خیلی دوست دارم راجب کتاب ها حرف بزنم و بتونم نقدش رو براتون بذارم.
اما من متأسفانه اونقدر علم و دانشش رو ندارم که بخوام چیزی رو نقد کنم صرفا سلیقهی شخصی خودم رو میتونم بیان کنم)))
ولی اگر دوست دارید بدونید کتاب قبلیم چی بود و کتاب های جدیدم چیه.
باید بگم کتاب قبلیم "یادداشت هایی از خانهی مردگان" بود از داستایفسکی، و کتاب های جدیدم"عشق و چیزهای دیگر" از مصطفی مستور و کتاب "کشتن مرغ مینا" از هارپر لی .
لطفا چند سال دیگه بجای این کتابا کتاب با نویسندگی ویلیام در دستانم باشد مرسی ممنون.
وقتی کتاب دوست داشتنی داشته باشم که بخونم دیگه اهمیت نداره چقدر اتفاقات بد تو زندگیم میفته یا چقدر غمگینم.
واقعا کتاب خوندن برای من آداب و اصول خاصی داره، مثل عبادت کردن میمونه حتماً باید کنار دستم مداد و هایلایتر و این چیزا باشه. از نشونه های کتاب خوب اینه که بیشترین استفاده رو از هایلایتر هام و مداد و خودکار هام ببرم. و گاهی کتاب ها اونقدر خوب هستن که باید یک بستر مناسبی رو برای خوندن اون کتاب آماده کنم برم بالا پشت بوم، تو حیاط، بشینم جلو نور آفتاب، چایی بذارم بغل دستم، موسیقی بیکلامی بذارم؛ تا حق خودم رو در برابر اون اثر و خالق اون اثر به طور کامل ادا کرده باشم.
کورش درست میگفت، از هرچیزی که آداب و رسومی داشته باشه خوشم میاد، حتی اگر آداب و رسوم نداشته باشه هم من براش آداب و رسوم میسازم. از اینکه این آداب و رسوم تکرار کنم و تکرار کنم لذت میبرم.