eitaa logo
به دنبال ستاره ها...
4.3هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
769 ویدیو
20 فایل
🌿 اینجا رمان های واقعی رو نه تنها بخونید که زندگی کنید #اعترافات_یک_زن_از_جهاد_نکاح... #ناخواسته_بود... #مثل_یک_مرد #چهارشنبه_ها... #رابطه #مزد_خون #پازل #سم_مهلک انتشار رمان ها بدون دستکاری متن بلامانع🌹🌹🌹 آیدی_ نویسنده🔻 @sadat_bahador
مشاهده در ایتا
دانلود
⚘🌸⚘🌸⚘🌸⚘🌸⚘ کجا ایستاده ایم ؟ 🔻 از وقتی که مصاحبه روح‌الله زم رو دیدم و اینکه گفت روزی هجده ساعت واسه کانال آمدنیوز فعالیت می‌کرده انگار کسی کنج ذهنم نشسته و مدام یه جمله‌هایی رو تکرار می‌کنه... ➖ زمستان شما را به جنگ فرا می‌خوانم می‌گویید هوا سرد است... ➖ تابستان شما را به جنگ فرا می‌خوانم می‌گویید هوا گرم است... ➖ ای مردنمایان نامرد! کودک صفتان بی‌خرد... ➖ چقدر دوست داشتم شما را هرگز نمی‌دیدم و هرگز نمی‌شناختم... 🔹 به خودم فکر می‌کنم و اعتقادات و ادعاهام، به امثال زَم فکر می‌کنم و اعتقادات و ادعاهاشون. البته الان مسئله من قضاوت‌شون نیست؛ که هر آدمی مسئول رفتار و کردار خودشه و برای اونچه که مسئوله باید پاسخگو باشد. چیزی که ذهنم رو درگیر خودش کرده همون هجده ساعته! 💢 باز به خودم فکر می‌کنم و به زَم... نگاهم به زاویه‌ای می‌مونه که از تفکر و اعتقاد من تا تفکر و اعتقاد اون در ذهنم شکل می‌گیره و دوباره صدایی در گوشم نجوا می‌کنه و تمام وجودم رو ویران می‌کنه. ➖ به خدا دوست داشتم معاویه شما را با نفرات خود مانند مبادله درهم و دینار با من معامله می‌کرد. ده نفر از شما می‌گرفت و یک نفر از آنها به من می‌‌داد. 🕗 هر بار که به خودم فکر می‌کنم چیزی در من نهیب می‌زنه که تو برای چیزی که اعتقاد و ایمان و تفکرته چند ساعت از روزت رو وقت میذاری؟ ❓ از این منظر امثال زَم کجای زندگی‌شون ایستادند و تو کجا...؟ ⚠️ نکنه کسی که دم از حُب و عشق و ولایتش می‌زنی آرزو کنه ده نفر مثل تو را با یکی مثل زَم عوض کنه... کجای این معامله ایستادی...؟ و تا کجا پای امام زمانت می‌ایستی...؟
➕میگم اگه دنیا ارزش زندگی کردن نداشت خدای حکیم این همه زیبایی و دلبری براش خلق نمی کرد! یه بچه مذهبی از نعمت های خدا لذت حسابی می بره😊👌 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
به دنبال ستاره ها...
➕میگم اگه دنیا ارزش زندگی کردن نداشت خدای حکیم این همه زیبایی و دلبری براش خلق نمی کرد! یه بچه مذهب
لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ... لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ... لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ... لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ... {سوره نحل}
سلام عزیزان همراه ممنون از نظرات پر انرژیتون😊 زحمت چشماتون این دو قسمت تقدیم میشه خدمتتون را با دقت بخونید🙏🌹
... خانم حسینی ماشین رو گوشه ایی پارک کردو گفت: پیاده شو! کمی قدم بزنیم با هم صحبت کنیم حالت بهتر میشه... جالب اینجا بود که خانم حسینی بدون اینکه اصرار کنه چی شده بیشتر ساکت بود و من تمام آشوب و غوغای دلم رو میون اشک چشمام و بغض گلوم رها کردم... توی مسیری که پیاده قدم می زدیم با خانم حسینی کلی صحبت کردم ولی ایندفعه نه برای تحقیق! برای آروم کردن دلم.... احساس عجیبی بود .... هیچ وقت نزدیکی به فردی رو اینقدر احساس نکرده بودم... روز بعد هر چی به لیلا زنگ زدم جواب نداد باید سوال هام رو ازش می پرسیدم باید حقیقت رو می فهمیدم....ولی لیلا جواب نداد ... چند روز گذشت و خبری از لیلا نشد! نه دانشگاه می اومد! نه تلفنش رو جواب میداد... دل و دماغ هیچ کاری رو نداشتم باخودم گفتم به جای کلنجار رفتن بی خود با روح و روانم بهتر یه سری به خانم حسینی بزنم ... زنگ زدم بوق دوم گوشی رو برداشت بعد از احوالپرسی گفتم: می خوام ببینمتون مثل همیشه استقبال کرد... فوری آماده شدم و رسیدم جلوی ساختمان محل کار خانم حسینی... اما متفاوت با دفعه قبل! خیلی مطمئن و محکم به سرباز جلوی ورودی گفتم: با خانم حسینی کار دارم، راهنمایی ام کرد لحظاتی بعد جلوی در اتاق خانم حسینی بودم در زدم خودش در را باز کرد بعد ازحال و احوال پرسی گفتم: اومدم بقیه تحقیق رو کامل کنم! مِن مِن کنان ادامه دادم: راستش من هنوز به نتیجه کامل نرسیدم! تا یک جایی برام حل شده ولی خوب هنوز فکرم درگیره! گفت:خوب دفعه قبل رسیدیم به لا اکراه فی الدین... درسته! سری تکون دادم و منتظر موندم که خانم حسینی گفت: دخترم بیا کنار من روبه روی لپ تاپ بشین چند تا مطلب جالب می خوام برات بخونم... جابه جا شدم و صندلی کنار خانم حسینی نشستم شروع کرد سرچ کردن قوانین پوشش در دانشگاههای معتبر دنیا.... کلی مطلب اومد چند تا را شروع کرد به خوندن... 1.دانشگاه آکسفورد (انگلیس)/ در مقررات مربوط به پوشش دانشگاهی به معاونت رئیس دانشگاه اختیار داده شده تا تمام قوانین ذیل را اجرا نماید. - فارغ التحصیلان دانشگاه باید لباس بلند، گشاد و روپوش های رنگی مصوب دانشگاه را بپوشند. - مردان باید از کت و شلوار تیره، پیراهن سفید ساده کراوات و جوراب استفاده کنند. - زنان باید دامن تیره یا شلوار، بلوز سفید، کراوات سیاه، کفش سیاه و در صورت نیاز یک کت تیره بپوشند. - مردان از پوشیدن لباس باز و بدن نما باید پرهیز کنند. اندازه شلوارک ها باید تا زانو باشد. - مو باید رنگ طبیعی داشته باشد، همچنین خالکوبی مجاز نیست. - لباس زنان نباید پشت باز یا بدون آستین، تنگ و بالای زانو باشد. 2.دانشگاه ایالتی فلوریدا (آمریکا)/ - تمام شلوارها و دامن هایی که پوشیده می شوند نباید بیش از حد کوتاه باشند. - کفش های شکیل و ساده یا بدون مدل قابل قبول می باشند. تردد با پای برهنه، پوشیدن دمپایی و کفش های راحتی، کفش های پاشنه میخی یا پاشنه بلند (بلندتر از 2 اینچ)، یا کفش چرخدار و گیره دار مجاز نمی باشند. - هر نوع پوششی که در بردارنده عبارات زشت یا توهین آمیز به مقدسات، وسوسه انگیز و ناشایست ممنوع است اما چیزی که در این دانشگاه قابل تأمل نشون میداد، نوع برخورد با دانشجوی خاطی بود: - بار اول تخلف ثبت خواهد شد. - بار دوم، یک روز شنبه دانشجو بازداشت خواهد شد. - بار سوم، دو روز بازداشت خواهد شد. - از چهارمین مرتبه به بعد و تمام دفعات بعدی یک روز اخراج از دانشکده یا حالت تعلیق و یا روش تأدیب دیگری که از سوی مسئول تعیین سطح معین نماید. متعجب و متحیر صفحه ی لپ تاپ رو نگاه می کردم! و قشنگ چشمهای از حدقه بیرون زدم مشهود بود! آخه مگه میشه این همه میگن غرب مهد تمدن! فلان... چنین قوانینی! اون هم برای نسل جوونش! نویسنده: هر گونه کپی برداری شرعا و قانونا جایز نیست. ادامه‌ی داستان در کانال به دنبال ستاره ها👇 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
... خانم حسینی که تعجبم را دیده بود لبخندی زد و گفت این چند تا رو هم بخون تا بگم ماجرا چیه! بدون اینکه چیزی بگم با همون تحیر ادامه دادم... 3.دانشگاه بریستول (انگلیس)/ - لباس باید حداقل بدن را از شانه تا زانو بپوشاند، عریان نمودن بخش بالای سینه ممنوع است. - دانشجویان باید آگاه باشند که پوشیدن لباس های محرک جنسی می تواند توسط برخی افراد به عنوان دعوت برای سخنان و اعمال نامناسب و زشت و توهین آمیز تلقی شود. - زیورآلات باید در کمترین میزان ممکن مورد استفاده قرار گیرد. گوشواره های آویزان و نیز سوراخ کردن اعضای صورت نامناسب و ممنوع است. 5.کالج رابرت (ترکیه)/ از جمله قوانین پوششی این دانشگاه ، - پوشیدن شلوارهای غیر رسمی از قبیل شلوارهای مارک ، شلوارهای جین و یا بادگیر (شلوارهایی که جیب‌های زیادی دارند) قابل قبول نمی‌باشد. - هیچ گونه جواهرآلات به جز ساعت و یک جفت گوشواره (البته برای دختران)، مجاز نمی‌باشد. - موها باید تمیز و مرتب باشند. رنگ کردن مو با حنا و یا به صورت راه راه ، قابل قبول نمی‌باشد. موی پسران باید کوتاه باشند. - پوشیدن جوراب الزامی است. - آرایش کردن، مجاز نیست 6.دانشگاه تگزاس (آمریکا)/ -ناخن‌ها باید متعارف و مناسب باشند - استفاده از زیورآلات ناخن و ناخن مصنوعی ممنوع است. - طول دامن نباید از 3 اینچ بالای زانو کوتاه‌تر بوده و نباید بیش از حد تنگ باشد. - پاشنه کفش نباید از سه اینچ بلندتر باشند. - پوشیدن لباس‌های بدن‌نما مجاز نیست. - پوشیدن جوراب‌های زنانه و مردانه ضروری است. اما پوشیدن جوراب‌های زنانه تزئینی و طرح‌دار (نظیر جوراب توری و غیره) مجاز نیست. 7.دانشگاه هاروارد (آمریکا)/ دانشجویان این دانشگاه موظّف به رعایت ضوابط ضمیمه کتاب راهنمای خود هستند. برخی موارد کتاب راهنمای دانشجو به شرح ذیل است: - دانشجویان موظفند در محیط خوابگاه و رستوران بلوز، پیراهن یا ژاکت یقه‌دار بپوشند. - در تمامی ایّام هفته در رستوران و به هنگام صرف نهار مردان بایستی یک ژاکت و در هنگام صرف نهار یک ژاکت به همراه کراوات برتن کنند. زنان نیز موظّفند پوششی مناسب اعمّ از پیراهن و یا لباس بلند و متعارف داشته باشند. - لباس‌های چسبان، لباس راحتی، عرق‌گیر، لباس بدنسازی، و شلوارک در هیچ زمانی و هیچ مکانی مجاز نیست مگر در مواردی که فرد در قسمت مربوطه و یا اتاق خواب خویش حضور دارد. - پوشش شلوار جین در همه انواع آن درمحوّطه دانشگاه ممنوع است! از دیدن این همه قوانینی شبیه قوانین دینی ما دیگه واقعا داشتم شاخ در میاوردم که خانم حسینی شروع کرد گفت: نازنین جان آیا شما الان که در این دانشگاهها نیستی موظف به انجام هیچ کدوم از این کارها هستی؟ گفتم: خوب معلومه نه! گفت: آیا کسی می تونه تو رو مجبور کنه یکی از این دانشگاهها رو بری؟ گفتم: خوب نه کسی نمی تونه این کار رو بکنه! گفت: خوب حالا اگر خودت انتخاب کردی در یکی از این دانشگاه ها تحصیل کنی آیا می تونی به قوانین دانشگاه عمل نکنی! گفتم: خانم حسینی جان خوب معلومه که نمیشه! وقتی انتخاب کردم خوب باید به قوانین اون دانشگاهم پایبند باشم دیگه! گفت: آفرین حالا دقت کن آیه ٫٫لا اکراه فی الدین٫٫در واقع برمیگرده به اینکه شما در اعتقاد و انتخاب دین مختاری یعنی کسی نمی تونه به زور کسی رو مجبور به دین و اعتقاد کنه! ولی! ولی وقتی فرد دینی را انتخاب کرد باید به قوانین دین هم پایبند باشه و نمیتونه بگه این کار رو دوست دارم انجام میدم این کار رو دوست ندارم انجام نمیدم درست شد! پس آیه ی لا اکراه فی دین برای انتخاب دین و اعتقاد هست که هر فردی برای این کار اختیار و قدرت انتخاب را داره نه انتخاب قوانین! درست مثل انتخاب ورود به دانشگاه اما به محض انتخاب دیگه باید پایبند قوانین دانشگاه باشه! خیلی مثال دقیقی بود ولی یه چیزی برام مبهم موند که گفتم: خوب درسته اما شاید بعضی ها بگن ما دین را انتخاب نکردیم چرا باید قوانینش رو رعایت کنیم؟! نویسنده: هر گونه کپی برداری شرعا و قانونا جایز نیست. ادامه ی داستان در کانال به دنبال ستاره ها👇 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
🌱♥️ •گاهی وقتا بدترین شرایط از نظر ما ما رو در مسیری قرار میده که به بهترین ها برسیم... https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
... بدون لحظه ای منتظر موندن گفت: احسنت به این نکته سنجی! نمی دونم چرا ذوق کردم و قند تو دلم آب شد احساس کردم سر جلسه امتحان جواب سوال رو درست دادم با این تفاوت که اینجا شاید سوال درست پرسیدم! بعد ادامه داد: خوب در نظر بگیر شما رفتی یکی از همین کشورها برای تحصیل، دوست شما اومده برای دیدن شما... حالا در دانشگاه شما یکسری قوانین داری که شما در بدو ورود پذیرفتید و باید انجام بدید ولی دوست شما چون در اون دانشگاه نیست طبیعتا مقید به اون قوانین هم نیست ولی وقتی قرارِ برای دیدن شما یا داشتن کاری بیاد دانشگاه آیا فرقی میکنه در اینکه قوانین رو رعایت کنه؟! یعنی دوست شما چون در دانشگاه اون کشور درس نمی خونه میتونه هر جوری خواست رفتار کنه و ملزم به قوانین اونجا نباشه؟! گفتم: نه نمی تونه این قوانین مربوط به همه ی کسانی که در دانشگاه حضور دارند هست و فرقی برای افراد مختلف نداره تا به شخصی آسیب نرسه...! اینجوری باشه که سنگ روی سنگ بند نمیشه! خانم حسینی زد به شونه ام و گفت: آفرین نکته همین جاست یکسری از قوانین دین اسلام مربوط به شخص خود ماست مثل نماز و روزه که رعایتشون فردی هست، ولی یکسری قوانین مربوط به اجتماع ماست مثل رعایت حجاب که یکی از مهم ترین دلایلش برای آسیب ندیدن افراد جامعه است که حتی دانشگاههای معتبر دنیا هم به همین دلیل این قوانین رو گذاشتن! پس رعایت کردنشون فرقی بین کسانی که دین رو انتخاب کردن و کسانی که انتخاب نکردن اما در جامعه ی ما زندگی می کنند نداره و همه ی افراد تو جامعه باید این قوانین اجتماعی رو رعایت کنن دلیلشم واضحه تا به کسی آسیب روحی و جسمی وارد نشه درست مثل قوانین رانندگی که قبلا براتون توضیح دادم. بعد انگار یکدفعه توی فکر رفته باشه گفت: راستی نازنین جان گفتم دوستت... چه خبر از لیلا! سری تکون دادم و گفتم: خبری ازش ندارم گوشیش رو جواب نمیده! چند وقتی هم هست دانشگاه نیومده... خانم حسینی گفت: نگران نباش امیدوارم هر جا هست سلامت باشه... یه لحظه انگار برق بگیرتم با خودم گفتم: سلامت باشه! نکنه امید یه بلائی سرش آورده باشه؟؟؟ دقیقا از روزی که لیلا سوار ماشین امید شده بود دیگه نه دانشگاه اومده بود! نه خبری ازش داشتم! واقعا نکنه اتفاقی براش افتاده بود؟! این امیدی که من شناختم همه کاری از دستش بر می اومد؟ از خانم حسینی خدا حافظی کردم از شدت نگرانی اومدم سمت خونه لیلا هر چی در زدم کسی در رو باز نکرد... پیش خودم گفتم: شاید رفتن مسافرت که خبری هم از لیلا نیست‌... آره این احتمال قوی بود چون اگر لیلا چیزیش می شد یا اتفاقی براش می افتاد حتما مامانش پیش من می اومد خبری می گرفت... با این فکرها کمی نگرانیم کمتر شد ... مدتی به همین شکل گذشت و خبری از لیلا نبود، نه دانشگاه! نه تلفنش! حتی نه خونشون! هیچ کدوم جواب نمی داد.‌.. توی این مدت من با خانم حسینی بیشتر انس گرفته بودم و هفته ایی چندبار قرار می ذاشتیم و همدیگه رو می دیدیم و کلی راجع به سوالهای من بحث و حرف و تحقیق می کردیم خانم حسینی هم با صبر و حوصله و منطق جواب سوالهای من رو می داد هر بار دیدنش یه اتفاق جالب و جذاب همراهش داشت واین چیزها باعث می شد من راحت تر با قضیه بهم خوردن نامزدیم با امید و نبود دوستم لیلا کنار بیام دو تا اتفاق سختی که در اون روزها فکر می کردم غیر قابل تحمل هستند اما... نویسنده: هر گونه کپی برداری شرعا و قانونا جایز نیست. ادامه ی داستان در کانال به دنبال ستاره ها👇 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286