eitaa logo
به دنبال ستاره ها...
4.3هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
769 ویدیو
20 فایل
🌿 اینجا رمان های واقعی رو نه تنها بخونید که زندگی کنید #اعترافات_یک_زن_از_جهاد_نکاح... #ناخواسته_بود... #مثل_یک_مرد #چهارشنبه_ها... #رابطه #مزد_خون #پازل #سم_مهلک انتشار رمان ها بدون دستکاری متن بلامانع🌹🌹🌹 آیدی_ نویسنده🔻 @sadat_bahador
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام دوستان قدیمی و دوستان جدیدمون خیلی خوش اومدین😊🌹
حال و روز دل و فکر و روح و جسم تون خوب باشه ان شا الله🙏 با امید پر انگیزه به سمت هدف هاتون در مسیر حرکت باشید💪💪💪
کلی حرف زدیم که باید تو زندگی هدف داشته باشیم و برنامه برای رسیدنش😊 لازمه ی اولیش هم حفظ پروتکل های بهداشتی برای فکرمون و جلوگیری از نا امیدی بود😷😷😷 گفتیم که باید تغییر کنیم وگرنه ده سال دیگه که هیچ! یه عمر هم بگذره با تکرار همین رفتارها همینی که هستیم هستیم🙄 داشتیم اصول تغییر رفتار را می گفتیم حالا قبل از رسیدن به قدم ششم یه نکته مهم اینه که 👇
تا وقتی رفتار جدید تثبیت نشده وارد قدم ششم نمیشیم🤗 حتما می دونید که تثبیت یه رفتار هم تکرارمیخواد هم زمان 👌 هیچ کدوممون یه شبه حرف زدن یاد نگرفتیم... یه شبه راه رفتن یاد نگرفتیم ... به شبه الفبا یاد نگرفتیم ... یه شبه دیپلم نگرفتیم... یه شبه بزرگ نشدیم... یه شب پولدار نشدیم(البته این توانمندی را بعضیا دارن😉😏) بلکه کم کم رشد کردیم تکرار همراه با زمان مناسب برای تغییر رفتار مهمه👌 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
رفتم سمت خونه... تلخی احساسم لحظه به لحظه بیشتر میشد کلید را که به در انداختم و در خانه باز شد با دیدن مریم میخکوب شدم! جواب مریم رو‌چی بدم ؟ ترنم دوست صمیمی چندین و‌ چندسالش بود ... مجال فکر کردن را ازم گرفت اومد جلو ، ابروهایش را کمی بهم کشید و با چشمهای متعجب از قیافه ی داغون من! گفت: سلام داداش چیزی شده! چرا یه جوریه قیافت؟ سرم را انداختم پایین... آروم از کنارش رد شدم، به وسط حیاط نرسیده بودم از پشت سر یقه ی پیراهنم را گرفت گفت: مهرداد با توام! چی شده؟ رفتی پیش بابای ترنم؟ بدون اینکه نگاهش کنم و دست از سرم برداره گفتم: آره رفتم حرفش یک کلام بود! نه! با یه حالت خاص وایستاد جلوم و گفت: خسته نباشی این را که منم می دونستم! قرار شد بری راضیش کنی به همین راحتی جا زدی! اصلا ازت توقع نداشتم ! بیچاره ما دخترها باید روی چه کسایی حساب باز کنیم... بدون لحظه ایی تامل پشت سر هم حرف میزد و فرصتی برای توضیح بهم نداد منم ترجیح دادم چیزی نگم شاید اینجوری بهتر بود! اینکه مریم فکر کنه من بی جربزه ام و بی خیالم بشه تا اینکه بدونه مشکل آقای شمس با من چیه! بی توجه به صحبت هایش رفتم داخل اتاقم ساکم را برداشتم و چند دست لباس جا دادم داخلش ... ولی مریم هنوز بی خیالم نشده بود تا دید ساکم را می بندم همون‌طور که به چهار چوب در تکه داده بود نشست و گفت: همه تون همینطورین! بعد از یه نه، راحت جا می‌زنین! بعدشم یه سفر برای تغییر حال و هواتون بعدشم که نگفته پیداست یکی دیگه و ... بیچاره ترنم به کی دل خوش کرد من خوش خیال را بگو ... حرفش تموم نشده بود عصبی بودم و با حرفهای مریم بیشتر بهم ریختم یکدفعه تمام غم های دلم را روی سر مریم خالی کردم گفتم: بسه مریم! بسه! خودم دردم کمه تو هم هی بگو... دست از سرم بردار... چنان رنگ از رخسارش رفت که با دیدن چهرش فهمیدم تن صدام خیلی بلند شد خدارو شکر مامان خونه نبود وگرنه... بدون اینکه چیزی بگه آروم رفت بیرون حق داشت تا حالا هیچ وقت اینجوری ندیده بودم! دلم براش سوخت آبجی مهربون من ولی دست خودم نبود... حرفهای آقای شمس بهم ریخته بود و دست بسته ام بهم ریخته ترم کرده بود! موقع رفتن از کنار اتاق مریم رد شدم آروم گفتم: گوشیم خاموشه به مامان بگو نگران نشه با سجادم رسیدیم زنگ میزنم... چیزی نگفت انگار که نشیده باشد یا خودش را به نشنیدن زده باشد حتی سرش را هم بالا نیاورد... حدس میزدم که به چی فکر می‌کنه! کاش سرش داد نزده بودم... حتما وقتی اصل قضیه رو بدونه ناراحتیش تموم میشه ... ولی الان وقتش نبود و کاریش نمی شد کرد باید صبر میکردم تا یکم آروم بشم و بعد ماجرا را بگم... راهی سفری شدم که نمی دونستم سرنوشت چی برام نوشته‌... نویسنده: هر گونه کپی برداری شرعا و قانونا جایز نیست. https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی با نگاهی دل ما را بنواز...🎈🎈 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
سلام خوب هستید؟😊👌 می دونم تغییر سخته😫 می دونم تکرار یه کار! حوصله ی آدم راسر میبره😒 ولی برای رسیدن به هدفمون باید کارهایی را انجام بدیم که دیگران حاضر نیستن انجام بدن👌 وگرنه به موفقیت رسیدن و کشف یه چیز جدید برای همه لذت بخشه 😍 غافل از اینکه رسیدن و موفقیت جز در تکرار راه رفتن توی مسیر درست حاصل نمیشه😌 و این یکی از تفاوتهای اساسی انسانهای امید وار با انسانهای رویا پردازه😊👍 پایدار در مسیر بمانید👌 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
بعد از تثبیت یه ویژگی در رفتارمون وقتشه دیگه وابسته تقویت کننده ها نباشیم یعنی عادتمون بشه 👌 چه جوری؟؟؟🤔 استفاده از تقویت کننده های متناوب یعنی بعد از چند بار تکرار کردن رفتار، تقویت کننده استفاده کنیم نه فوری و همیشه البته بعد از تثبیت تدریجا وابستگی را کم کنیم 👌 مثلا بچه بعد از عادت کردن به نماز خوندن یا نظافت کردن اتاقش که دیگه تثبیت شده براش بگیم جایزه داری😎😍 ولی بعد از یه هفته که نمازت را خوندی یا یه هفته اتاقت را تمیز نگه داشتی حالا یه هفته،سه روز، یه ماه .... قطعا جایزه و تقویت کنند باید باشه فقط کم کم وابستگیش را کم می کنیم تا خودکار اون فعل را انجام بدیم یا بده😊👌 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286
اینجوری کم کم استقلال رفتاری در خودمون یا همسرمون یا فرزندمون شکل میگیره که فقط به خاطر جایزه و تقویت کننده کار نکنیم👌 البته تاکید می کنم باید حتما اول رفتار تثبیت بشه بعد قدم ششم 😊 https://eitaa.com/joinchat/1802108966Ce26d79d286