در جهانی که من دارم خاطرات محو نمیشوند.
تک تک آدمها باقی میمانند.
با تمام تاثیراتی که بر زندگیام گذاشتهاند.
-سامان کرم پور
دلم میخواد روز و شب رو تو اتاقم بگذرونم، بنویسم و فکر کنم، برقصم و گریه کنم، به پنجره خیره شم و ستاره هارو ببینم، پادکست گوش بدم و تمیزکاری کنم، شعر بخونم و کتاب بخونم و زندگی کنم و زنده باشم.
زندگی نه به این معنا که خوشحال باشم همیشه، به این معنا که همه چیز رو با تمام وجود احساس کنم به این معنا که الان و در حال حاضر رو درک کنم بفهمم روزهام چطوری میگذرن نه اینکه کل روزم درحال فکرکردن بگذره.
مهم نیست، اگر اینجا راحت نیستی میتوانی اسباب و اثاثیه ات را جمع کنی و بروی، من هم چند صباحی اشک میریزم و به خود میپیچم ولی به هرحال آدمیزاد محکوم به خوب شدن است. من هم خوب میشوم. اما ایمان داشته باش که هیچگاه تو از یاد من نخواهی رفت مگر با مرگ مگر با فراموشی.
هدایت شده از متهم ردیف اول _
گربیایی دهمت چای ونیایی به جهنم
من که باید بخورم چای،چه بیایی چه نیایی .
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
_فریدونمشیری