eitaa logo
باخداباش پادشاهی کن
12.7هزار دنبال‌کننده
686 عکس
734 ویدیو
0 فایل
✅انواع #داستان و #حکایت_آموزنده ✅ #متن_زیبا و خواندنی ✅کلیپ های بسیار دیدنی و جالب ✅ #استوری #تکست_خاص #متن_کوتاه 📌با ما همراه باشید🙏🏻 تبلیغات 🫵🏻👇🏻 @Baran_HQ مدیریت کانال: @Hoseinrasoulie
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از داستان های جذاب
صبحتون بخیر و شادی 🌹 🌼
شیرهایی که از باغ وحش فرار کردند دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند، یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد ، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد! ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است!؟ شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید: کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟! شیر دوم پاسخ می‌دهد: توی یکی از ادارات دولتی!! هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد. پس چطور شد که گیر افتادی؟! شیر دوم پاسخ می‌دهد: اشتباها آبدارچی را خوردم چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند! ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
" خداوند در تمام دلهای شکسته است" این کلیپ پر از آرامشه👌❤️ ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
🔘 داستان کوتاه مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر ِ زیباروی کشاورزی بود. به نزد کشاورز رفت تا از او اجازه بگیره. کشاورز براندازش کرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر رو یک به یک آزاد میکنم، اگر تونستی دم هر کدوم از این سه گاو رو بگیری، میتونی با دخترم ازدواج کنی. مرد جوان در مرتع، به انتظار اولین گاو ایستاد. در طویله باز شد و بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که تو عمرش دیده بود به بیرون دوید. فکر کرد یکی از گاوهای بعدی، گزینه ی بهتری خواهد بود، پس به کناری دوید و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتی خارج بشه. دوباره در طویله باز شد. باورنکردنی بود! در تمام عمرش چیزی به این بزرگی و درندگی ندیده بود. با سُم به زمین میکوبید، خرخر میکرد و وقتی او رو دید، آب دهانش جاری شد. گاو بعدی هر چیزی هم که باشه، باید از این بهتر باشه. به سمتِ حصارها دوید و گذاشت گاو از مرتع عبور کنه و از در پشتی خارج بشه. برای بار سوم در طویله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. این ضعیف ترین، کوچک ترین و لاغرترین گاوی بود که تو عمرش دیده بود. این گاو، برای مرد جوان بود! در حالی که گاو نزدیک میشد، در جای مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روی گاو پرید. دستش رو دراز کرد... اما گاو دم نداشت!.. زندگی پر از فرصت های دست یافتنیه. بهره گیری از بعضی هاش ساده ست، بعضی هاش مشکل. اما زمانی که بهشون اجازه میدیم رد بشن و بگذرن (معمولاً در امید فرصت های بهتر در آینده)، این موقعیت ها شاید دیگه موجود نباش ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟ در آغوشش بگیری و دست نوازشی به سر و رویش بکشی بگویی: جان دلم، بی تاب نشو اینقدر، روزهای بی حوصلگی ات تمام میشود پدری چه؟ پدری کرده ای؟ غیرتی شوی از اینهمه بی تابی اش! صدایت را خش دار کنی و بلندتر، جوری که از ابهت صدایت بترسد سرش فریاد بزنی: که ای دل بی مروت، بس است به خودت رحم نداری، به من پدر رحم کن رها کن آن بی مذهبی را که تو را به این روز انداخته ! باید برای دلتان پدری و مادری کنید ... هوایش را داشته باشید . این دل را تنها و بی کس نکنید که مبادا میان آن همه بغض، بی دل شوید ... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
هدایت شده از داستان های جذاب
صبحتون بخیر 🌹 🌼 🌹
🔘داستان کوتاه یک روز پادشاهی همراه با درباريانش برای شكار به جنگل رفتند. هوا خيلی گرم بود وتشنگی داشت پادشاه و يارانش را از پا در می آورد. بعد ازساعتها جستجو جويبار كوچكی ديدند.پادشاه شاهين شكاريش را به زمين گذاشت، و جام طلایی را در جويبار زد و خواست آب بنوشد ،اما شاهين به جام زد و آب بر روی زمين ريخت. برای بار دوم هم همين اتفاق افتاد، پادشاه خيلی عصبانی شد و فكر كرد ، اگر جلوی شاهين را نگيرم ، درباريان خواهند گفت: پادشاه جهانگشا نمی تواند از پس یک شاهين برآيد ؛ پس اين بار با شمشير به شاهين ضربه ای زد. پس از مرگ شاهين پادشاه مسير آب را دنبال كرد و ديد كه ماری بسيار سمی در آب مرده و آب مسموم است. او از كشتن شاهين بسيار متاثر گشت. مجسمه ای طلایی از شاهين ساخت. بر یکی از بالهايش نوشتند : «یک دوست هميشه دوست شماست حتی اگر كارهايش شما را برنجاند.» روی بال ديگرش نوشتند : «هر عملی كه از روی خشم باشد محكوم به شكست است.» ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📚داستان موفقیت محمد عرب مالک برند شیما کفش مردی که سه نسلش در زمینه کفش فعالیت می‌کردند و سال ۵۸ اولین کارگاهش رو زد ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
🔷 چشم‌ زخم خرافات نیست ☘ آنچه باید برای دفع چشم‌زخم بدانیم 🖋 نیروهایی در چشم انسان ها وجود دارد، به‌گونه‌ای که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرند ممکن است آن را از بین ببرد، در هم بشکند، بیماری یا خللی در آن وارد کند. 🖋 در  درباره ارتباطات و رفت‌وآمدهایمان آمده است که زینت­‌های مادی و معنوی زندگی­مان به شکلی باشد که زیاد جلوه نکند. 🖋 نعمت هایی که در معرض مشاهده نیستند را نباید نمایان کرد  زیرا باعث حسرت دیگران می شود و ما نمی‌­دانیم کدام چشم محرم و کدام نامحرم نعمت­‌های ماست، بنابراین تا می توانیم باید معمولی زندگی کنیم. 🖋 (علیه السلام) در این زمینه می فرماید: اگر کسی بترسد که چشم خودش در کسی اثر کند یا چشم دیگری در او اثر کند، سه مرتبه بگوید: "ماشاءالله لا قوّة الا بالله العلی العظیم" و در جای دیگر میفرمایند: هرگاه کسی خود را به هیئت نیکو آراسته کرد، وقتی از منزل بیرون می­‌رود دو سوره­‌ی و را بخواند تا به اذن خدا چیزی به او ضرر نرساند. ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
هدایت شده از داستان های جذاب
صبحتون بخیر 🌹 🌼 🌹
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر چیزی نصیب تو باشه خدا برای اینکه صاحب اون بشی همه تعادل‌ها رو تغییر میده به خدا اعتماد کن.... ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1
♥️🍃 🌸به جای کوچک کردنِ دیگران ؛ 🌸خودت بزرگ شو ! 🌸به جای آرزوی شکست برای افرادِ موفق ؛ 🌸خودت هم تلاش کن و موفق شو ! 🌸و به جای نشستن و حسرت خوردن 🍃بلند شو و برای آرزوهایت بجنگ ... 🍃فراموش نکن ؛ 🍃کسی که توهین می کند ؛ خودش را زیر سوال برده ، 🍃کسی که تحقیر می کند ؛ خودش را خوار 🍃کرده ، 🍃و کسی که می رنجاند ؛ دیر یا زود ، تاوان خواهد داد 🌸نه متعصبم ، نه سطحی نگر ! 🌸اما لا به لای این سیلِ منطق و روشنفکری ؛ 🌸به چوبِ انتقامِ خدا بدجور اعتقاد دارم ، بدجور ! ═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═ @ba_khoodabaash1