تو چه می دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی،چه نیازی،چه غمی ست؟
یا نگاه تو که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
پوپکم
آهوکم
تا جنون فاصله ای نیست
از اینجا که منم...
اخوان ثالث