رسانهها فشارشون رو روی رابطهی این دوتا بیشتر کردن. به طوری که مجبور شدن به جدایی فکر کنن.
اونا توی سال ۱۹۹۳ از هم جدا شدن. یکی از دلایلش فشار رسانهها بود و دلیل دیگه مخالفت پدر و مادر وینونا با ازدواجشون
تیم برتون تو همون دوران بعد از جدایی از جانی خواست تا توی فیلم بعدی باهاش همکاری کنه. تیم راجع به جانی میگه: «از بودن در کنارش احساس عجیبی داشتم، انگار دیگر مثل قدیم رفتار نمیکرد. تقریباً مثل این بود که وینونا روح و عشق جانی را گرفته بود»
چند سال بعد وقتی جریان شکایت امبرهرد علیه جانی پیش اومد، وینونا توی دادگاه حاضر شد و شهادت داد که: «من فقط میتوانم از تجربه خودم صحبت کنم، که بسیار متفاوت از آنچه گفته میشود، بود. او هرگز، هرگز نسبت به من چنین نبود. هرگز نسبت به من توهین نکرد. من او را فقط به عنوان یک مرد واقعا خوب، دوست داشتنی و دلسوز می شناسم که از افرادی که دوستشان دارد بسیار بسیار محافظت می کند.»