مرا چشمیستخونافشان
زدستآنکمانابرو
جهانبسفتنهخواهددید
ازآنچشموازآنابرو
شاید اگر یه ساعتی غرورت رو کنار میزاشتی و میومدی حرف میزدیم باهم، بدون توجه به گذشته و بعد اون یه ساعت دوباره غرورت رو میگرفتی دستت رو میرفتی پی کارت الان همه چی بهتر میشد