بسم الله الرحمن الرحیم
یاقمر بنی هاشم
#ولادت_حضرت_ابالفضل_العباس_علیه_السلام
اگر نقطهی با تنزُّل نمیکرد
اگر اسم اعظم تغزل نمیکرد
اگر بر ظهورش تفئُل نمیکرد
دو عالم نبود و جهان گُل نمیکرد
علی بود و خلقت سراسر علی دید
خدا عکسِ خود را فقط در علی دید
علی با خدا رمز و رازش یکی بود
علی ذواافقار و نمازش یکی بود
علی جبهه و جانمازش یکی بود
علی گریه و رویِ بازش یکی بود
خدا شد علی و پیمبر علی شد
علی در علی در علی در علی شد
که هست اینکه حق غَرقِ اوقاتِ او شد
خدا جلوههای مناجات او شد
همینکه زمانِ ملاقات او شد
خدا ماتِ او شد علی ماتِ او شد
دلم بُرد و هربار گفتم اباالفضل
صد و سی و سه بار گفتم ابالفضل
ببین بند آمد نفسها سخنها
ببین باز مانده نظرها دهنها
از این پس تمام است این در زدنها
نیازی نباشد به این رفتن و آمدنها
که میبیند امشب دلم پَر زدن را
که میبینم امشب دوباره حسن را
اگر آبِ دریا مُرَّکب شود باز
زمین از غزلها لباب شود باز
ادب پیشِ مدحش مودب شود باز
رسیده است جا پای زینب شود - باز
که زینب بگوید که ای جانِ من تو
که باب الحسین و که باب الحسن تو
دعا کرد میدان علَم برندارد
در این معرکه یک قدم برندارد
دعا کرد تیغ دو دَم برندارد
که لشکر سر از خاکِ غم برندارد
فقط یال و کوپال یکسر بریزد
فقط سر بریزد فقط سر بریزد
علی بینِ میدان که تصویر میشد
چنان ضربههای تو تکثیر میشد
زمانِ فرار همه دیر میشد
که لشکر به خاکت زمینگیر میشد
پناه حرم دستِ آب آورِ توست
دعاهای زینب به پشتِ سرِ توست
خدا این حرم را عجب دیدنی گرد
پُر از دستِ خالی پُر از ارمنی کرد
و لطف تو درد مرا گفتنی کرد
دلم را به زلفِ تو پیوستنی کرد
مرا دست خالی رها میکنی نه
مرا دور از کربلا میکنی نه
تو نور قمرهای اُمالبَنینی
دعای سحرهای اُمالبَنینی
تو شاه پسرهای اُمالبَنینی
یل شیر نرهای اُمالبَنینی
فقط بوسه زد روی بالت عزیزم
فقط گفت شیرم حالت عزیزم
نظر میخوری رویِ خود را بپوشان
از این تیر اَبروی خود را بپوشان
از این نیزه پهلوی خود را بپوشان
از این تیغ بازوی خود را بپوشان
زمین میخورم تا زمین میخوری تو
به روی زمین با جبین میخوری تو
■■■
اگر خار چشمانتان این سپاه است
که ای خصم پایانتان این سپاه است
که کابوس دورانتان این سپاه است
فقط دشمن جانتان این سپاه است
سپاهی که ایرانی اش بَسِّتان است
فقط یک سلیمانی اش بَسِّتان است
(حسن لطفی ۹۸/۰۱/۲۱)