eitaa logo
بادماراخواهدبرد
1.4هزار دنبال‌کننده
522 عکس
3 ویدیو
0 فایل
Memories don't die , do they?
مشاهده در ایتا
دانلود
سرچشمه و شبانه در تاریکی چشمانت را جستم در تاریکی چشم‌هایت را یافتم و شبم پُرستاره شد. تو را صدا کردم در تاریک‌ترین شب‌ها دلم صدایت کرد و تو با طنین صدایم به سوی من آمدی. با دست‌هایت برای دست‌هایم آواز خواندی برای چشم‌هایم با چشم‌هایت برای لب‌هایم با لب‌هایت با تنت برای تنم آواز خواندی. من با چشم‌ها و لب‌هایت انس گرفتم با تنت انس گرفتم، چیزی در من فروکش کرد چیزی در من شکفت من دوباره در گهواره‌ی کودکی خویش به خواب رفتم و لبخند آن زمانی‌ام را بازیافتم. در من شک لانه کرده بود. دست‌های تو چون چشمه‌یی به سوی من جاری شد و من تازه شدم من یقین کردم یقین را چون عروسکی در آغوش گرفتم و در گهواره‌ی سال‌های نخستین به خواب رفتم؛ در دامانت که گهواره‌ی رؤیاهایم بود. و لبخند آن زمانی، به لب‌هایم برگشت. با تنت برای تن‌ام لالا گفتی. چشم‌های تو با من بود و من چشم‌هایم را بستم چرا که دست‌های تو اطمینان‌بخش بود بدی، تاریکی‌ست شب‌ها جنایت‌کارند ای دلاویز من ای یقین! من با بدی قهرم و تو را به‌ سان روزی بزرگ آواز می‌خوانم. صدایت می‌زنم گوش بده قلبم صدایت می‌زند. شب گردا گردم حصار کشیده است و من به تو نگاه می‌کنم، از پنجره‌های دلم به ستاره‌هایت نگاه می‌کنم چرا که هر ستاره آفتابی‌ست من آفتاب را باور دارم من دریا را باور دارم و چشم‌های تو سرچشمه‌ی دریاهاست انسان سرچشمه‌ی دریاهاست احمدشاملو
اگر خواستم ترکت کنم،دستم رو بگیر؛بهم بگو "نظرت با یه فنجون چای چیه؟" و بعدش مطمئن باش کنارت میمونم .
فقط دارم تقلا میکنم تو این مدت ،تقلا، تقلا.
اما باید بجنگم، باید بمونم، باید خوب شم، باید خوب شیم همگی باهم
اگر خوب نشیم منم به تنهایی خوب نمی‌شم.
الان دوروزه که از این پیام میگذره و چشمای من همچنان اشک داره .