چی من رو به زندگی وصل میکنه؟ اول باید این سوال رو یه دور برای خودم معنی کنم، باید دنبال چیزهایی بگردم که به طور واقعی من رو به زندگی متصل کنه، چیزهایی که من رو برمیگردونه به اکنون و الان و از چرخیدن در افکارم و سپس وارد شدن به خلسه من رو نجات میده.
برای بگم اکثر مواقع، موسیقی، کتاب خوندن، به خودم رسیدن مثل آرایش کردن یا لاک زدن، به گل هام آب دادن، گاهی کار خونه کردن، پادکست گوش دادن، نقاشی کشیدن، آشپزی کردن و با تموم وجود و عشق قاطی کردن چیزا و ریخت و پاش کردن، کنار دوست هام بودن، سینما رفتن و دیدن یک فیلم خوب، توی سکوت چای نوشیدن و خیره شدن به یک نقطه و به خاطر سپردن طعم و عطر چای، نوشتن و نوشتن، لمس کردن برگ درخت ها و تنه هاشون، قدم زدن های پیوسته، لبخند یک انسان، مهربونی یک گربه، خونهی مامانبزرگ و درنهایت لحظه ها را با تمام وجود حس کردن و بلند بلند حرف زدن با خودم.
اینا منو به زندگی متصل میکنن.
باید بگم از هوش مصنوعی و دار و دستهاش متنفرم، از هرچیزی که اینطوری انسان رو به حقارت کشونده متنفرم، از کانسپت آسون کردن 'همه چیز' بدم میاد ترجیح میدم ساعت ها سختی بکشم و زجه بزنم و تهش هم خطا و اشتباه بکنم ولی دستم به این ربات های غیرآدم نخوره.