eitaa logo
هیئت بچه های فاطمه (س)
1.3هزار دنبال‌کننده
5.3هزار عکس
230 ویدیو
40 فایل
هیاتی باصفا مثل همه هیات‌های امام حسین(ع) جلسات هفتگی: پنج‌شنبه‌ها بعداز نماز مغرب و‌عشاء مکان: خیابان حضرت مهدی(عج)، بن‌بست 39 #دارالولایه ارتباط با ادمین کانال: @ghafele_eshgh
مشاهده در ایتا
دانلود
کل راه فکرم درگیر بود. با خودم گفتم:«حتما من یه مشکلی داشتم که یه دختر به خودش اجازه داده فکر کنه من از اون پسرام که بخوام با کسی دوست بشم .» همه فکر و ذکرم شده بود اینکه ببینم مشکل چی بوده. میدونی برام خیلی گرون تموم شد. نمی‌دونم چه گناهی کردم که خدا همچین چیزی گذاشت گردن من. نگاهی به بستنی انداخت و ادامه داد:«فکر کردم حتما تو رفتارم مشکلی بوده. برای همین میخواستم ببینم تو ازم ناراحتی یا نه؟» امین الله با تعجب به او خیره شده بود. توقع شنیدن چنین خاطره ای را نداشت. اول با خودش گفت:«شاید کاری کرده که دختره رفته سمتش.»اما با دیدن ناراحتی و پکر بودن سید مصطفی مطمئن شد که او خطایی نکرده. امین الله لبخندی زد و گفت:« خیالت راحت. من ازت ناراحت نیستم .» روی لب های سید مصطفی لبخند محوی نشست و گفت:« اون روز تنها چیزی که تونستم گیر بیارم؛ تیپم بود. خب من به خودم میرسم. هروقت از در خونه می‌خوام برم بیرون چند ساعت جلو آینه ام و سشوار دستمه که مدل موهام رو درست کنم؛ اما بخدا اینا برای جلب توجه نیست. دوست دارم مرتب باشم. ظاهرم خوب باشه. خب پیامبر هم ظاهرش آراسته بوده. دوست دارم لباسم اتو کرده باشه و به قول بچه ها هپلی نباشم. نمی دانم چرا بعضی ها فکر می کنند به سرو وضع رسیدن یعنی ایمان نداشتن. در صورتی که عین ایمان است . حالا هم گفتم باهم بریم خرید دوست ندارم کسی جرات همچین فکری درباره من داشته باشد» 🚩 🆔 @bachehaye_fateme