eitaa logo
کانال ‌متن روضه
88.4هزار دنبال‌کننده
816 عکس
496 ویدیو
71 فایل
👈ارتباط با ما: @babolharam_admin تبلیغ نداریم سایت: www.babolharam.net #شماره_کارت جهت مشارکت در #نذر_فرهنگی شامل تامین هزینه‌های جاری کانال، تایپ مطالب ، حفظ و نگهداری سایت و .. :👇 6273817010150831 به نام گروه جهادی بابُ‌الحَرَم
مشاهده در ایتا
دانلود
|⇦•دردمندان غمت... و توسل ویژهٔ شهادت امام صادق علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سید علی تقوی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ دردمندان غمت زندگی از سر گیرند گر که با مژه غبار از حرمت برگیرند گر چه بی صحن و رواق است حریمت اما پادشاهان جهان روزی از این در گیرند خاک های حَرمت محمل اشک زهراست گر که با دُرِّ نجف چند برابر گیرند کشتزار غم و غصه شدم از بذر بقیع شمع آورده ام امشب بکنم نذر بقیع ما که آزاده ترینیم چو در بند توئیم مستمند اثر گریه و لبخندِ توئیم صاحب اصلی افلاک، همه خاک توییم ما اضافی همان آب و گل پاکِ توئیم چون تو معشوق شدی ما همه عاشق شده ایم شیعه ی جعفری حضرت صادق شده ایم از تو تعظیم شعائر شده احیا مولا از دم گرم تو جابر شده احیا مولا در حسینیه به فکر همگی بودی تو اولین روضه بگیرِ دهگی بودی تو از تو داریم همین سینه زنی ها را ما از تو داریم حسین جانِ روی لبها را آه از آن روز که غم بر جگرت ریخته شد کوهی از رنج و بلا بر سر تو ریخته شد بی حیاها که شبِ تار سرت ریختند مثل دزد از سر دیوار سرت ریختند بی وفایی به رگ و ریشه ی آن مردم بود بر در خانه ی خورشید پر از هیزم بود شعله ی کینه ی ایام که افروخت دگر حضرت شیخُ الائمه حرمش سوخت دگر آتش از غربت ایشان که خجالت نکشید شعله از حضرت باران که خجالت نکشید شکرِ حق اهل و عیالت همه سالم هستند در کنارِ حرمت جمع محارم هستند چونکه افتاد زمین با نظرِ گریانش مادرش فاطمه آمد جلوی چشمانش یاد آن روز که زهرا وسط غائله بود با لگد میزدنش، مادرِ ما حامله بود یکی لگد میزد.. یادم نمیره وقتی مغیره حرفای بد میزد خودم دیدم دومی با هر چی دستش اومد میزد یکی لگد میزد... مغیره می خنده... با دل پر کینه داره دست بابامو می بنده ناله ی زهرا بلنده اما علیه شرمنده مغیره می خنده.. * آره .... از همون روز شروع شد باباش امیرالمومنین رو با اون کیفیت آوردند، تو کوچه ها کشوندند.. از همون روز باب شد که جرأت کردند شیخ الائمه ی ما رو بیارن وسط کوچه ها، بدون عبا و عمامه بخدا اگه شما شیعه ها اونجا بودید دق می کردید و میمردید... * بذارید عمامه شو سرش کنه بذارید عبا به پیکرش کنه از تو شعله یه کم آهسته برید بذارید که یادِ مادرش کنه طعنه های بی حساب نیاز نداشت اینهمه رنج و عذاب نیاز نداشت این پیرمرد که خودش میاد دور گردنش طناب نیاز نداشت یه چیزی میگم دلا شکسته شه چشمای همه به خون نشسته شه یه چیزی میگم شما داد بزنید کاش همیشه دست مردا بسته شه زینب و سنگای شام واویلتا کوچه های تنگ شام واویلتا ریسمان به دور دست و گردنِ زن و بچه ی امام واویلتا.. «*حسین ...گفت: داداش!»* غم و غصه ها بی اندازه شده خدایا داغ دلم تازه شده جلوی چشمای زینب سر تو آویزون به روی دروازه شده همش از کینه ی مولا آب میخورد خواهرت طعنه ی بی حساب میخورد حق بده اگه خودم رو میزنم خیزران میزد و هی شراب میخورد «حسین ......» ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net 🛒 فروشگاه فرهنگی↶ https://eitaa.com/babolharam_shop
|⇦•روضه ی غربت تو... و توسل ویژهٔ شهادت ابا المهدی آقا امام‌حسن‌عسکری علیه السلام اجرا شده به نفسِ حجت الاسلام سید علی تقوی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ ↻ مثلِ بغض از وسطِ حنجره برخاسته‌ایم همچو اشک از غمِ یک خاطره برخاسته‌ایم با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته‌ایم به هوایِ حرمِ سامره برخاسته‌ایم روضه‌ی غربتِ تو حالِ عجیبی دارد هرکه نامَش حسن است ارثِ غریبی دارد جان به قربانِ دلت، جان به فدایِ سرِ او فرق‌ها داشت نگاهِ تو و چشمِ ترِ او که تفاوت بکند همسرِ تو همسرِ او طعنه بسیار شنیده دلِ غم‌پرورِ او حسنِ سامره صحنِ حَرمت محترم است حسنی بینِ بقیع است که او بی‌حرم است یا حسن آهِ تو پرداختنی میخواهد یاحسن داغِ تو بر سر زدنی میخواهد یاحسن نامِ تو دور از وطنی میخواهد یاحسن روضه‌ی تو سوختنی میخواهد دلِ تو تنگِ مدینه‌ست که دلگیر شدی مادری هستی عزیزم تو اگر پیر شدی خانه‌ی کوچکِ تو هیچ کم از زندان نیست خالی از آمدن و رفتنِ زندانبان نیست بینِ یک مُشت نگهبان که بویِ ایمان نیست زندگی با زن و بچه بخدا آسان نیست *چقدر سخته تو جایی زندگی کنی همش حس کنی تو محاصره‌ای.اما این اولین‌بار نیست تو این خونواده محاصره‌شون میکنن این اولین‌بار نیست میان درِ خونه رو محاصره میکنن..* آقاجان! راهِ ناموسِ تو کِی بسته شده در کوچه؟ همسرت را زده پیوسته کسی در کوچه؟ ۲ *دو تا فرق داره با حسنِ مدینه!همچین که اسمِ امامِ عسکری میاد یادِ اون صحن و سرای باصفا میفتی دلت پَر میزنه، شاد میشی اما همچین که یادِ حسنِ مدینه میکنی، یه مشت قبرِ خاکیِ بی‌چراغ میاد تو ذهنت، غمِ عالَم رو سرت خراب میشه اما فرقِ دوم ..* کوچه ای بود مدینه که زنی خورد زمین ناگهان مادرتان با زدنی خورد زمین فاطمه با لگدِ بددهنی خورد زمین حسنِ عسکری! آنجا حسنی خورد زمین قسمت این بود که او درد و مِحن جمع کند گوشوار از وسطِ کوچه حسن جمع کند ‌ از عمد مادرُ پیشِ پسر زدن از عمد با لگد محکم به در زدن هیچکی نبود بگه این گل که پرپره این زن که میزنید ناموسِ حیدره از صبرِ شوهرش سو استفاده کرد دیدی که نقشه‌شو آخر پیاده کرد پشتش مغیره بود، ملعون نگام کرد چند تا لگد زد و کارُ تمام کرد *ای مادر مادر ... * آقاجان! قسمت این بود از این داغ تو را هم دادند به تو هم مویِ سپیدی و قدی خَم دادند در جوانی پسرِ فاطمه را سَم دادند به لبِ خشکِ تو از جامِ مُحرم دادند عطشِ پیکرِ مسمومِ تو میگفت حسین نفسِ تشنه‌ی حُلقومِ تو میگفت حسین پسری داشتی و آب به لبهایِ تو ریخت لحظه‌ی تشنگی‌ات گریه به غمهایِ تو ریخت اشک بالایِ سرِ پیکرِ تنهایِ تو ریخت خاکها بر سَرش از ماتمِ عظمایِ تو ریخت رویِ زانویِ پسر بودی و عطشان نشدی حسنِ فاطمه، صد شُکر که عریان نشدی خواهری داشتی و حُرمتِ او حفظ شده احترامِ دلِ بی‌طاقتِ او حفظ شده بعدِ تو روسریِ عصمتِ او حفظ شده دست بسته نشده، عزتِ او حفظ شده خواهرت بَزمِ شراب و سرِ بازار نرفت به اسیری وسطِ مجلسِ اغیار نرفت * لحظه‌های آخر، عمه‌ی امامِ زمان حکیمه خاتون منزلِ امامِ عسکریه اما آقا خیالش راحتِ از بابتِ خواهرش با خیالِ راحت جون داد..اما "لا یَوم کَیومُکَ یا أباعبدالله"شنیدم غصه‌دار کُشتنِت..." قُتِلَ مَکروباً "لحظه‌هایِ آخر غصه‌ی چی رو میخوردی آقا ؟ زیرِ تیغ و تیر و نیزه و خنجر ...* چشمی بسویِ قاتل و چشمی به خیمه ها همراهِ کاروانِ خود ای کاش زن نداشت ↫『بابُ الْحَرَم پایگاهِ متنِ روضه』 .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ‼️هزینه استفاده از مطالب کانال دعای خیر شماست... به ساحت مقدس روحی له الفداء و ارواح اهلبیت، پیامبران، شهدا، اؤلیای الهی، و محبین امیرالمؤمنین، بد وارث و بی وارثها و كه سر به سینه تراب نهاده اند، در تمامی عوالم .....ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ..... ┅═┄⊰༻↭༺⊱┄═┅ ↜ وب سایت↶ www.babolharam.net ✓ سروش ↶ http://splus.ir/babolharam_net ✓ ایتا ↶ https://eitaa.com/babolharam_net ✓ روبیکا ↶ https://rubika.ir/www_babolharam_net ✓ تلگرام ↶ https://t.me/babolharam_net