eitaa logo
به دنبال ستاره ها...
4.4هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
766 ویدیو
20 فایل
🌿 اینجا رمان های واقعی رو نه تنها بخونید که زندگی کنید #اعترافات_یک_زن_از_جهاد_نکاح... #ناخواسته_بود... #مثل_یک_مرد #چهارشنبه_ها... #رابطه #مزد_خون #پازل #سم_مهلک انتشار رمان ها بدون دستکاری متن بلامانع🌹🌹🌹 آیدی_ نویسنده🔻 @sadat_bahador
مشاهده در ایتا
دانلود
به دنبال ستاره ها...
. 🌿یه راز بگم.... هر وقت برات کربلا گرفتم از دست کریم امام حسن (س)بوده.... . #میلاد_امام_حسن_علیه_
. . امشب شب تغییر در ضرب المثل هاست هرچه گدا کاهل بود، آقا است... ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک🌿
گفتم: حاجی اینجا کار داری! گفت: آره یه خورده وسیله میخوام برای هیئت محلمون خرید کنم... گفتم: یه کم، زود نیست! هنوز خیلی مونده تا محرم!!!! همینطور که مشغول پرچم و بیرقها بود گفت: برای جلسات هفتگیشون میخوام... کلی خرید کرد... اینقدری که با ماشین خودش نمی شد آوردشون... کارمون خیلی طول کشید وقتی تموم شد، نزدیکای ظهر شده بود گفتم: حاجی من یه سری میخوام برم بیمارستان ببینم خانمم کاری نداره اینجوری دلم آروم نمیگیره ... لبخندی زد و گفت: بابا مرتضی دو ساعت نیست از بیمارستان اومدیم بیرون که اخوی! تو هم که داخل نمی تونی بری! چیزی هم که فعلا نیاز نداره! خانم پرستار هم گفت که همه چی خوب و تحت کنترله! دیگه مشکلت چیه!!!؟ بیا با هم بریم یه نهار بزنیم تا جلسه شروع میشه! حرفی برای گفتن نداشتم... گوشیم رو یه چک کردم که مبادا فاطمه زنگی زده باشه دیدم نه خبری نیست... راه افتادیم... منصور گفت: خوب بهترین رستوران اینجا کجاست شیخ؟! گفتم: برو من مسیر رو بهت نشون میدم... اسم رستوران که اومد یاد شیخ مهدی افتادم و ماجرای اون روز که با هم بودیم.... رسیدیم جلوی مغازه ی فلافلی... گفتم: نگه دار... یه نگاهی به دور و برش کرد گفت: کو؟ کجاست رستوران؟! گفتم: نمیشه که بیای قم فلافلش رو نخوری! تو بشین من الان دو تا ساندویچ فلافل حرفه ای میگیرم میام... اخم هاش رفت تو هم گفت: مرتضی قرارمون این نبود!!! بعد سریع حالت چهراش عوض شد و گفت: من تیز و تند میخوام هاااا موقع نهار خوردن خیلی بذله گویی و شوخی میکرد و همین باعث میشد احساس صمیمیت بیشتری باهاش داشته باشم... بعد از نهار راه افتادیم سمت محل جلسه ای که منصور داشت، حس کنجکاویم مثل خوره افتاده بود به جونم که حالا این جلسه چی هست! یعنی چی میخوان بگن که منصور این همه راه بخاطرش اومده قم! کیا توی این جلسه هستن! و اینکه هر چی باشه به حرفهای شیخ مهدی باید ربط داشته باشه و کلی از این مدل تحلیل ها داشتم تا رسیدیم. داخل که رفتیم هنوز اون طلبه ی خوش تیپ و خوش وجه پشت میز نشسته بود حالا که سرش خلوت بود ما را که دید بلند شد حال و احوال حسابی با شیخ منصور و من کرد، بعد هم راهنماییمون کرد به داخل اتاق بزرگی که حدود پانزده و شانزده نفر قبل از ما اونجا نشسته بودن... جالب بود اکثرا جوون بودن! البته بینشون سه، چهارتایی ریش سفید هم بود! انگار از قبل همدیگه رو خوب میشناختن از نوع سلام و احوال کردنشون متوجه شدم چند نفری افغانی و عراقی هم داخلشون هست، قیافه هاشون خیلی متفاوت بود از همه تیپ و قشری به چشم میخورد... پیش خودم هزار جور فکر و خیال کردم که معلوم نیست چی قراره بگن توی این جمع! احساس یه نفوذی رو داشتم که قرار بود یکسری اطلاعات بدست بیارم که ببینم قضیه چیه!؟ منتظر حرفهای خاصی بودم که این تعارض درونی خودم رو با شیخ مهدی و شیخ منصور حل کنم.... وسط همین حس و حال بودم که یه حاج آقای خوش تیپ و خوش وجه وارد شد، شروع به صحبت کرد بیان خوبی داشت... همه محو صحبت هاش شده بودند! من هم که یک طلبه بودم برام جذاب بود! توی صحبتهاش دنبال یه حرف نامتعارف بودم... که برسم به یه نقطه ای که به قول شیخ مهدی، فرق رجیم با رحیم رو برام مشخص کنه! اما در کمال ناباوری دیدم که خبری نیست!!! ادامه دارد.... نویسنده: ادامه ی داستان در کانال به دنبال ستاره ها 👇 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
علیرضا پناهیانbonbast-too-zendegi-vojood-nadare-medium.mp3
زمان: حجم: 3.4M
🛑 بن‌بست تو زندگی وجود نداره! 🌱 همیشه یه راهی هست ... ◇چند شب مدام نیت میکردم این صوت رو بذارم داخل کانال نمیشد!!!! الحمدالله امشب توفیق شد🌿 [ ویژه گوش کنید...♡ ] @Panahian_ir
. . وقتی کاری را مدام و منظم تکرار کردیم تبدیل میشه به عادت👌 . . https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
. . و عادتهای ما، آینده ی ما را رقم می زنند😊 . . https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
. . عادات خوب، آینده ایی نتیجه بخش👌 عادات بد، آینده ایی بی نتیجه😔 . . https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
. . دقت کنید آینده را فقط دنیوی نبینیم😊 آینده فراتر از این حرفهاست...🌿 . . هدفمند زندگی کنیم👌 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چرا وقتی میخوایم متمرکز یک کار رو انجام بدیم دچار تعلل میشیم؟!!! اولین علت ما خسته میشیم❗️ این یکی از واقعیت های زندگی ماست! میزان اشتیاق و انرژی همه ی ما در زمان های مختلف ممکنه کم بشه... خیلی وقتها انجام کار تکراری سخته😫 معمولا با اون هیجانی که شروع میکنیم پیش نمیریم!!! سوال: شما چطوری با سستی و خستگی مبارزه می کنید!؟ اصلا مبارزه می کنید یا تسلیم میشید؟! ( فارغ از خستگی غیر عادی که دلیل پزشکی داره) دوتا سوال از خودمون بپرسیم؟؟؟ چرا خسته ام؟! چه چیزی به من انرژی و نیروی بیشتری میده که ادامه بدم؟! یک راه برای اینکه دوباره انرژیمون برگرده اینه که: فکر کنیم! این نکته ی خیلی مهمه که بیاندیشیم بعدش چی میشه👌 فکر کنیم به اینکه اگه ادامه بدم آخرش چه نتیجه ی خوبی میگیرم که حتما با جوابش آدرنالین خونمون درست میشه✔️ راه دوم اینکه به افراد سمی نه بگیم و ازشون دور بمونیم👌خیلی وقتها خستگی ما حتی با شروع نکردن کار، علتش اطرافیانی هستن که اینقدر یاس و ناامیدی و حرفهای منفی بهمون تزریق می کنن که شروع نکرده انگار یه تریلی انرژی مصرف کردیم✔️ راه سوم سراغ کتاب، یا کاری، یا فردی که در ما انگیزه ایجاد می کنه بریم👌 یه کتاب خوب یه کار خوب یه فرد خوب که به تناسب شخصیت هر فردی متفاوته، خیلی می تونه برای ادامه ی مسیر به ما کمک کنه✔️ https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
. . 👈به یاد داشته باشیم اگر نتیجه ای متفاوت می خواهیم باید کار متفاوتی انجام دهیم✔️ شبهای قدر نزدیک است...🌿 . . https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286