#السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا
#نذر_امیر_المومنین_علیه_السلام
#دل_سروده_های_مزینانی 🌹
باغبان ،بیقرار و غمگین است
روی پیشانی اش پر از چین است
برگ زیباترین گل هستی
پاره پاره به دست گلچین است
کوثرِ هَل اَتیٰ و زمزم که ...
جانِ طاها و قلبِ یاسین است
آسمانِ مدینه بارانی است
ماه مشغول غسل و تدفین است
زخم پهلو به او نشان داده
ضربِ پایِ مغیره سنگین است
گفت مولا به زیر لب... آری
قاتلِ جانِ محسنم این است
بی امان گریه می کند آرام
آه .. دشمن چقدر بی دین است
سربلندِ جهان به پیشِ نبی
از خجالت سرش به پایین است
ارغوانی شده است یاسِ علی
این پسند کدام آیین است؟!!
#منصوره_محمدی_مزینان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#یا_فاطمه_الزهرا🍃🌸🍃
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
🔴بامابه روزباشیدهم سبک،هم شعر👆
#شهادت_حضرت_زهرا_سلام_الله
#السلام_علیک_یا_فاطمه_الزهرا
#نذر_امام_زمان_علیه_السلام
#دل_سروده_های_مزینانی 🌹
🏴بند ( ۱ )
تواین روزای بارونی
که هق هق میکنم... مادر
شبا از دردِ تنهایی
دارم دق میکنم ... مادر
یه بغض سخت و سنگینی
همیشه تو گلو دارم
همش چشمِ تو رو مادر
با چشمام روبرو دارم
نمیدونی چقد سخته
برام این روضه ها اما
نگاهم غرق بارونه
دل من خونه ی غم ها
می شینم این شبای غم
سر قبری که پنهونه
می خونم روضتو مادر
چقد دردام فراوونه
(غريب آقام٤)
🏴بند ( ۲ )
ببار ای بغض بارونی
چشام ابره نمی بینَـم
ببار تا مرهمی باشی
برا زخمای تو سینَـم
گرفته قلبم آتیش از
غریبیه بابام حیدر
زدن اتیش جلو چشماش
به جون یاسِ پیغمبر
دلش خونه بابام وقتی
به یادت روضه می خونه
کسی دردای قلبش رو
نمیفهمه ، نمیدونه
می بینه مادر و هر دم
میونِ دود و خاکستر
نشد کاری کنه آخر ...
که محکم وا نشه اون در
(غريب آقام٤)
🏴بند ( ۳ )
پایِ یه نانجیبی زد
لگد به بیتِ آلُ الله
پیچید تو گوشِ شهر اون شب
صدایِ ناله ای جانکاه
یه میخ تیز و فولادی
فرو رفته تو پهلوشو
از اون روزا گرفت مادر
پیش،بابام علی ...روشو
شبا تا صب میشه از درد
از این پهلو به اون پهلوش
نمیدونه کسی جز من
وَرم کرده چقد بازوش
چرا انقد شدن دشمن
با طفلی که تو یِ راهه؟!
میجنگن دشمنات حتیٰ
با یه نوزادِ شش ماهه!
(غريب آقام٤)
🏴بند ( ۴ )
حالا اون چوبه هایی که
شُـدِش جمع واسه گهواره
آخر قسمت شده تابوت
بشه واسه خودت ...آره
چشایِ دخترت زینب
شبیهِ کاسه ی خونه
موهاش از بس که غم داره
مثل قلبش پریشونه
بادستای کوچیک سهمش
با سختی، خونه داری شد
وجودش بعد تو... مادر
اسیرِ بی قراری شد
حسینت رو ببین داره
میره واسه یِ تو جونش
کی بعدت میزنه شونه
به موهای پریشونِش
(غريب آقام٤)
🏴بند ( ۵ )
حسن ... یه چادر خاکی
از امشب زیرِ سر داره
مگه غیر از حسن... شخصی
از اون کوچه خبر داره؟
همیشه حسرتش اینه
تو اون کوچه قَدِش اِی کاش
بلندتر بود و سـَد می شد
جلو دستایِ دشمنهاش
الهی بشکنه دستی
که خورد به صورتت مادر
زده سیلی به رویی که
همش بوسیده پیغمبر
نداره محرمِ رازی
از امشب...فاتح خیبر
چشاش بی وقفه می باره
شبا... آهسته تو بستر
(غريب آقام٤)
#منصوره_محمدی_مزینان
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#یا_فاطمه_الزهرا
#التماس_دعا
#سبک👇
✼═══┅🔶🍁🔶┅═══✼
🔴بامابه روزباشیدهم سبک،هم شعر👆
💠 شعر 💠
به نام نور
#حضرت_مادر
#حضرت_ام_البنین
ای عروس سفید بخت علی
که سرآمدترینِ دنیایی
در مقامت چه میتوان گفتن
که تو اُمّ الائمه ،زهرایی
ای مزار تو کعبه ی خاکی
این دل بیقرار،زائر توست
توهمانی که ذات حق فرمود
خلق دنیا فقط بخاطر توست
منم ام البنین که آمده ام
بازهم در سکوت قبرستان
با نگاهی پُراشک میگویم
السلام علیکِ زهرا جان
ام کلثوم و زینبت هرشب
سرشان هست روی دامن من
آب دست حسین میدهم و
مادری میکنم برای حسن
ای وجود چهار فرزندم
به فدای چهار فرزندت
حاضرم از صمیم دل همه را
بدهم در ازای لبخندت
سالیانی گذشت و ام بنین
خسته افتاده بود در بستر
عرق مرگ روی پیشانی
ونگاهی که مانده بود به در
آسمان دلگرفته از بغضش
شهر در آرزوی لبخندش
دور خود را نگاه کرد و نبود
اثری از چهار فرزندش
نه توانی به دستها مانده
نه دگر قوتی به زانویش
درهمین حال ناگهان حس کرد
درکنارش نشسته بانویش
از دلش غصه رفت تا زهرا
سر او را گرفت بر دامن
گفت ام البنین نگاهم کن
این منم مادر حسین وحسن
مادر بچه های من بودی
از حضورت همیشه ممنونم
ای فدایت پسر فداکردی
به فداکاری تو ،مدیونم
به تلافی اینکه گهگاهی
دامنت بود جای بغض حسن
تاکه افتاد بر زمین پسرت
سر او بود روی دامن من
تا گرفتی تو اشک زینب را
دیدم افتاد شعله بر جگرت
یاد آن لحظه پاک میکردم
خاک وخون را زصورت پسرت
تا نباشد مقابل احدی
ساقی سرشکسته عباست
در قیامت شفاعت همه را
میسپارم به دست عباست
✍مهدی کبیری
#یا_فاطمه_الزهرا
#یا_ام_البنین
#یا_ابالفضل_العباس
#ماه_منیر
#مهدی_کبیری