eitaa logo
|بهارنارنج|
262 دنبال‌کننده
861 عکس
95 ویدیو
8 فایل
بــِســـمـِ الـلّـــهـ وَ هُــوَ الـــمُـــصَـوِّر مطالب این کانال، نذر سلامتی و ظهور حضرت حجت (عج) است فاطمه‌ام افــضـــلی مــــــادر| نویسنـــــــــده| استادیار مدرسه نویسندگی مبنا| مشغولِ عکاسی‌وتصویرگری‌وجهادِفرهنگی| 🔰 @mrs_faaf
مشاهده در ایتا
دانلود
🪴 «باید بیشتر به خودمان فرصت بدهیم» ‌
|بهارنارنج|
🪴 «باید بیشتر به خودمان فرصت بدهیم» ‌
‌ 🪴 ما ٨تا مامان بودیم که ٨ماه با هم بودیم. هر هفته شنبه‌‌ها ساعت ۴ دست بچه‌های‌مان را می‌گرفتیم و می‌آمدیم موسسه*. ساختمان ملاصدرا، طبقه بالا. بچه‌ها که با نرگس جون شروع می‌کردند بازی، ما مامان‌ها می‌نشستیم دور هم به گپ و گفت. مامان شبیر چای درست می‌کرد. مامان حسین توی کابینت‌ها، وسط چسب و رنگ و کاغذ دنبال لیوان می‌گشت. مامان کیمیا هم قندان را از توی کشوی بادکنک‌ها درمی‌آورد و می‌گرداند. امروز جلسه اول ترم جدید بود. وقتی رسیدیم دیدیم بازسازی طبقه پایین تمام شده. کلاس پایین تشکیل شد. توی اتاق بازی و اتاق کاردستی و اتاق رنگ و اتاق پویانمایی. از آن ٨تا فقط من و مامان محمدحسن و مامان محمدحسین و مامان حسنا بودیم. شبیر و حسین و ملیکا و کیمیا برای طرح ٣ماهه ثبتنام کرده‌اند و دیگر طرح ماهیانه نمی‌آیند. امیرعلی و آن یکی امیرعلی و امیرمحمد و امیرعباس و علی و آنیلا و عسل جدیدند. مادران‌شان را تازه امروز دیدم. باهاشان ارتباط نگرفتم. یعنی طول می‌کشد تا با جمع جدید اخت شوم. مخصوصا اگر یک‌جوری باشند. جمع جدیدمان یک‌جوری بود. دلم برای طبقه بالا، انباری شلوغ‌پلوغِ پر از اسباب‌بازی‌اش، آشپزخانه‌اش و آن روشویی همیشه خرابِ سرویس بهداشتی‌اش تنگ شد. با این حساب امروز بهترین فرصت برای شروع چالش "شیرجه در احساسات" بود. من امروز مضطرب بودم. زیاد. به طرز عجیب و غیرمنطقی‌ای بغض داشتم. از جایی به بعد حس ناامنی داشت غلبه می‌کرد. ضربه آخر را هم امیرعباس زد. همان موقع که محکم زد توی گوش امیرعلی. امروز جلسه اول ترم جدید بود. من و ریحان تلاش کردیم محیط و شرایط جدید را بپذیریم. باید بیشتر به خودمان فرصت بدهیم. فرصت انتقال از آن جمعِ کوچکِ صمیمیِ آرام، به جمعی شلوغ و پر سر و صدا با احتمال تنش بالا. ۲۶/خرداد/۱۴۰۳ *موسسه مادر و کودک ازهار 🌲 🌦 🔰 @baahaarnaranj ‌‌‌
🪴 مثلا اونجایی که آقام حسین (ع) توی دعای عرفه میگه «یا رازقَ الطِّفل الصّغیر»... 🔰‌@baahaarnaranj
🪴 غروبِ عرفه‌ی آن سال شبِ عید قربــــان شبِ واقعه... 🔰‌@baahaarnaranj
🪴 چادرهای محل اسکان گوشه نداشتند. همه چپیده بودیم توی خودمان. تسبیح به دست. ذکر امن یجیب می‌خواندیم. حسین (ع) را صدا می‌زدیم. روی پا و‌ سینه‌مان می‌کوبیدیم. و به صدای ناله‌ی هم‌سفران‌مان از چادرهای کناری گوش می‌دادیم. همان وقت‌هایی که خبر شهادتِ مفقودی‌شان را می‌دادند. این قاب، خلاصه‌ی حالِ حاجیانِ سالِ ۱۳۹۴ است. چند ساعت بعد از طلوعِ عید قربان. پ‌ن: ۹سال است عید قربان زبانم به عید مبارکی نمی‌چرخد. عید شما اما پر نور. ۲۸/خرداد/۱۴۰۳ 🔰 @baahaarnaranj ‌‌
🪴 "چون امروزچهارساله شد ندیدنِ خنده‌هات..." پاشو خانومْ‌بهجت، پاشو قرار نبود الان بری. کلی کارِ نکرده داریم هنوز. سیب‌های باغچه که می‌خواستی بچینی و تخس کنی بین‌مون هنوز نرسیدن. دیوان شوریده‌شیرازیِ گوشه تختت رو هنوز برامون کامل نخوندی خانومْ‌بهجت. لنز دوربینم هنوز منتظره صورتت رو با اون روسری گلبهیه ثبت کنه. خانومْ‌بهجت قرار بود بمونی برامون تعریف کنی از ۶سالگی، از قحطی جنگ دوم، از سختی یتیمی و از غیرت بی‌بی؛ راستی قرار بود بیشتر بگی برامون از بی‌بی... خانومْ‌بهجت پاشو ببین حالا ما موندیم و هر جمعه ساعت ۴ که نیستی برامون شعر جدیدت رو بخونی و چای تعارف کنی و شور بزنی چرا یکی‌مون عصرونه کم خورد و یکی‌مون میوه نخورد. پاشو ببین حالا ما موندیم و یه دنیا حسرت خنده‌هات. خانومْ‌بهجت، تا همیشه خالیه جات...اینهمه خوب بودنت، گرون تموم شد برامون. قرار نبود الان بری خانومْ‌بهجت... ٢٩/خرداد/۱۴۰۳ 🔰 @baahaarnaranj ‌‌
🪴 ی این هفته، تقدیم به آقای «عارفانه‌ها»، آقای «و خدا بود و دیگر هیچ نبود». تقدیم به «چ»؛ به آقا مصطفی چمران. ۳۱/خرداد/۱۴۰۳ 🔰 @baahaarnaranj ‌‌
🪴 راه‌به‌راه پیامک می‌داد. بلاکش کردم. والا :| 🔰 @baahaarnaranj ‌‌
هدایت شده از مجلهٔ مدام
آغاز پیش‌فروش اولین شمارهٔ مجلهٔ مدام؛ به مدت یک هفته از یکشنبه سوم تیرماه تا یکشنبه دهم تیرماه، می‌توانید شمارهٔ اول مجله را با ده درصد تخفیف و ارسال رایگان در وب‌گاه مدام، پیش‌خرید کنید. مدام در ابتدای هفتهٔ آینده برایتان ارسال خواهد شد. www.modaammag.ir قابل توجه همراهان تهرانی مدام👇 یکشنبه دهم تیرماه، یک دورهمی و رونمایی درجه‌یک خواهیم داشت. می‌توانید شمارهٔ اول را به صورت حضوری نیز تهیه کنید. تصویر بخشی از عکس روی جلد اثر حمید ضرابی مدام؛ یک‌ ماجرای دنباله‌دار | @modaam_magazine
|بهارنارنج|
آغاز پیش‌فروش اولین شمارهٔ مجلهٔ مدام؛ به مدت یک هفته از یکشنبه سوم تیرماه تا یکشنبه دهم تیرماه، م
‌ 🪴 خواستم اول سفارشم را ثبت کنم و بعد به شما توصیه‌اش کنم. مبادا مصداق "أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ" باشم. حالا اینجاست. هر دو ماه یک‌بار 🔰 @baahaarnaranj ‌‌
🪴 این قاب یعنی امید هست، نور هست و مردم هنوز «خواستن توانستن است» را می‌فهمند. پ‌ن: مهم است که بدانیم و ببینیم کدام قشر، از کدام نامزد حمایت می‌کند. ۴/تیر/۱۴۰۳ 🇮🇷 🔰 @baahaarnaranj ‌‌