#نفوذ
یهودیا دیگه فهمیده بودن ایشون بابای همون پیغمبر آخر الزمانه...
یه زن زیبای یهودی رو فرستاده بودن مکه گفتن تو برو تلاش کن با این ازدواج کنی اون پیغمبر به ما منتقل بشه... این میومد سر راه عبدالله تو مکه که بیا با من ازدواج کن ایشون میگفت نه!!
تا اینکه عبدالله با وهب و چند نفر دیگه از اشراف قریش رفته بودن برای شکار، وهب میبینه از پشت یه کوهی چند نفر حمله کردن عبدالله رو بکشن...
میگه من رفتم ازش دفاع کنم دیدم اینا از یه چیزی ترسیدن فرار کردن فهمیدم این با این حادثه ای که میخواد تو مکه بیفته ارتباط داره...
میره خونه عبدالمطلب میگه نمیخوای واسه این پسرت زن بگیری؟!
میگه چرا!!
میگه بیا دختر منو بگیر (این از اشراف بوده اشراف که دختر خودشون رو به کسی پیشنهاد نمی کنن)
عبدالمطلب میگه باشه!!
عبدالله با آمنه ازدواج میکنه...😇
قانون اینه ازدواج که کردن برای تجارت باید برن
عبدالله مال التجاره از پدر میگیره میره راهی تجارت میشه...
میرسه به مدینه بهش سم میدن از دنیا میره...
اما تیرشون دیر به هدف میخوره، نطفه ی بچه در مکه بسته شده...
رو علائم متوجه میشن میان سراغ خودش
کی؟!
امشب پیغمبر متولد میشه صبح یه بزرگی از بزرگای مکه میاد تو دارالندوه، دارالندوه محل اجتماع سران قریش هستش...
میاد میگه که دیشب کدومتون پسردار شدین؟!🤔
هیچ کدوم!!!
عبدالمطلب هنوز نیومده بود...
میگه عه پس اون در شام به دنیا اومده؟!
دیشب باید به دنیا اومده باشه!!🤔
میگن صبر کن عبدالمطلب نیومده میرن میبینن بله عبدالمطلب دارای فرزند(نوه) شده میگه بریم بچه رو ببینیم میان بچه رو نگاه میکنن میگه این پارچه رو از روش بردارین پارچه را برمیدارن شروع میکنه به لرزیدن رنگش پرید بیهوش شد افتاد...
چرا اینجوری شدی؟!😳
به هوشش میارن میگن چی شدی؟!
میگه این همون کسی هست که میخواد بساط ما رو از رو زمین جمع کنه...
تو خونه پیغمبر رو پیدا کردن عبدالمطلب اینا رو بیرون میکنه...
عبدالمطلب هم فرزند شهیده، هم بابای شهیده یعنی اونا هم هاشم باباش رو زدن هم عبدالله پسرش رو...
عبدالمطلب میدونه همه اینا برای اینه که بچه رو بزنن...
اومد چیکار کرد؟!
مکه شهر توریستیه شهر تجاریه، ورود و خروج غریبه عادیه میتونه تیم ترور و ربایش بیاد بچه رو ببره...
اون وقت عبدالمطلب چی کار کرد؟! یک هفته نگذشت پیغمبرو گمش کرد...
یهو دیدن این بچه نیست...
عه عبدالمطلب بچه کو؟!
گفت: دادیمش به دایه!!
دایه دادی؟!
برا چی؟!
گفت: مادرش شیرش کم بود!!!
خب دایه کجا هست؟!
دادم از مکه ببرن بیرون هوا یه خورده خوب نبود...
کجا دادی؟!
به شما چه ربطی داره!!
(اینکه میگن عادت عرب این بود که بچه ها رو میدادن میبردن بیرون همه الکیه چی چی بچه ها رو عادت بود میدادن می رفت بیرون به غیر از پیامبر ما یه دونه دیگه رو پیدا کنین که اینو داده باشن و رفته باشه علی بن ابی طالب را دادن به دایه؟! حمزه عموی پیغمبر یک ماه از پیغمبر بزرگتر بود حمزه رو دادن به دایه؟! این حرف ها کدومه...)
نه!! پیغمبر در مکه امنیت نداشت حلیمه توجیه بود ایشون رو برد پنج سال گذشت بچه رو آورد...
گفت آقا دیگه نمیتونیم حفاظتش کنیم!!
چرا؟!
پیدامون کردن
گفت: چی شده؟!
(چادرنشین بودن اینا دیگه) گفت: دیدیم چند تا غریبه دارن میان و فقط بچه هایی رو که بین خیمه ها بازی می کنن رو نگاه می کنن چشمشون افتاد به این صاف اومدن سراغش ریختیم جلوشونو گرفتیم...
گفتن ما کاریش نداریم فقط می خوایم ببینیمش...
دنبالشون آرام آرام رفتم دیدم دارن میگن خودشه پیداش کردیم
آقا جامونو پیدا کردن دیگه نمیتونیم حفاظت کنیم...
عبدالمطلب بچه رو تحویل گرفت خودش شد محافظ بچه سه سال محافظ پیغمبر بود عزرائیل اومد جناب عبدالمطلب باید بری اون دنیا...
عه این بچه چی؟!
گفت اینو بسپرش به عموش...
ابوطالب رو خواست، ابوطالب حفاظت این بچه به عهده تو...
گفت: چشم!!!
تحویل گرفت تا ۲۵ سالگی حفاظت کرد...
#ادامه_دارد...
به دنبال ستاره ها...
سلام و عرض ادب عزیزان دل🌱
صوت را پلی کنید و بریم سراغ ادامه ی مطلب ...
#نفوذ و #دشمن_شناسی
یه مطلبی براتون بگم تو قرآن این آیه را داریم خدای متعال به پیغمبرش میگه
اَلَم یَجِدکَ یَتیماً فَاوَا
ضحی/۶
تو یتیم نبودی، من تو رو پناه دادم؟!
این همه یتیم ما تو دنیا داریم خدا به یه دونه شون منت گذاشته، که بیاد به پیغمبر منت بذاره...؟!
اصلاً این داستان، داستان منت گذاریه؟!
نه!!
میدونی داستان چیه؟!
هجوم مشرکین قوی...
بعداً هجوم یهودیا قوی...
پیغمبر مبعوث شده دیگه، مسلمونا بریدن خدای متعال می خواد به مسلمونا بگه بابا بریدن نداره شما پیروز هستین...
چی میگه!!
میگه پیغمبر تو یتیم بودی یا نه؟! بله
این یهودی که انقدر باهاش درگیری اون موقع دشمن بود؟! آره
اون موقع تو کی رو داشتی؟! هیشکی
حتی باباتم نبود که از تو حمایت کنه؟! بله
اون دشمن با همه ی قوا دنبال این بود تو رو از بین ببره، تونست؟! نه
چی نگهت داشت؟! خدا
بابا الان که تو دیگه نیرو داری الان جای اینه که بترسن؟!
اگه این دشمن قرار بود از بین ببره اون موقع می برد نترس!!👌
پیغمبر ۲۵ سالش شد گفت عمو جان دیگه محافظ نمیخوام...
ترورشون جواب نداد نتونستن پیغمبرو ترور کنن پس پیغمبر اکرم ماند...
بیاید دوباره عقب اقدام دومشون استحکامات ایجاد کردن
فقط اینارو خوب دقت کنید تا بدونید یه مسلمون چقدر باید زیرک باشه چقدر باید بدونه...
این آقایون یهودیا، اینا کل دنیا رو میخوان...
میگن کل دنیا مال ماست...
همه ی مردم دنیا مهمون ما هستن، یا مهمون قدر صاحبخونه رو میدونه سفره رو میندازیم میگیم غذا بخور ولی کار کن...
اگه احیاناً قدر صاحبخونه رو ندونست گردنشو می زنیم...
یعنی میگن همه ی مردم دنیا باید به ما خدمت کنن سر سفره ما دارن غذا میخورن اگر به ما خدمت کردن زندگیشونو میکنن خدمت نکردن گردنشون رو میزنیم...😐
این دستورالعملشونه میگن خدا دنیا رو به ما بخشیده دیگه ام نمیتونه پس بگیره منتظره ما بریم دنیا رو بگیریم...
دنیا رو ما تو سه مرحله باید بگیریم
۱- بیت المقدس روبگیریم...
۲-نیل تا فرات رو آزاد کنیم...
۳-بقیه دنیا رو...
(این ستاره داوود آرم پرچم اسرائیل رو دقت کنید این ستاره دو خط آبی اون بالاست معنای این چیه؟!
این ستاره باید در بیت المقدس طلوع کنه اینجا رو بگیرن اون دوتا خط آبی بره سر جاش واقع بشه نیل و فرات...
بعد نوک این ستاره ها شروع کنه به پیشرفت بره اونور کره زمین برسه به همدیگه میشه کل دنیا...
ولی اول باید بیت المقدس رو بگیره تا اونجا رو نگیرن حرکت جهانی شون معنا نداره...)
حالا یه ویژگی از پیغمبر ما در تورات شون هست تو همین توراتی که الان هستا
میگن او هر کجا را فتح کند دین خود را وارد آنجا کند دیگر آن نقطه از دست او بیرون نمی رود
این تو تورات شونه یعنی پیغمبر ما اگه بیاد بیت المقدس رو بگیره دیگه محاله بیت المقدس رو از دست اسلام گرفت...
یهودیا جهانی شدنشون از بیت المقدسه، این پیغمبرم اگه بیاد بیت المقدس رو فتح کنه دیگه نمیشه از دستش گرفت...
اگه نشه دیگه الی الابد یهودی ها از گرفتن دنیا مایوس میشن...
پس باید چیکار کنن؟!🤔
باید یه کاری کنن این پیغمبر اگر آمد به قدرتم رسید به بیت المقدس نرسه...
اومدن چی کار کردن بر اساس اطلاعاتی که داشتن نقطه حکومتشو که احتمالی بود شناسایی کردن از اونجا تا خود بیتالمقدس جلوی پیغمبر خاکریز زدن...
#ادامه_دارد...
.
.
سلام و رحمت🌱
ممنون از ابراز لطف هاتون بخاطر مبحث دشمن شناسی😊
ان شاءالله که مفید و موثر باشه
بریم ادامه ی بحث 🤚
اوصیکم به مطالعه دقیق
.
.
#نفوذ
#دشمن_شناسی
اومدن شناسایی کردن این مدینه ی امروز (یثرب) اصل اصلش سه قبیله یهودیا اومدن
بنی قریظه
بنی قینقاع
بنی نظیر
اینجا مستقر شدن بعد اوس و خزرجی ها اومدن
۲۰۰ کیلومتر رو به شمال در ارتفاعات خیبر استحکامات زدن
۷۰۰ کیلومتر از مدینه به سمت قدس تو تبوک یهود تیماع رو مستقر کردن
از مدینه ۱۰۰۰ کیلومتر بری جلو به سمت قدس در موته استحکامات زدن
از موته رد بشی (موته ی امروز در شمال اردنِ) مرز اسرائیل با اردن میشه موته
از موته که رد بشی میشه بیت المقدس
از خیبر یه راهی هست میره از جنوب سوریه میره بالا احتمال داره از این جا بیاد، اومدن اینجا کشت و صنعت فدک رو زدن
بنابراین بنی قینقاع، بنی نظیر، بنی قریظه، خیبر، فدک، تبوک، موته
شد چند تا؟! هفت تا...