eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.4هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
91 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 📞09052226697 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
داغ داری ، ولی جگر... ، ای وای ذکر شبهات تا سحر ... ، ای وای گریه کردی تمام کودکی ات یاد مادر ، پدر ، گذر ... ، ای وای مادرت بی دفاع بود آنجا پس چرا اینهمه نفر...؟؟ ای وای احتیاجی به زهر جعده نبود!! جگرت پاره گشته ، در ... ، ای وای چه گریزی زدی به کرببلا ذکر لایوم و یک خبر ... ، ای وای توکریمی ، کریم زاده تو میشود بر عمو سپر ... ، ای وای تا که افتاد روی صدر حسین حرمله ، آخرین سه پر ... ، ای وای می روی پیش مادرت امشب زخم داری ! ، ولی جگر ... ، ای وای امام حسن (ع) روضه ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
میان سینه ی مجروح، زخم طوفان داشت هوای ابری چشمش همیشه باران داشت دلی به پای دل بیقرار او نشکست هزار خاطره ی بد از این و از آن داشت رفیق بی کسی او صدای سیلی بود همیشه بود به گوشش، همیشه تا جان داشت رسید زهر و خودش را به کام آقا ریخت به بی کسیِ دلش زهرِ کفر ایمان داشت رسید و بوسه به لب های نازنینش زد که پاره های جگر را به سینه پنهان داشت شاعر : سید محمد جوادی امام حسن (ع) روضه ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
جانم فدای آن بنایی که نداری قربان آن گلدسته هایی که نداری هرجا حرم دیدم سرودم زیر لب از دلتنگی گنبد طلایی که نداری باب الرضا رفتم نشستم گریه کردم با یاد باب المجتبایی که نداری قالیچه ارثیه مادر بزرگم نذر تو و صحن و سرایی که نداری من هر شب جمعه سلامی می دهم به شش گوشه کرببلایی که نداری ما سینه زنهایت حسن کم گفته ایم آه در مجلس دار البکایی که نداری دردی که داری در خودت میریزی آقا حق می دهم درد آشنایی که نداری شاعر: محمد جواد پرچمی امام حسن (ع) روضه ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
اشکهایش به مادرش رفته سینه ی پر شراره ای دارد نه! به یک طشت اکتفا نکنید جگر پاره پاره ای دارد از علی هم شکسته تر شده است! علتش کینه ها، حسادت هاست غربت چشمهای مظلومش سند محکم خیانت هاست خواهرش را کسی خبر نکند مادرش خوب شد که اینجا نیست لخته خونها سرِ لج افتادند هیچ طشتی حریف آنها نیست از غرور شکسته اش پیداست صبر هم صحبت ِ دل ِ آقاست نه! من از چشم سم نمی بینم کوچه ای شوم قاتل آقاست کوچه ای تنگ ،کوچه ای تاریک شده کابوس هر شب ِ آقا برگه را پس بده...نزن نامرد…. چیست این جمله بر لب ِ آقا؟ از صدای ِ شکستن بغضش چشم دیوارها سیاهی رفت مادرش راه خانه ی خود را تا زمین خورد، اشتباهی رفت تا که باغش میان آتش سوخت میله های قفس نصیبش شد کودکی نه! بگو خزان ِ بهار پیری زود رس نصیبش شد ** نفسش بند آمده ای وای به خدا نای روضه خوانی نیست شکر دارد که گوشه ی این طشت لااقل چوب خیزرانی نیست شاعر : وحید قاسمی امام حسن (ع) روضه ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
نفس راحت رسول، حسن رازدارِ دل بتول حسن مات از رحمتت عقول، حسن پایه ی اصلیِ اصول، حسن گُل خوشبوی خانه ی زهرا برکت آشیانه ی زهرا ای که دریایی از کرم داری حُسن ها را همه رقم داری در دل نوکران، حرم داری سینه چاکانی از عجم داری أحسنُ الخُلق، نور لَم یَزَلی دوست دارم تو را شبیه علی از خودی های خود بلا دیدی لطف کردی ولی جفا دیدی هرچه دیدی از آشنا دیدی نیش زهر، از نوک عصا دیدی من بمیرم، سرت چه آورده؟! ران پایت چرا ورم کرده؟! گریه در زیر آفتاب نکن بعد از این، یاری انتخاب نکن دل ما را دگر کباب نکن روی یاران خود حساب نکن لشگرت با تو زاویه دارند دست خط، از معاویه دارند طشت، خون جگر، گرفتاری باز هم زهر، باز دشواری شده خونابه از لبت جاری جگری پاره در دهن داری چه بلاهای اعظمی دیدی... هفت باری که زهر نوشیدی داغ تو زهر نیست فدات شوم غربتِ دهر نیست فدات شوم طعنه ی شهر نیست فدات شوم این همه قهر نیست فدات شوم سال ها گریه، دیده ات را بست داغ تو داغِ " یَومُ الإثنَین" است آن دوشنبه که مادرت افتاد یاسِ چون لاله در برت افتاد گوشوارش برابرت افتاد سرش افتاد تا، سرت افتاد وقت رفتن تو را خودش می برد وقت برگشت، هی زمین می خورد دشمنی رو سیاه، پیرت کرد سرخی روی ماه، پیرت کرد چادری بین راه، پیرت کرد مادری پا به ماه، پیرت کرد دیدنش داغِ کارسازی شد با غرورت عجیب بازی شد وقت رفتن حسین شد سخنت تا که دیدی به دست او کفنت به دل ما، زمان پر زدنت... شعله زد این کلامِ دل شکنت نیست روزی شبیه روز حسین آه از داغ سینه سوز حسین تشنه بین دو نهر آب، سرش... می شود از قفا جدا، نظرش... سوی خیمه است خیره و جگرش... سوخت از زینب و دو چشم ترش کفنش تکه ای حصیر شود وای اگر زینبت اسیر شود وای اگر خواهرت به شام رود بین مردانِ بی مرام رود سرِ بازار و ازدحام رود وسط مجلس حرام رود چه کند خواهری که معصومه است؟! آه زینب چقدر مظلومه است محمد جواد شیرازی امام حسن (ع) روضه ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
گفتم این اشک که مرهم بشود حیف نشد مرهم آتشِ قلبم بشود حیف نشد مادرم گفت نگو ،  سوختم از خاموشی زینب ای کاش که مَحرم بشود حیف نشد فدک  و خانه ی امن و جگری بی آتش گفتم ای کاش که با هم بشود حیف نشد رفته بودیم بیاییم  مگر مادرمان ذره ای راحت از این غم بشود حیف نشد هرچه کردم به کناری بروند و برویم راهی از کوچه فراهم بشود حیف  نشد خواستم چادرِ مادر نخورَد خاک که خورد جایِ او قامتِ من خم بشود حیف نشد خواستم نشکند آنروز غرورم که شکست مانع آنهمه ماتم بشود حیف نشد کوچه اش سنگ و دلش سنگ و دو دستش سنگین خواستم ضربت او کم بشود حیف نشد حسن لطفی امام حسن (ع) روضه ــــــــــــــــــ «کانالِ سبک و شعرِ بابُ الحَرَم» @babollharam
عشقی که به دل کاشته بودی ثمر آورد هم آه شب آورد هم اشک سحر آورد آنقدر کریمی که گدا از سر کویت از آنچه دلش خواسته هم بیشتر آورد شرمنده اگر دیده ی پر اشک ندارم نوکر به عزای تو همین مختصر آورد غم پیش دل ریش تو ای مرد، کم آورد صبر تو دگر حوصله ی صبر سر آورد گیسوی سپیدت خبر از داغ جگر داد غم هرچه که آورد به روی جگر آورد سر بسته بگو پاسخ این پرسش ما را تا خانه چرا مادر خود را پسر آورد؟ دستی به روی جام غرورت ترک انداخت آن دست که پشت در خانه شرر آورد سم تا جگرت دید، خجالت زده تا تشت از کوچه و آن صورت نیلی خبر آورد در لحظه تشییع تو از کینه، سپاهی با تیر و کمان پیرزنِ فتنه گر آورد یافاطمه می گفت حسین بن علی با هر تیر که از سینه و پهلوت در آورد مرضیه نعیم امینی امام حسن (ع) روضه @babollharam 🔻🔻🔻🔻🔻