eitaa logo
کانال ‌متن روضه
81.7هزار دنبال‌کننده
790 عکس
463 ویدیو
67 فایل
👈ارتباط با ما: @babolharam_admin تبلیغ نداریم سایت: www.babolharam.net #شماره_کارت جهت مشارکت در #نذر_فرهنگی شامل تامین هزینه‌های جاری کانال، تایپ مطالب ، حفظ و نگهداری سایت و .. :👇 6273817010150831 به نام گروه جهادی بابُ‌الحَرَم
مشاهده در ایتا
دانلود
Banifateme_Babolharam_net_shab8-2-2.mp3
2.38M
و توسل به حضرت علی اکبر سلام الله علیه اجرا شده شب هشتم محرم ۹۹ به نفس حاج سید مجید بنی فاطمه •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● وَ قَطَّعوهُ بِسُیوفِهِم... حسین(ع)، علی‌اکبرش را به سیمای پیامبر میدید، کوفیان اما اِرباً اِرباً اِرباً اِربا... 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈ |⇦•چون تو اي لاله... و توسل به حضرت علی اکبر سلام الله علیه اجرا شده شب هشتم محرم ۹۹ به نفس حاج سید مجید بنی فاطمه •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● چون تو اي لاله در اين دشت گُلي پرپر نيست و از اين پيرِ جوان مرده کماني تر نيست دست و پايي ،نَفَسی، نیمه نگاهی،آهی غير خون آبِ مگر در اين حنجر نيست در کنار توام و باز به خود مي گويم نه حسين، اين تنِ پوشيده به خون، اکبر نيست هر کجا دست کشيدم ز تنت، گشت جدا از من آغوشِ پُر و از تو تنی دیگر نیست ديدني گشته اگر دست و سر و سينه ی تو ديدني تر ز من و خنده ی آن لشگر نيست *اگه ببینی یکی به بابات میخنده چیکار میکنی؟ ابی عبدالله اومد بالا سرِ علی اکبر...* استخوان هايِ تو و پشتِ پدر هر دو شکست باز هم شُکر، کنار من و تو مادر نيست *رفقا! گُلی که آب نخوره،پژمرده است، علی اکبر پژمرده رفت میدان، اما وقتی برگشت، گُلِ حسین پرپر بود...تنها کشته ای که پایِ ناموسِ حسین رو وسط میدان باز کرد،علی اکبرِ، همچین که صورت رو صورتِ علی اکبر گذاشت، یه وقت شنید یه صدا میآد،یه دستِ مهربون،شبیه دستِ مادرش،نگاهش کرد دید زینبِ،گفت:حسین خدا صبرت بده، داداش بلند شو بریم،ای حسین.... به عظمتِ علی اکبر،"اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج..." احدی رو امشب دستِ خالی برنگردون، خدایا به عشقِ علی اکبر،جوان های مملکت مون رو در پناهِ علی اکبرِ حسین حفظ بفرما،خدایا رهبرِ مارو حفظ کن... عاقبت یه طوری شد دیدن حسین عباش رو پهن کرد،اونایی که یادشون میاد میگن: زمان جنگ وقتی یه شهیدی رو می آوردن که صورتش آسیب دیده بود، یا نمیذاشتن مادرش ببینه،یا جوری درستش میکردن مادرش نفهمه چی به سرِ بچه اش آوردن...اما حسین قطعه قطعه ی علی اکبر رو خودش جمع کرد. خدایا به حقِ علی اکبر، عاقبت همه ی مارو ختمِ به شهادت کن...خدایا! امام حسین رو از ما نگیر...حسین پناهِ همه ی عالمِ..پناهِ عالمیان،خواهرت پناه ندارد...یادت باشه رفتی کربلا، پایین پایِ ابی عبدالله که گفتن علی اکبرِ،همون جا دو زانو خودت رو بزن بر زمین،اگه گفتن: چرا اینجور میکنی؟ بگو: اینجا همون جایی است که امام حسین با سرِ زانوهاش خودش رو کشید کنارِ بدنِ علی اکبر، هر چی گفت: پسرم! دلش آروم نشد،عاقبت صورتش رو به صورت علی گذاشت،"وَلَدی!..."* به غسلِ مادر خود هم بلند گریه نکردم صدای گریه ی من از صدایِ خنده سر است *هر جا نشستید،مرد،زن،پیر،جوان،بزرگ و کوچیک،بلند فریاد بزنن: حسین! ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Banifateme_Babolharam_net_shab8-3.mp3
6.11M
|⇦•چون تو اي لاله... و توسل به حضرت علی اکبر سلام الله علیه اجرا شده شب هشتم محرم ۹۹ به نفس حاج سید مجید بنی فاطمه •ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● وَ قَطَّعوهُ بِسُیوفِهِم... حسین(ع)، علی‌اکبرش را به سیمای پیامبر میدید، کوفیان اما اِرباً اِرباً اِرباً اِربا... 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
•|یا اباعبدالله ..|• . رفته بودم سر بازار لباسی بخرم یادم آمد تنِ عریانِ اباعبدالله .. 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈ |⇦•مانند مویت شد پریشان... / و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● "اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ" "اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن" مانند مویت شد پریشان روزگارم نامت دلیلِ گریه ی بی اختیارم مثل جوان از دست داده، وقتِ گریه تا هفت خانه میرود داد و هوارم *هر کی هر چی میخواد بگه،بگه، تکلیفِ مارو امامِ صادق مشخص میکنه، امام صادق فرمود:" نوحوا علی الحسین نوح الثکلی علی ولدها " برا جدِّ ما مثلِ مادرایِ جوان مُرده گریه کنید.* در روضه وقتی که نگاهم کرده باشی مانند اسپندِ عزایت بی قرارم *دیدی بعضی وقت ها حالت فرق میکنه، توی جلسه که میآیی قلبت سنگینی میکنه، هنوز جلسه شروع نشده، نگاهت میوفته رویِ دیوار، می بینی نوشته شده "اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ" آروم آروم بارون از چشمات میاد* پایِ پیاده آمدم پایِ مزارت تا که بیآیی بعدِ مرگم به مزارم در لحظه ی آخر نگاهِ آخرم‌ گفت من میروم اما دلم‌ را میگذارم با داغِ شش گوشه کشیدی گوشِ من را در فصلِ پاییزِ فراق ، ابرِ بهارم تنها به شوقِ دیدن ماهِ محرم هر روز دارم روزها را میشمارم بدجور فقرِ معنوی دارم کمک کن در روضه کاری داشتی دنبالِ کارم وقتی تو را زهرا به این بانو سپرده من هم خودم را دست زینب میسپارم *مادری که نگرانِ جوانت هستی، میگی برا بچه ام دعا کن، دستش رو بذار تو دستِ حضرتِ زینب...* مقتل نوشته خواهرت اینگونه فرمود: ای وای باقیمانده ی ایل و تبارم *دیگه از برادرم چیزی نمونده...* از آن زمانی که سرِ تو سنگ خورده سنگِ صبورم دائماً سردرد دارم *شبِ حضرتِ قاسمِ، تویِ شهدایِ کربلا، همه رو اول سر بریدن، بعد سوار اسب شدن، رو بدن تازوندن، اما بدنِ حضرت قاسم برعکس شد، تا افتاد رو زمین عمو رو صدا زد، ابی عبدالله حرکت کرد، تا دیدن آقا داره میاد، همه پا به فرار گذاشتن، از رویِ بدنِ حضرتِ قاسم رد شدن...وقتی ابی عبدالله اومد دید قاسم داره پاهاش رو رویِ زمین میکِشه...امانتِ برادرم...* ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
|⇦•نکش پا رو خاکا... / و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● نکش پا رو خاکا، جلو چشمِ دشمن لبت غرقِ خونِ، همه هستیِ من به دامادیِ تو، ندارم امیدی زیرِ سُمِّ اسبا چه قدی کشیدی پُر از زخمِ کاریِ رویِ پیکرت تو دستایِ کی بوده مویِ سَرِت؟ دلِ آسمون از غمِ تو گرفت بمیرم برا دلِ مادرت بمیرم عمو جون، چرا وا شد اَبروت بمیرم که نیزه، نشسته تو پهلوت جایِ تیغ و تیرِ رویِ پیرهن تو چرا پاره پاره است، تمومِ تَنِ تو جلو چشمِ من،دست و پا میزنی چرا مادرم رو صدا میزنی داری می بینی چقدر بی کَسَم تو آتیش به هستیِ ما میزنی می گردم پیِ تو، میونِ غبارا تنت رفته زیرِ، پایِ نیزه دارا با این زخمِ پهلو، با این زخمِ سینه میوفتم دوباره، به یادِ مدینه می بینم که دستت شکسته ولی من این لحظه ی سخت و سر می کنم با این ناله های دَمِ آخَرِت یادِ ناله ی پشتِ در می کنم *فضه بیا بچه ام رو کشتن...گفت: از یکی از مراجع سئوال می کنن، مگه امیرالمؤمنین تو خونه نبوده؟ چرا گفته فضه بیا؟ میگن اون عالم گریه شد: گفته چرا بوده، اما بی بی یه کارِ زنونه داشته...بچه ام رو کشتن... کربلا امام حسین اومد بالا سَرِ یه سینه شکسته، مدینه علی اومد بالا سَرِ یه سینه شکسته، حالا علی چی میگه:...* روزِ عروسی مون، بهم یه قول دادی کنارِ من باشی، تو گریه و شادی ولی تو رفتی و موندم تک و تنها قسمت بوده باشم، علیِ بی زهرا *اگه پهلوون رویِ زمین بیوفته خیلی سخته، علی دیگه زانوهاش توان نداشت...* زخمِ زبون و خنده ی دشمن،دلم رو پُر زغم کرد بغض حسن با گریه ی دشمن، پشتِ علیت رو خم کرد مگه یادم میره، بچه ها ترسیدن به زخمِ ما مَردم، نمک می پاشیدن اینقدر زدن تا که، تو یاسِ پرپر شی میخِ در هم نگذاشت، دوباره مادر شی همه می دیدن، میونِ کوچه،شالِ من و تو دستات زمین می خوردم، زمین می خوردی، علی فدایِ زخمات حرارتِ میخ و تیزیِ این مسمار تو رو اذیت کرد، بینِ در و دیوار خودم دیدم قاتل، لگد به اون در زد بینِ دَر و دیوار، تو رو با خنجر زد جلویِ چشمام، غلافِ شمشیر، میخورد به رویِ بازوت رحمی نکردن، به محسنِ تو، دیدم شکسته پهلوت زندگی مو دیدی، چطوری شد غارت بهم بگو خانوم، چی شده گوشواره ات؟ تو کوچه راتو بست، حرفِ فدک میزد حسن بهم گفته، تو رو لگد میزد می گفت که دیدم از ضربِ سیلی، مادر زمین خورد همش می خندید، وقتی که مادر، چشمش نمی دید تو گُل بودی، نه وقتِ پرپرت بود جوان بودی، نه وقتِ مُردنت بود جوان بودی میانِ، نوجوانان نه وقتِ زیرِ گِل خوابیدنت بود ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Rmezani_Babolharam_net_shab6.mp3
9.12M
|⇦•مانند مویت شد پریشان... و توسل به حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام اجرا شده شب ششم محرم ۹۹ به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● از شِش‌ماهه تا پیرمرد، همه جمع میشوند برای یاری امام آنوقت منِ جوان هنوز هم برای یاریِ امام شَک دارم؟! 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈ |⇦•یه دریای اشک ... و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم ۹۹به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● یه دریایِ اشکِ، تو چشمم برا تو چه جوری ببوسم، کویرِ لباتو تمومِ نفس هات، بُریده بُریده الهی بمیرم، که رنگت پریده *دارم میرم آب برات بگیرم...* رویِ دستِ من دست و پا میزنی پریشونی و خسته و نیمه جون یا لب هات رو اینقدر بر هم نزن یا که، اَشهَدِ مادرت رو بخون برا بارِ آخر، تو چشمام نگاه کن یه فکری برایِ منِ بی پناه کن مثه اَبر و بارون، رو لبهات می بارم من هر جوری باشه، برات آب میارم شبیه عَلَم، رویِ دستِ منی برایِ رسیدن به آبِ فُرات می دونی چی اومد، به حالِ دلم دیدی از کی منت کشیدم برات؟ * امام زمان در ناحیه مقدسه میگه: " السَّلامُ عَلَى عَبدِ اللّهِ بنِ الحُسَینِ الطِّفلِ الرَّضیع المَرمِیِّ الصَّریع" یعنی سلام بر اون طفل شیرخواری که رویِ زمین افتاد، مقتل نویس ها میگن: شاید این سلام منظورش اینه: بچه از بغلِ بابا پرت شد افتاد رویِ زمین...* توانی برایِ نفس های من نیست سه شعبه جوابِ تقاضایِ من نسیت *من گفتم برید آبش بدید...آب نخواستم...* با این التهاب و با حالِ خرابُ چه جوری بدم من جوابِ ربابُ میرم پشتِ خیمه که خاکت کنم خجالت کشیدم از این حالِ تو امام حسین به خودش می گفت: من چه جوری جوابِ رباب رو بدم، دلش شورِ رباب رو میزد، یه وقت رباب اومد، همه منتظرن بره سراغ بچه، میگه دست گذاشت رو شونه ی حسین، گفت: آقا! سَرِ شما سلامت، غصه ی من رو نخور، فقط خاک روش نریز، آقا رفت عقب، مادر اومد کنارِ قبر...* باید جایی خاک کنم، که کسی با نیزه نگرده به دنبالِ تو *گفت: امیر! دقیقاً همین جاها بود، دیدم حسین داره قبر میکنه. گفت: نیزه بده معلوم میشه، شروع کردن نیزه زدن تویِ خاک، یه دفعه بچه با نیزه بالا اومد...این شعر برا بعدِ روزِ عاشوراست، ببین رباب چه جوری با طفش حرف میزنه...* چرا قهری مگر تقصیر دارم بِجایت در بغل زنجیر دارم کفِ آبی فقط خوردم عزیزم بیا از نیزه پایین شیر دارم دلم مِیلِ دو اَبروی تو دارد ببین که شانه‌ام مویِ تو دارد در آغوشم فقط پیراهنِ توست لباس تازه‌ات بویِ تو دارد مرا آزار با زنجیر می‌داد به من نان‌خشک با تحقیر می‌داد زنِ شامی دلم سوزاند وقتی کنارم طفل خود را شیر می‌داد دوباره روضه می‌گیرم عزیزم در این ویرانه می‌میرم عزیزم دوباره حرمله رد شد از اینجا دوباره خشک شد شیرم عزیزم فقط لالا کنم لالا بخوابی ندارم غصه دیگر تا بخوابی از آغوشم جدا گشتی و رفتی که رویِ سینه‌ی بابا بخوابی عبا را روی تو افکند بابا دلش را از غمت آکند بابا چنان با تیر چسبیدی به قلبش تو را از سینه‌ی خود کَند بابا ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Rmezani_Babolharam_net_shab7.mp3
4.96M
|⇦•یه دریای اشک ... و توسل به حضرت علی اصغر علیه السلام اجرا شده شب هفتم محرم ۹۹به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● کارتان گِرِه خورده؟ نا امید و بی‌پناه شده‌اید؟! به مادرش توسل کنید... 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net
┈•‌‌‌‌‌‌꧁بٰابُ༼﷽༽الْحَرَم꧂•┈ |⇦•دست من غیر عبایِ تو... روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم ۹۹به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ،اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْن دست من غیر عبایِ تو عبایی نگرفت پَرِ من جز درِ این خانه، به جایی نگرفت دستِ حسرت به سرش تا به ابد خواهد زد هر که پیشِ کَرَم ات ظرف گدایی نگرفت *هر کی گدایِ تو نشه ضرر میکنه،هر کی دَرِ این خونه و خانواده نیاد پشیمون میشه، بذار الان بخندن بهت، بذار نصیحتت کنن، یه روز میان دَرِ خونه ات در میزنن، التماست میکنن، حالا چه این دنیا، چه اون دنیا، میگن سفارش من رو به اربابت بُکُن...از بزرگتر ها مون بپرسیم، کسی رو میشناسید رفته باشه دَرِ خونه ی امام حسین پشیمون شده باشه؟...* مادرت جامه ی مشکی به تنم کرد حسین نوکرِ تو سَرِخود رختِ عزایی نگرفت *اگه فکر میکنی خودت پیرهن سیاه تنت کردی، والله اشتباست، اگه فکر میکنی خودت امروز با پا خودت اومدی برا علی اکبر گریه کنی،والله اشتباه میکنی، همه چیز حساب و کتاب داره...* حسرت قُبّه ی تو می کُشد آخر او را پدرم پیر شد و کرببلایی نگرفت *اونایی که باباتون هنوز کربلا نرفته، اونایی که باباشون از دنیا رفته همین الان براش دعا کن، بگو: آقا! بابام کربلا نرفت، الان زیرِ خاک خوابیده، امشب دعوتش کن بیاد سَرِ سفره ی شما...هی گفتم ان شاءالله خودم می برمش، هی گفتم: بابا! اربعین خیلی کِیف داره، گفتم: بابا! از نجف تا کربلا بغلت می کنم می برمت* حسرت قُبّه ی تو می کُشد آخر او را پدرم پیر شد و کرببلایی نگرفت نیزه ای که تهِ گودال سنان داشت به دست کاش می شد بنویسند به جایی نگرفت بردیا محمدی *عاشورا شاید نشه بگم،بذار امشب بگم که شبِ جوُوناست...سنان با نیزه واردِ گودیِ قتلگاه شد، دید ابی عبدالله داره لبهارو بهم میزنه، گوش داد ببینه چی میگه، دید آقا میگه"الهی رِضاً بِرِضِاک" سنان عصبانی شد، گفت:بیچاره اش کردیم، دوباره داره میگه: خدایا راضی هستم به رضایتِ تو، چنان نیزه رو واردِ دهان آقا کرد... شبِ علی اکبرِ، خدایا! بحق علی اکبر، همه ی جوونهارو عاقبت به خیر کن، دعاهای پدر و مادرشون رو در حقشون اجابت بفرما، روضه ی علی اکبر سه تا معما داره، معمای اول: تو اون اوضاع چی شد علی اکبر بر گشت گفت: بابا! تشنه ام؟مگه علی اکبر نمی دونست آب نسیت؟ چون دید بابا خیلی بی تابی میکنه، برگشت گفت: بابا تشنه ام، یعنی بابا! زود باش، اگه میخوای بغلم کنی، دیگه فرصتی نداریم... معمای دوم، امام حسین تویِ تاریخ زیاد داره گریه کرده، مدینه گریه کرد، کنارِ امام حسن گریه کرد، که حتی امام حسن آرومش کرد، ، کوفه کنارِ بدنِ باباش علی گریه کرد، علقمه گریه کرد، اما فقط یه جا نوشته آقا داد زد، اونم کنارِ علی اکبربود، تا صدای ناله ی علی اکبر بلند شد، خودش رو رسوند کنارِ علی...فقط همین رو بگم: صبر نکرد اسب برسه، خودش رو ازرویِ اسب پرت کرد رویِ زمین، تمام مقاتل میگن: با سَرِ زانو اومد جلو....* ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
|⇦•دقم دادن جانم را گرفتن... روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم ۹۹به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● 【توجه】: جهت استفاده ، متون حتماً به همراه صوت در اختیار دیگران قرار گیرد. ●•┄༻↷◈↶༺┄•● دقم دادن جانم را گرفتن همه تاب و توانم را گرفتن جوانی داشتم، خوش قد و بالا فلک دیدی جوانم را گرفتن فلک دیدی چه خاکی بر سرم شد علیِ اکبر، علیِ اصغرم شد برایش کوچه وا کردن، ای وای چقدر اکبر شبیه مادرم شد به چشمِ خود خزانش را نبیند غمِ آرامِ جانش را نبیند دعا کردم سَرِ نعشِ جوانم کسی داغِ جوانش را نبیند *شروع کرد داد زدن، مقاتل میگن: ضجه زد امام حسین،" صاحَ الاِمام، سَبْعَ مَرَّات" هفت بار داد زد" وَلَدی! وَلَدی!...* علیِ بابا! " یا ثَمَرَةُ فُؤادی!" ای میوه ی دلم! علی!علی!...* گُلی که خودم دادم پیچ و تابش *چقدر براش زحمت کشیدم، پسر بزرگ نکردم که دست و پا بزنه...* گُلی که خودم دادم پیچ و تابش به آبِ دیدگانم دادم آبش به درگاهِ الهی کی روا بود گُل از ما دیگری گیرد گُلابش *اِرباً اِربات کردن بابا، قصاب های عرب یه تیکه گوشت رو خیلی تیکه تیکه میکنن، میگن:" اِرباً اِربا"...* امان از ضربه با شدت، علی جان! تو را کُشتن با سرعت، علی جان! شبیه فاطمه مادر بزرگت زمین خوردی تو با صورت، علی جان! علیِ اکبرم! دردت به جانم نَبیِّ دیگرم، دردت به جانم *اینقدر شبیه پیغمبر بود، اینقدر شبیه حضرتِ زهرا بود، هر وقت ابی عبدالله دلش برا مادرش تنگ میشد، میگفت: علی اکبر چند قدم جلوم راه برو..* علیِ اکبرم! دردت به جانم نَبیِّ دیگرم، دردت به جانم نکش پا بر زمین، در پیشِ بابا عزیزِ پرپرم، دردت به جانم *میگه: ابی عبدالله تا رسید، دست کرد در دهانِ بچه اش، لخته ی خون در اومد، شروع کرد آخرین نفس هارو کشیدن، صورت رویِ صورتِ بچه اش گذاشت...* بنازم لحنِ بابا گفتنت را نکش از دستِ بابا دامنت را نشستم رویِ خاک وبا تحیُّر تماشا میکنم جان کندنت را *اما معمای سوم، هر شهیدی رویِ زمین می افتاد، امام حسین خودش هر جوری بود، کشان کشان می آوُرد خیمه ی دارُالحرب، اما از کنارِ علی اکبر دستِ خالی برگشت، چرا؟ دو تا دلیل داره، دلیل اول اینه، تا اینجا هم خودش رو به زور کشوند، تا اینجا هم با زانو اومد، دلیلِ دوم این بود، هر جایِ بدنِ علی اکبر رو می گرفت، اعضایِ بدن از هم جدا میشد، تویِ دین ما میگن: نباید به بدنِ جنازه بی احترامی بشه، آقا دید بدن داره پاره پاره میشه، همون جا گذاشت و برگشت...هر گوشه ی بدن رو می گرفت جدا میشد، لذا صدا زد: جوانانِ بنی هاشم بیایید...من تنها نمی تونم...یه بدنِ دیگر رو هم اصلا آقا نبُرد، اونم بدنِ اباالفضل بود، اخه خودش گفت: من رو نبر، من به بچه هات وعده ی آب دارم.... ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 ــــــــــــــــــ ‼️هرگونه کپی برداری از متونِ روضه در سایت و کانال هایِ مرتبط با فضایِ روضه بدونِ ذکر منبع و درج آدرس سایت و کانال نبوده و مصداق بارز می باشد. ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://sapp.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net ✓اینستاگرام↶ http://instagram.com/babolharam__net
Rmezani_Babolharam_net_shab8.mp3
8.23M
|⇦•دست من غیر عبایِ تو... روضه و توسل به حضرت علی اکبر علیه السلام اجرا شده شب هشتم محرم ۹۹به نفس حاج مجتبی رمضانی•ೋ ●•┄༻↷◈↶༺┄•● زنان در تربیتِ نسلِ انقلابی است مثلاً 'تربیت' سرباز از ! 🆔 @babolharam_net 🖥 www.babolharam.net