eitaa logo
به دنبال ستاره ها...
4.4هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
765 ویدیو
20 فایل
🌿 اینجا رمان های واقعی رو نه تنها بخونید که زندگی کنید #اعترافات_یک_زن_از_جهاد_نکاح... #ناخواسته_بود... #مثل_یک_مرد #چهارشنبه_ها... #رابطه #مزد_خون #پازل #سم_مهلک انتشار رمان ها بدون دستکاری متن بلامانع🌹🌹🌹 آیدی_ نویسنده🔻 @sadat_bahador
مشاهده در ایتا
دانلود
.☘ داستان فضیل بن عیاض رو شنیدی ؟ .
.. این شب ها ، شب‌های فکر کردن هست شب های نزدیکه ... فکراتو کردی یا نه ؟ قراره تغییر کنی ؟؟ قراره بعد از رمضانت با قبل از رمضانت تفاوتی بکنه یا نه ؟ ..
.☘ داره به تک تک ماها میگه ها أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ ای کسی که ایمان آورده ای آیا وقتش نرسیده که ...؟ .
نگاهم به شماره افتاد تعجب کردم!!! من که نیم ساعت بیشتر نیست با فاطمه صحبت کردم!!!!چرا دوباره زنگ زده؟! سریع گوشی رو وصل کردم... گفتم: الو... جانم... صدای یه خانم دیگه از پشت گوشی چنان غافلگیرم کرد که انگار یه پارچ آب یخ ریخته باشند روی سرم!!! گفت: سلام من همسایه ی طبقه ی بالاتون هستم، نگران نشید ولی خانمتون کمی حالش بد شد بردنش بیمارستان، گفتم در جریانتون بذارم!!! با حالتی شبیه انسانهای موج گرفته، تنها چیزی که پرسیدم کدوم بیمارستان بود؟ شیخ منصور که متوجه شد یه قضیه ای پیش اومده تا اومدم خداحافظی کنم و برم، دستم رو گرفت و گفت: بیا خودم میرسونمت... وقت فکر کردن نداشتم... به سرعت راه افتادیم... دلم مثل سیر و سرکه می جوشید و داشتم حرص میخوردم و به خودم هر چی بد و بیراه بود می گفتم که اینقدر دست، دست کردم تا اینجوری شد.... در همین حین شیخ منصور مدام دلداریم میداد... رسیدیم بیمارستان... بدون اینکه صبر کنم با عجله رفتم داخل... از پرستار بخش که وضعیت فاطمه رو پرسیدم گفتن: الحمدالله خوبه، خداروشکر به موقع رسید وگرنه معلوم نبود چی میشه و از این حرفها... گفتم: کی خوب میشن و وضعیتشون مشخص میشه؟! لبخند تامل برانگیزی زد و گفت: حالا حالا ها پیش ما هستن دست کم، یه هفته ای باید باشن... بعد هم راهنماییم کرد که کارهای مربوط به پذیرش و اینجور چیزها رو انجام بدم... تا راه افتادم سمت پذیرش شیخ منصور هم بهم رسید... گفت: چی شد؟ گفتم الحمدالله بخیر گذشت... سرش رو برد بالا و خداروشکر کرد... برای تکمیل پرونده همراهم شد و رسید به جایی که خانم داخل پذیرش گفت: باید پنجاه درصد هزینه رو اول بدید... مونده بودم چکار کنم مبلغ کمی نبود که!!! حالا از یه طرفم منصور همراهم بود نمیخواستم بگم ندارم... خودم رو مشغول نوشتن و تکمیل پرونده کردم اما چاره ای نبود... انگار باید به شیخ منصور رو میزدم... اومدم حرف بزنم که صدای پیامک گوشیم بلند شد... شیخ مهدی بود... نوشته بود: سلام مرتضی جان خداروشکر پول جور شد واریز کردم انشاالله که کارت راه بیفته... انگار کل دنیا رو یکجا بهم دادن... توی دلم گفتم: خدا هر چی میخوای از دنیا و آخرت بهت بده مهدی.... کارتم رو از داخل جیبم آوردم بیرون و دادم سمت مسئول حسابداری، که شیخ منصور دستم رو محکم گرفت و گفت: نه دیگه مرتضی قرارمون این نبود! گفتم: نه منصور جان دارم الحمدالله... دست درد نکنه تا همین جا هم زحمت دادم بهت... گفت: این چه حرفیه شیخ ما از همیم!!! جمله اش ذهنم‌ رو درگیر کرد: ما از همیم... یکدفعه فکرم جرقه ای زد و دیدم حالا که فاطمه یه هفته، ده روز باید بیمارستان باشه و من هم راه نمیدن که پیشش باشم، این بهترین فرصته برای جواب به خیلی از سوالهایی که در مورد شیخ منصور داشتم برسم..‌ لبخندی زدم و گفتم: معلومه که از همیم... بعد دستی به محاسنم کشیدم و گفتم: حالا مزاحمت میشیم اما توی یه فرصت مناسب! لبخند خاصی زد و گفت: خلاصه همه جوره روی ما حساب کن مرتضی، من اینجوری بیخیالت نمیشم... بدون اینکه چیزی بگم لبخندی زدم.... حالا که خیالم از بابت فاطمه و بچمون و هزینه های بیمارستان راحت شده بود، تازه یادم افتاد و گفتم: وای منصور جلسه ات .... ادامه دارد.... نویسنده: ادامه ی داستان در کانال به دنبال ستاره ها 👇 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قسمت چهاردهم سلام عزیزان طاعات و عباداتتون قبول انشاالله🙏🌿 اگه تا اینجا رو با ما اومده باشید الان دیگه وقتش مهم ترین کار رو انجام بدید اون هم اینه که شروع کنید... بعله شروع کنید... دانسته های ما وقتی به ما کمک می کنند که عملی بشن✔️ 👈یادمون باشه خدا به هر پرنده ای غذا می دهد اما آن را داخل لانه اش پرتاب نمی کند! اصلا لازم نیست یکدفعه تمام کارو انجام بدید فقط و فقط گام نخست رو بردارید، رفته رفته و کم کم حرکت را آغاز کنید دقیقا وقتی شروع کنید مثل یک گلوله‌ی برفی کوچکی که با یک هول دادن کوچک راه می افته تا رسیدن به مقصد دیگه نمی توانید جلوی حرکتش رو بگیرید... ❗️هیچ نویسنده ای از اول نویسنده به دنیا نیومده، حتما اول خیلی چیزها نوشته و کاغذهای فراوانی رو مچاله کرده... حتما خیلی متن ها برای دیگران خونده و هیچ واکنشی ندیده... اما ادامه داده و نوشته و نوشته.... تا نویسنده شده! ❗️هیچ آشپزی از اول آشپز نبوده، حتما بارها غذا را سوزانده .... حتما بارها دستش سوخته... حتما بارها و بارها آشپزی کرده و آشپزی کرده تا یک آشپز ماهر شده! ❗️هیچ ورزشکاری هم از اول ورزشکار به دنیا نیومده، حتما تمرین و تکرار زیادی داشته‌.... ورزش ورزش و ورزش ورزشکار میسازد! و.... خوب نکته ایی که واضحه👈 تکرار و تمرین کارهایی هست که تا ما قدرت تمرکز در کارها رو پیدا کنیم در واقع اگر تکرار و تمرین نداشته باشیم اتفاق متفاوتی نسبت به قبل برای ما نمی افته! این شب ها و روزها خیلی فرصت خوبیه! در واقع یه فرصت استثنایی! فقط کافیه یه یاعلی بگید... بعله ممکنه بین راه خسته بشید.... ممکنه به مشکل بخورید... ممکنه به رکود بخورید... اما اینها راه حل داره ! ادامه دارد.... https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286 ارسال مطالب با لینک کانال✅
. . چیزی که سرنوشت انسان را می سازد استعدادهایش نیست،بلکه انتخاب هایش است ...🌱 . .
491.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑 ظریف معتقده مبارزه شهید سپهبد سلیمانی بر علیه داعش یا پاسخ دندان شکن به قایق‌های آمریکایی در خلیج فارس، با نیت ناراحت کردن حضرات آمریکا و نابودی برجام بود!!!! 🔸پ ن. هر چند که علامت تعجب رو بیخود گذاشتم، اعتقاد اونها خیلی وقته برای ما واضحه... https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
و زندگی دوباره ، سبز خواهد شد ...🌱 و تو چه می دانی خون شهید چه خواهد کرد...🌱