﺖ! ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺑﯿﺎﺑﺎﻥ ﺭﻓﺖ ﻭ ﭼﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺳﺮﺍﻍ زن ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﺵ ﺑﺒﺮﻡ؛ ﭘﺲ ﺯﻥ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﭼﺎﻩ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻟﮕﺪﯼ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ! ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺭﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﺯن ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﺮﺩﻩ، ﺩﯾﺪ ﺻﺪﺍیی ﺍﺯﺗﻪ ﭼﺎﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ: ﺁﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩ؛ ﻣﻦ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎ ﺁﺳﺎﯾﺶ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﻭﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﮐﺮﺩﯼ! ﺍﮔﺮ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺯﻥ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﻫﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺛﺮﻭﺕ ﻣﯿﺮﺳﺎﻧﻢ. ﻣﺮﺩ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﭼﺎﻩ ﺍﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ. ﻣﺎﺭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﭘﻮﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﻗﺼﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﻭ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﻢ ﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯽﺩﻫﻢ ﮐﺴﯽ ﻣﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﯿﺎیی؛ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻦ. ﻣﺎﺭ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﯿﭽﯿﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺟﺎﺭ ﺯﺩﻧﺪ ﺍﮔﺮﮐﺴﯽ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ، ﻫﺰﺍﺭ ﺳﮑﻪ ﻃﻼ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ. مرد ﺑﻪ ﻗﺼﺮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﻣﻦ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ؛ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﮑﻪ ﻃﻼﺷﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺧﺒﺮ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﺎﺭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻥﺩﺧﺘﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﺩﻧﺒﺎﻝ همان مرد ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺪ.. ﻣﺮﺩ ﻧﺰﺩ ﻣﺎﺭ ﺁﻣﺪ ﻭ ﻣﺎﺭ ﺗﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﯾﮕﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻣﻦ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ. مرد ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ؛ﻓﻘﻂ ﺁﻣﺪﻡ ﺑﮕﻢ همسرم ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ! ﻣﺎﺭ،ﺗﺎ این ﺭﺍ ﺷﻨﯿﺪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﺩﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺩﺍﺩ. اخلاق بد همه را فراری میدهد. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1