eitaa logo
بادماراخواهدبرد
1.4هزار دنبال‌کننده
522 عکس
3 ویدیو
0 فایل
Memories don't die , do they?
مشاهده در ایتا
دانلود
پرنده گفت: "چه بویی، چه آفتابی، آه بهار آمده است و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت." پرنده از لب ایوان پرید، مثل پیامی پرید و رفت پرنده کوچک بود پرنده فکر نمی‌کرد پرنده روزنامه نمی‌خواند پرنده قرض نداشت پرنده آدم‌ها را نمی‌شناخت پرنده روی هوا و بر فراز چراغ‌های خطر در ارتفاع بی‌خبری می‌پرید و لحظه‌های آبی را دیوانه‌وار تجربه می‌کرد پرنده، آه، فقط یک پرنده بود! فروغ‌فرخزاد
سرچشمه و شبانه در تاریکی چشمانت را جستم در تاریکی چشم‌هایت را یافتم و شبم پُرستاره شد. تو را صدا کردم در تاریک‌ترین شب‌ها دلم صدایت کرد و تو با طنین صدایم به سوی من آمدی. با دست‌هایت برای دست‌هایم آواز خواندی برای چشم‌هایم با چشم‌هایت برای لب‌هایم با لب‌هایت با تنت برای تنم آواز خواندی. من با چشم‌ها و لب‌هایت انس گرفتم با تنت انس گرفتم، چیزی در من فروکش کرد چیزی در من شکفت من دوباره در گهواره‌ی کودکی خویش به خواب رفتم و لبخند آن زمانی‌ام را بازیافتم. در من شک لانه کرده بود. دست‌های تو چون چشمه‌یی به سوی من جاری شد و من تازه شدم من یقین کردم یقین را چون عروسکی در آغوش گرفتم و در گهواره‌ی سال‌های نخستین به خواب رفتم؛ در دامانت که گهواره‌ی رؤیاهایم بود. و لبخند آن زمانی، به لب‌هایم برگشت. با تنت برای تن‌ام لالا گفتی. چشم‌های تو با من بود و من چشم‌هایم را بستم چرا که دست‌های تو اطمینان‌بخش بود بدی، تاریکی‌ست شب‌ها جنایت‌کارند ای دلاویز من ای یقین! من با بدی قهرم و تو را به‌ سان روزی بزرگ آواز می‌خوانم. صدایت می‌زنم گوش بده قلبم صدایت می‌زند. شب گردا گردم حصار کشیده است و من به تو نگاه می‌کنم، از پنجره‌های دلم به ستاره‌هایت نگاه می‌کنم چرا که هر ستاره آفتابی‌ست من آفتاب را باور دارم من دریا را باور دارم و چشم‌های تو سرچشمه‌ی دریاهاست انسان سرچشمه‌ی دریاهاست احمدشاملو
اگر خواستم ترکت کنم،دستم رو بگیر؛بهم بگو "نظرت با یه فنجون چای چیه؟" و بعدش مطمئن باش کنارت میمونم .
فقط دارم تقلا میکنم تو این مدت ،تقلا، تقلا.
اما باید بجنگم، باید بمونم، باید خوب شم، باید خوب شیم همگی باهم