#مانده_در_غبار
#قسمت_چهارم
دستگاه چاپ واحد ما خراب شده، چند وقت هم هست فرستادن برای تعمیر ولی هنوز خبری نشده، زحمت شما اینها یکسری عکس پوستر ماه محرمی هست که اگر میشه لطف کنین برای این ایام چاپ کنید که آماده باشه و استفاده کنیم.
علی سری تکون داد و گفت: باشه مشکلی نیست آماده شد بچه ها براتون میارن.
خانم ها بعد از انجام کارشون داشتن می رفتن که از شانس خوب ما، همون موقع سعید اومد داخل اتاق، و با دیدن خانم ها یه سری برای ما تکون داد که فقط خدا خدا کردیم که اون خانم ها این حالت رو ندیده باشن!
اونها که رفتن قبل از اینکه سعید نطق کنه و بحث رو بندازه وسط، من زودتر توضیح دادم که قضیه چیه تا شائبه درست نشه.
خداروشکر سعید قانع شد و بخیر گذشت، بعدش با هم نشستیم که عکس پوسترها رو ببینیم که چی هستن، که اگر نیاز هست متن ها رو هم تغییر بدیم...
تا نگاهی به عکس پوستر اولی انداختیم حسین که دید بشکن زنان گفت: تبین شدی علی آقا!
اینم حرف آقا امام حسین دیگه چی میخوای دیدی مهم انجام تکلیفه!
نگاهی به جمله ی طراحی شده ی روی پوستر انداختم که نوشته بود: در منزل «ازید» که چهار نفر به حضرت ملحق شدند، بیان دیگری از امام حسین علیهالسلام هست. (حضرت فرمود: من امیدم این است که خدای متعال، آن چیزی که برای ما در نظر گرفته است، خیر ماست؛ چه کشته بشویم، چه به پیروزی برسیم. فرقی نمیکند؛ ما داریم تکلیفمان را انجام میدهیم.)
بعد حسین با حالت پیروز مندانه به علی نگاهی کرد و با دست کوبید روی میز و گفت: مهم اینه ما داریم تکلیفمون رو انجام میدهیم و تمام!
وسط کل کل حسین و علی ، سعید بدون اینکه بدونه قصه ی این دو نفر چیه برگشت گفت: اخ... اخ... ببین خدا جای حق نشسته!
این همه دیشب من رو ترکوندین! حالا ببینین این که دیگه حرف خود آقا امام حسین بعد رو به حسین کرد و گفت: اصلا تو چرا بشکن میزنی؟! خود تو دیشب داشتی منو نصیحت میکردی که!
علی نیمچه لبخندی زد و به سعید گفت: داداش تند نرو ترمز دستی رو بکش!
بیا... بیا آقا سعید! پوستر بعدی رو هم بخون... نگاه کن این جمله رو هم آقا امام حسین گفته که:
هرگز سخن بيهوده مگوى؛ زيرا بيم گناه براى تو دارم و نيز هرگز سخن سودمند مگوى، مگر اين كه آن سخن به جا باشد!
حسین خودکارش رو برداشت و در حالی که جیزی می نوشت رو به سعید گفت: ملتفت گشتی آقا! سخن مگو مگر اینکه آن سخن به جا باشد اخوی!
من رو به بچه ها گفتم: رفقا هر تکلیفی باید درست انجام بشه و برای درست انجام شدنش، اول از همه باید همدیگه رو تبیین کنیم تا بتونیم واقعا درست انجامش بدیم، وگرنه با کل کل و جدل و کنایه به هم بپریم که نمیشه!
حسین که مطلب رو گرفت اصلا به روی خودش نیاورد وسط حرفم گفت: میگم جدی باید یه لوح تقدیر به این خواهرای که اومدن اینجا بدیم یعنی جمله که نیست طلا انتخاب کردن!
ادامه دارد....
نویسنده:#سیده_زهرا_بهادر
با این ستاره ها راه گم نمیشود 👇
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
رود را تا به ابد، تشنه ی مهتاب گذاشت
داغ لبهای خودش را به دل آب گذاشت...
#تاسوعا
نیمه ی خالی لیوان وجودمان را امروز پر کنیم...
[ با دستان عباس(ع)... ]
https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
به دنبال ستاره ها...
وَخَسَفَ القَمَرُ قيامة/۸ و ماه بی نور گردد...
و امان از این ساعات و لحظات....