BQACAgQAAx0CUxfGxAACcZZqUhxGOdG3D-KPWs5dAxgyd-gEtgACmBsAAl-1kVLMgPksLFWZqDwE.pdf
حجم:
154K
📖 متن کامل پیام حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظّم انقلاب بهمناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران
#انقلاب_سوم
#بعثت_خون
#بابل_جانفدا
#بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
روایتگری جنگ تحمیلی اخیر توسط علی محسن پور از رزمندگان و راویان دفاع مقدس
زمان: شنبه ۲۰ تیر ساعت ۲۱ در پایگاه مقاومت مردمی بعثت شهرستان بابل جنب مدرسه قلی تبار(ادره آموزش و پرورش سابق)
شنبه، ۲۰ تیر ۱۴۰۵.
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
✨﷽✨
#اطلاعیه
✊#صدوسیوسومین اجتماع بزرگ مردم ولایتمدار شهرستان بابل و منتقمان خون قائد شهید امام سید علی خامنهای (قدسسره) و بیعت با امام سید مجتبی خامنهای «مدظلهالعالی».
🔅 شنبه؛
🔅 ۲۰ تیرماه ۱۴۰۵؛
🔅 #ساعت: ۲۱:۳۰
"هرکسی خونخواه امام شهید نباشد، در ریخته شدن خون این ولی خدا شریک است"
🏷#مسیر_راهپیمایی:
📍چهارراه انتظام (شهربانی)
📍#میدان_ولایت
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
📣#اطلاعیه
📌مراسم بزرگداشت امام مجاهد و قائد امت اسلام، شهید آیت الله العظمی الامام سید علی حسینی خامنه ای (رضوان الله)
🎙سخنران: حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج سید ضیاءالدین آقاجان پور رئیس سازمان و نماینده ولی فقیه در وزارت دفاع
🎙️بانوای: کربلائی محسن قنبری
🗓️زمان:
یکشنبه ۲۱ تیرماه ساعت ۹:۰۰ صبح
📍مکان:
مصلی جمعه بزرگ شهر بابل
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
به سهم ناچیز خودم، از سردار علی عظمایی عزیز، مخلصانه سپاسگزارم و بر پیشانی و دست و بازوی او بوسه میزنم که در زمانهی آزمون شجاعت و صداقت مدیران و فرماندهان، گرفتار روزمرگی نشده و مردانه پای حقوق ملت ایران ایستاده و هیچ پروایی از ملامت کسی و توبیخ مسئولی ندارد و اطاعت از فرمانده و ولیامرش در نگهداشت اهرم مدیریت تنگه هرمز را با هیچ ترس و تهدیدی زمین نمیگذارد.
امروز مرد دریایی ایران تویی!
@dr_izadkhah
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
🇮🇷 اطلاع رسانی رژه خودرویی بابل🇮🇷
📆 تاریخ: شنبه (۲۰/ ۴/ ۱۴۰۵)
ساعت شروع : ۲۳
📌 محل شروع: بابـــل، میـــدان
جهاد (اوقاف)
مسیر رژه خودرویی:
۱.میدان اوقاف به سمت حمزه کلا
۲.حمزه کلا دور میزنیم به سمت اوقاف
۳.میدان اوقاف به سمت باغ فردوس
۴.باغ فردوس به سمت میدان ولایت
۵.میدان ولایت به سمت کارگر
۶.شهید کارگر به سمت میدان دانشگاه
۷. میدان دانشگاه به سمت میدان کارگر
۸.کارگر به سمت کشوری
۹.میدان کشوری به سمت میدان بزاز
۱۰.میدان بزاز به سمت چهارراه نواب
۱۱.چهارراه نواب به سمت چهارراه شهدا
۱۲.چهارراه شهدا به میدان ۱۷ شهریور
۱۳میدان ۱۷شهریور به سمت چهارراه شهربانی
۱۴چهارراه شهربانی به سمت میدان باغ فردوس
۱۵.میدان باغ فردوس به سمت میدان اوقاف(دعای فرج و پایان رژه)
توضیحات : لطفاً #حتما در یک خط و یک لاین حرکت بفرمایید که ترافیک ایجاد نشه و مزاحمت برای خودروهای در حال تردد در سطح شهر ایجاد نشه
نکته مهم: با توجه به اینکه ممکن است در حین برگزاری مراسم رژه خودرویی با توجه به شرایط ترافیکی مسیر تغییر پیدا کند، لطفا در طول مسیر، از ماشین شاخص #سبقت_نگیرید تا نظم برنامه بهم نخوره + اگر مسیر عوض شد، کاروان رو گم نکنید
32.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚩 ادای احترام به قائد شهید عظیمالشأن ملت ایران و خانواده شهیدشان در صدوسیودومین اجتماع بعثت مردم بابل.
فیلم هوایی: سید محمدحسین شجاعیان
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
دیدم که جانم میرود...
مرثیهای برای وداع یک ملت
بخش پنجم | عراق؛ آنسوی مرزها، تکهای از امت...
دیدم که جانم میرود...
مرزها، گاهی روی نقشهاند؛ اما داغ، وطن نمیشناسد.
کاروان که به نجف رسید، دیگر سخن از ایران و عراق نبود.
امت بود...
گویی خونِ تازهای، دوباره در رگهای امتی به جریان افتاده بود. و روح را در کالبد این امت دمیده بود
مردم آمده بودند؛ نه برای بدرقهی یک پیکر، که برای وداع با مردی که عمرش را در راه آنچه حق میدانست، سپری کرده بود.
زنان، بیاختیار میگریستند... پیرمردان، زیر لب دعا میخواندند... جوانان، خود را به کاروان میرساندند... و حتی آنان که مأمور حفظ نظم بودند، لحظهای که فرصت مییافتند، دست بر تابوت میکشیدند؛ گویی آنان نیز میخواستند سهمی از این وداع داشته باشند.
در میان آن همه جمعیت، پسربچهای را دیدم که پیراهنش را بالا گرفته بود تا به تابوت برساند.
شاید هنوز معنای تبرک را نمیدانست...
اما دلِ کودکانهاش فهمیده بود که بعضی وداعها را باید با همهی وجود بدرقه کرد. و چیزی به یادگار از آن داشت
دیدم که جانم میرود...
سالها از آخرین زیارت عتباتش گذشته بود.
سالهای جهاد... سالهای رنج... سالهای جانبازی... سالهای مسئولیت... سالهای صبر.
روزی گفته بود:
«من زیرِ بیرقِ حضرت ابوالفضل العباس هستم.»
و اکنون...
پس از آن همه سال، زیر همان بیرق بازگشته بود.
اما این بار...
نه چون زائری که آمده باشد و بازگردد؛
که چون مسافری که پایانِ راهش را با شهادت به زیارت گره زده است.
دیدم که جانم میرود...
سال شصت، دستِ راستش، یادگارِ انفجار و جهاد شد.
و هر بار که نامِ عباس میآید، این رجز در جانم طنین میاندازد:
«وَاللَّهِ إِنْ قَطَعْتُمُوا يَمِينِي... إِنِّي أُحَامِي أَبَدًا عَنْ دِينِي...»
بعضی رجزها، تنها بر زبان جاری نمیشوند.
بعضی انسانها، تمام عمر، آنها را زندگی میکنند.
دستش را داد... آرامشش را داد... سالهای جوانیاش را داد...
و سرانجام، جانش را نیز...
دیدم که جانم میرود...
این بار، دستِ خالی به این سفر نیامده بود.
با خود، همهی هستیاش را آورده بود.
خودش را...
و عزیزترینِ عزیزانش را.
گلچین از باغچه زندگیاش
خودش را... فرزندش را... دامادش را... عروسش را... و حتی آن دختر معصوم چهاردهماههی شیرخوارهاش را که پیش از آن، نامش نیز با شهادت گره خورده بود. زهرا بود، هم نام مادرش؛ دختر بود هم جنس دخترش رقیه؛ شیرخواره بود هم غذای علی اصغرش
شاید همین شباهت ها بود که صدای ضجه زنان عراقی را با دیدن تابوت زهرا انقدر بالا برد.
زهرا به همراه مادر و پدربزرگش رفت اما پدرش و شاید برادر و خواهرانش را این سو تنها گذاشت
چه میکشد این پدر در این داغ مضاعف...
در برابر عظمتِ کربلا، هر واژهای کوتاه میشود.
تنها این دعا بر لب میماند:
اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنَّا هٰذَا الْقُرْبَان.
و در همان لحظه، بیاختیار، روایتِ آن یارِ وفادارِ عاشورا در خاطرم زنده شد؛ آنگاه که در واپسین لحظهها پرسید:
«أَوَفَيْتُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّه؟»
نمیدانم...
اما دلم میخواهد باور کنم هر کس که همهی عمرش را در راه باورش میبازد، در پایانِ راه، آرزویی جز شنیدنِ رضایتِ پروردگار ندارد.
از طرف رهبر شهیدم میپرسم؛ آیا به عهدش وفا کرد؟ آیا از او راضی شدید؟
دیدم که جانم میرود...
آن روز، نجف و کربلا تنها میزبانِ یک تشییع نبودند.
شاهدِ برخاستنِ دوبارهی دلهایی بودند که مرز نمیشناختند.
شاید رازِ خونِ شهید نیز همین باشد...
گاهی تنها ملتی را بیدار نمیکند؛
بلکه امتی را به حرکت وا میدارد.
خونی که از ایران برخاست، در نجف تپید، در کربلا اشک شد، و در دلهای بسیار، خاطرهای مشترک آفرید.
آن روز فهمیدم...
بعضی وداعها، پایانِ یک زندگی نیستند؛
آغازِ مسئولیتی تازهاند.
کاروان، از نجف، راهِ مشهد را در پیش گرفت...
به سوی شهری که در آن چشم به جهان گشوده بود... شهری که سالهای جوانیاش را در کوچههایش زیسته بود... شهری که بارها در آن سخن از قرآن و امید و آینده گفته بود...
او هر سال، آغازِ بهار را با سلام به امام رضا علیهالسلام آغاز میکرد.
اما این بار...
سلامش، چند ماه دیرتر رسید و در خزان عمرش
گویی خراسان نیز، باید سهمِ خود را از این فراق میبرد.
و من...
با خود زمزمه میکردم:
بعضی سفرها، بازگشت نیست...
امتدادِ زیارت است.
و خراسان...
هنوز چشمانتظارِ آخرین سلامِ فرزندش بود.
و منی که این رفتن را میدیدم و زمزمه می کردم:
دیدم که جانم میرود...
ادامه دارد...
✍️ نقطه | داوود شیرزاد
بخش های قبلی یادداشت دیدم که جانم می رود...
بخش اول| قرار نبود...
بخش دوم| وقتی تهران گریه می کرد...
بخش سوم| وقتی قم دیگر شهر نبود...
بخش چهارم | مشتی که گویی تاریخ را در خود فشرده بود...
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
🔻یک مطالبه جدی از تولیت آستان قدس رضوی : بیت ابدی آقای شهید ایران، دارالذکر را با زیلوهای حسینیه امام خمینی فرش کنید.
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
جهاد امروز ما ، تحریم کالاهای حامی اسرائیل
به کانال تحریم کالاهای حامی
اسرائیل در بابل بپیوندید
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
🌐 @iran_626
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مراسم جاماندگان از تشییع نمادین رهبر شهید انقلاب برگزار شد
گزارش:مریم رضازاده چاری
پنجشنبه ، ۱۸ تیر ۱۴۰۵.
🚩#باید_برخاست #یالثارات_الخامنهای
🚩#انقلاب_سوم #بعثت_خون
🚩#بابل_جانفدا #بعثت_مردم_بابل
🚩 @Babol0313