eitaa logo
کتیبه و پرچم باب الحرم
10.4هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
91 ویدیو
568 فایل
فروشگاه باب الحرم↶ @babolharam_shop ثبت سفارش👇 @babolharam_shop_admin شماره تماس: ☎️ 02155970902 ☎️ 02155970903 📞09052226697 آدرس:شهرری خیابان آستانه نبش کوچه شهید رجبی سایت فروشگاه↶ 🌐 shop.babolharam.net زیر نظر کانال متن روضه👇 @babolharam_net
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌ الله الرحمن الرحیم به مناسبت ▶️ من گدای سر کویت هستم عاشق دیدنِ رویت هستم تو که از حال دلم آگاهی عاشقان را تو چراغ راهی دیگر این خانه مرا تنگ بود ماندن اینجا بخدا ننگ بود دوستانم همه از دستم رفت دل به هر پاکدلی بستم رفت حال تنها و غریبم چکنم زندگی داده فریبم چکنم من زمین خورده ی عشقت هستم عشقم این است بگیری دستم چکنم بی شهدا بی یارم نگران است دل ای دلدارم □ □ □ یادِ ایام پر از نور بخیر یاد مجنون و شب هور بخیر یاد آوارگیِ در صحرا رمز یا فاطمه و یا زهرا من و ایام شلمچه به به جان نثاران حلبچه به به ای همه یاد شما دلخوشی ام از شما تا به خدا دلخوشی ام زندگی را به شما مدیونم شهدای عرفه، ممنونم آمدم معرفتی کسب کنم از شما یک صفتی کسب کنم دیده ام بندگی از حاج قاسم من و شرمندگی از حاج قاسم این همه دیدم و بنده نشدم پیر گردیدم و بنده نشدم تا امام و شهدا را دارم مطمئنم که خدا را دارم یارب از عبد بدَت دست بگیر از دلم هر چه گناهست بگیر تو مرا روح عبادت برسان در ره خود به شهادت برسان باز در راه هدایت مددی به علمدار ولایت مددی خود بخون شهدا پاکم کن کربلایی کن و در خاکم کن □ □ □ این من و این مددِ خون خدا روضه ی قافله ی کرب و بلا دل ارباب غمین شد ای وای خواهری ناقه نشین شد ای وای حاجیِ کرب و بلا راهی شد چه گریزی، چه خدا خواهی شد دانی این حج به کجا ختم شود غارت خاتمِ او حتم شود بر تنِ خسته کمی تاب دهند گوسفندی چو کُشَند آب دهند مانده در حکمتِ این بابم آه ذبح شد تشنه لب اربابم آه چونکه این باب به پایان برسد حج ارباب به پایان برسد
بسم ‌الله الرحمن الرحیم شاعر: ای شهادت ای تمام آرزو مرغ دل باز از تو دارد گفتگو از عروج رفتگان شرمنده ام بیمناک از غفلت آینده ام روزگاری دل پی دلدار بود چشمهای خفته مان بیدار بود صحبت از یار عزیزی داشتیم با غریبان افت و خیزی داشتیم ای شهادت گفته ها را بازگو با زبان بی زبانی راز گو دیده ی ما عزم دیدن کرده است گوش آهنگ شنیدن کرده است غافل ار باشیم ما از اصل خویش فتنۀ آخر زمان آید به پیش ای وفاداران فرهنگ شهید آرمان جویان یکرنگ شهید سنگ قبر عاشقان را بو کنید خاک ها را با مژه جارو کنید نقشه ی بیگانه را بر هم زنید بر مزار کشتگان پرچم زنید تا بداند نسل امروزی ما هشت سال این مملکت شد کربلا از شهیدان مانده خونین جامه ها نام و امضاء و وصیت نامه ها گر وصیّت نامه ها را خوانده ایم پس چرا بین دو راهی مانده ایم زنده ای گر ، کشتگان را یاد کن آن به خون آغشتگان را یاد کن باید اوّل کشته شد با تیر عشق تا بدانی معنی و تفسیر عشق ما حدیث ابتلا آموختیم عشق را در کربلا آموختیم عشق یعنی دادن سر در منا عشق یعنی ماجرای کربلا عشق یعنی تا شنیدی طبل جنگ اوّل از اکبر گذشتن بی درنگ عشق شهد معرفت نوشیدن است روز عاشورا کفن پوشیدن است عشق یعنی با عدو در هر نفس گفتن هیهات منا الذله بس عشق یعنی صبر کردن در کربلا عشق یعنی البلاء للولا عشق بار جان به منزل بردن است نعش اکبر در عبا آوردن است عشق یعنی دست و پا در خون زدن ماندن پیکر به میدان بی کفن عشق یعنی با سری از تن جدا خواندن قرآن به نوک نیزه ها راست قامت در زمان ها هرکه زیست پیرو خط حسین ابن علیست این امانت را به ما بسپرده اند هان مپندار این شهیدان مرده اند هر کجا عشق است آنان حاضرند حاضرند اعمال ما را ناظرند عرشیان از خاک هجرت کرده اند حضرت حق را زیارت کرده اند عشق یعنی حفظ ارزشهای ناب پاسداری از حریم انقلاب عاشق آن باشد که خائف جان نداد این امانت را به نا اهلان نداد ای دل غافل ز نخوت مرده ای زنده یادان را ز خاطر برده ای گر نبودی همت رزم آوران با خدا سودای آن حق باوران گر نمی شد قطعه قطعه جسمشان بی کفن در قتلگاهی بی نشان گر نمی خواندند در سنگر نماز ور نمی ماندند در حال نیاز حال ما را عافیت در جان نبود فاش می گویم کنون ایران نبود ما حدیث عشق از بر کرده ایم اقتدا بر آل حیدر کرده ایم سر نپیچیم از فرامین امام کو نموده با همه حجت تمام حکم او سر لوحه ی جان است و بس خط ما خط شهیدان است و بس پیروی ز امر ولایت می کنیم با علی تجدید بیعت می کنیم
بسم الله الرحمن الرحيم به مناسبت یک عده روی خاک صحرا جان سپردند یک عده در اعماق دریا جان سپردند یک عده مانند کبوتر های عاشق رفتند و بین آسمانها جان سپردند یک عده بی سر عده ای با درد پهلو یک عده دیگر اربا اربا جان سپردند یک عده روی دست ارباب دو عالم یک عده روی پای مولا جان سپردند یک عده هم بی دست، لب تشنه ولی مرد دور از وطن مانند سقا جان سپردند در بستر تردید مردن ننگشان بود رفتند و در آغوش زهرا جان سپردند
بسم‌ الله الرحمن الرحیم به مناسبت ▶️ من گدای سر کویت هستم عاشق دیدنِ رویت هستم تو که از حال دلم آگاهی عاشقان را تو چراغ راهی دیگر این خانه مرا تنگ بود ماندن اینجا بخدا ننگ بود دوستانم همه از دستم رفت دل به هر پاکدلی بستم رفت حال تنها و غریبم چکنم زندگی داده فریبم چکنم من زمین خورده ی عشقت هستم عشقم این است بگیری دستم چکنم بی شهدا بی یارم نگران است دل ای دلدارم □ □ □ یادِ ایام پر از نور بخیر یاد مجنون و شب هور بخیر یاد آوارگیِ در صحرا رمز یا فاطمه و یا زهرا من و ایام شلمچه به به جان نثاران حلبچه به به ای همه یاد شما دلخوشی ام از شما تا به خدا دلخوشی ام زندگی را به شما مدیونم شهدای عرفه، ممنونم آمدم معرفتی کسب کنم از شما یک صفتی کسب کنم دیده ام بندگی از حاج قاسم من و شرمندگی از حاج قاسم این همه دیدم و بنده نشدم پیر گردیدم و بنده نشدم تا امام و شهدا را دارم مطمئنم که خدا را دارم یارب از عبد بدَت دست بگیر از دلم هر چه گناهست بگیر تو مرا روح عبادت برسان در ره خود به شهادت برسان باز در راه هدایت مددی به علمدار ولایت مددی خود بخون شهدا پاکم کن کربلایی کن و در خاکم کن □ □ □ این من و این مددِ خون خدا روضه ی قافله ی کرب و بلا دل ارباب غمین شد ای وای خواهری ناقه نشین شد ای وای حاجیِ کرب و بلا راهی شد چه گریزی، چه خدا خواهی شد دانی این حج به کجا ختم شود غارت خاتمِ او حتم شود بر تنِ خسته کمی تاب دهند گوسفندی چو کُشَند آب دهند مانده در حکمتِ این بابم آه ذبح شد تشنه لب اربابم آه چونکه این باب به پایان برسد حج ارباب به پایان برسد
بسم ‌الله الرحمن الرحیم شاعر: چِقَدَر از منش این شهدا دور شدیم آنقدر خیره به دنیا شده و کور شدیم معذرت از همه خوبان و همه همرزمان ما برای شهدا وصله ی ناجور شدیم شهدا در همه جا فاتح اصلی بودند عجب اینجاست که ما این همه مغرور شدیم شکر ، با سابقه ی دوستیِ با شهدا ما عزیز دل مردم شده مشهور شدیم و از آن برکت خون شهدامان حالا ما مدیر کل و مسئول شده مسرور شدیم و اگر حرفی خلاف شهدامان گفتیم یَحتَمل مصلحتی بوده و مجبور شدیم پرکشیدند چه مستانه و رفتند و ما در میان قفس نفس چه محصور شدیم ⏹
باز در دستم قلم آماده است در وجودم حسّ فوق العاده است شور و شوقی در سرم افتاده است عشقِ نابی کار دستم داده است در تشهّد میدهم تا که سلام میخورَد عطر شهیدان بر مشام غرق در ذات خدا بودند و بس نفْس را کشتند کنج هر نفَس قلبشان شد خالی از مکر و هوس با چه حالی پر کشیدند از قفس سخت در خون غوطه ور شد رویِ خاک پیکرِ گمنام هایِ بی پلاک جان سپردند و هدف شد آشکار با جنم ماندند محکم پایِ کار تا که «سر» دادن به حق شد افتخار- روزگارِ دشمنان شد شام ِ تار باز هم در جای جایِ این وطن با ولایت فتنه ها شد ریشه کن موسم بیداری و فریاد شد کارمان تخریبِ استبداد شد علم و استقلالِ مان آباد شد خوب شد که از شهیدان یاد شد ما هم آری هر نفر یک لشکریم یاسر و عمّارهایِ رهبریم خطّ مشیِ مان ولایت-محوری ست راه و رسم مان شجاعت پروری ست گر چه کارِ دشمنان عصیانگری ست کور خواندند و دم ِ ما حیدری ست این عبارت حک شده بر ماهِ دی؛ با بصیرت میشود هر فتنه طی یاعلی(ع) گفتیم و «زین الدّین» شدیم مثل «همّت» وامدارِ دین شدیم با بصیرت مانده؛ واقع بین شدیم با سرانِ فتنه سرسنگین شدیم شر شد و خیری ندیدیم از کلید وای از این کابوس ِ تدبیر و امید از تبِ پُست و مقام و حرف ِ زور بعد از آن برجام ِ از عالم به دور راه حلّ فقر شد صعب العبور سفرۂ مستضعفین شد جمع و جور گر چه سربازیم و در آماده-باش اعتراض ِ ماست دور از اغتشاش آتش تحریم ها شعله ور است کشور ایرانمان کوهِ زر است گر چه دشمن در خیال دیگر است رونقِ تولیدمان شیرین تر است معنویّت! عزّت و علم و کتاب هست گام دوّم ِ این انقلاب وارثانِ سرفرازی میشویم سمبلِ آینده سازی میشویم «بوعلی سینا» و «رازی» میشویم موشک و ناوِ مجازی میشویم دین و غیرت شد سلاح سرد و گرم تا شدیم از افسرانِ جنگ نرم آرزوی ماست بی پیکر شدن با شهادت لالۂ پرپر شدن جوْن و حرّ و عابسی دیگر شدن عاقبت مثلِ علی اکبر(ع) شدن با شهادت کاش پیدا می شدیم کاش ما هم إرباً إربا می شدیم! شاعر:
به مناسبت شهادت به نام قلب زلال مدافعان حرم به نام رزق حلال مدافعان حرم به نام شیر دلان سپاه عاشورا فدائیان بسیجی زینب کبری به زاهدان شب و شیرهای در میدان به فاتحان دمشق و یلان خان طومان به غیرت علویِ جوان ایرانی به خونِ ریخته ی قاسم سلیمانی اگرچه شاعرم؛ اما خودم که می دانم که غیر عشق، از این طایفه نمی دانم کدام طایفه؟ آنها که در جوانی خود گذشته اند ز لذات زندگانی خود کدام طایفه؟ آنها که بی قرار شدند ستاره های شب تار روزگار شدند کدام طایفه؟ آنان که نسل سلمانند به تارک بشریت همیشه تابانند برای ما که از این قافله جدا ماندیم برای ما که از این عاشقانه جا ماندیم وصیت شهدا راه را نشان داده چراغ قبله نما را به دستمان داده قسم به بغض یتیمان، به آه مظلومان به خون پاک شهیدان جبهه ی ایمان به سینه های سپر در مقابل دشمن به راس های شریف جدا شده از تن به صدرزاده و آژند و عفتی سوگند به قلب شیعه ی ناب ولایتی سوگند اگر جهان به صف آیند، مرد میدانیم مطیع امر ولی فقیه می مانیم و تا ظهور، برای امیر می میریم اگر که امر نماید بمیر؛ می میریم به سر رسیدن این انتظار نزدیک است دهید مژده به یاران، بهار نزدیک است شاعر:
تقدیم به تا مسیر حق نشانی دارد از هابیل ها در کمین هستند پس ابلیس ها قابیل ها 🖤 با شهیدان هم قدم باید شوی در این مسیر بی عصا نتوان گذر کرد از مسیر نیل ها با رجال صادق ما عاهدوا الله علیه آیه های روشن ما بدلوا تبدیل ها با همان هایی که در وقت عمل ثابت شدند چشم پوشیدند از آشوب قال و قیل ها تا که ابراهیم لب تر کرد قربانی شوید پشت یکدیگر به صف گشتند اسماعیل ها باز شد درهای مهمانی معشوق از بهشت عاشقان رفتند بر روی پر جبریل ها 🖤 عاشقان رفتند و تا روز ابد تاریخ عشق دارد از اعجازهای خونشان تمثیل ها شاعر: @babollharam 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
تقدیم به ببین راه سعادت را نبستند مسیر این ارادت را نبستند دوباره لاله گون شد عشق ، یعنی در باغ شهادت را نبستند شکوفا شد گل فصل بهاران شهیدی از تبار بی قراران 🖤 چو مرغی در هوا می رفت آن گل به سمت کربلا می رفت آن گل چو یاران به خون غلتیده ی خویش مسیر عشق را می رفت آن گل دو بال غرق خون را باز می کرد به سوی آسمان پرواز می کرد دوباره دل به دریای خطر زد به طومار دلش مُهر سفر زد نبودش طاقت دوری ز یاران بدین خاطر هوایی گشت و پر زد به گلزار ولایت محترم شد چه صیادی که خود صید حرم شد ز عرش عاشقی کوکب گرفته نوای یارب و یارب گرفته مدال لاله گون خدمتش را ز دست حضرت زینب گرفته خدایی صید دلها را رقم زد دو چشم خویش در قاب حرم زد 🖤 دلی بی آتشین عاشق نباشد بجز اهل یقین عاشق نباشد به خون غلتان نگردد در ره دوست هر آن کس این چنین عاشق نباشد هر آن کس گل رود از صحن باغش شهادت باز می آید سراغش شاعر: «یاسر» @babollharam 🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴