بابا مدام میگه " قوی باش قوی باش، من میخوام تو قوی بار بیای".
من رو ول کنید من برای قوی بودن به دنیا نیومدم.
هدایت شده از متهم ردیف اول _
سلام عرضم به حضورتون من حشمتم.
کوچیکِشما.
دیروزحول وحوش۵.۶داشتم دومین پک
وبه سیگارم میزدم ویدونم درگوش روزگار.
یه دخترخانوم باکفش تق تقی ،لباس چین چینی
و روسری گل گلی ازجلوم رد شد.فکرکنم
چشمش توچشمم اتصالی نکرد.
اشنا میزد چون چندسوایی گربه هامیگفتن یکی
هست بهمون رسیدگی میکنه البته جا خواهری.
دنبالش راه افتادم گفتم خاطرمو میخواد دیگه؟از
پشت سربه فرح میخورد .نیم رخ فروغ بود واگه یکمی بیشترزل میزدی دولتشاهی هم میشد.
سحر.تو روزنامه جدید خوندمش .تیتریک خبرها .
"میخواهم زنده بمانم"باحضور حامد بهداد البته جای اون منو میزاشتن نونشون بیشتر تو روغن بود . اخه شماعفت کلام و نگا!یه دستش کتاب فروغ بودیه دستش نون خامه ای،میخواستم.
چه کنم چکنم پریدم جلو وعادی سازی که انگارهمین الان به طور کاملاا اتفاقی دیدمش. گفت عععععععع پیشیییی _
یکمی سیسم شلوارش افتاد
پس بد نگاهش کردم گفتم خانوم کوچیک
چی میخونی؟ گفت نازی نازی .
امامن که میدونسم اسم کتابش نازی نازی نبود .
گفتم خورد وخوراکت چیه؟گفت گوووگووولیییی .
گفت بیابریم خونمون منم پنجمو کشیدم روچشام که یعنی رو چِشَم.تعارف اومد نیومد داره.
دنبالش راه افتادم اونو میخواستم اما کیکشم اره.
جلو تر رفتم .یه فکری به سرم زده بود .
یه چندتاسوسول بچه گربه اونورترداشتن میچریدن واسه خودشون.منم سنگوبرداشتم وپرت کردم بهشون که دمشونو بزارن روکولشون ومزاحم مانشن.البته مزاحم خانوم،
بماند که کیکم میخواستم.
ازقضا گربه ها فهمیدن ازکجاخوردن .درگیرشدیم .
سه نفربه یه نفر.خِرشونو گرفتم وزدم تودیوار،
دیوار کج شد .یکیشون چاقو داشت منم تفنگ
اب پاشمو دروردم .زدم توچشاش چشاش ندید
چاقو خورد به پام .نتونست بزنه ها! خورد .
افتادم زمین .دختر جیغ زد اومد کمکم بغلم کرد وآخ که من رسیدم به نون خامه ای .قسمت
زخم شدن پامو نویسنده حذف کنه
ممنون میشم .
خلاصه که یه لیس میزدم به کیک یه مغازه
رد میکردیم .یه دم تکون میدادم یه فلکه رد میشد.به همه میخندیدم .به ریش هرکی رد میشد .زبون ادمیزاد حالیشون نمیشد
ولی من بودم که میگفتم ماییم وبی نوایی
میو میو کن اگه حریف مایی !
'اشنا'_ باد ما را خواهد برد _ ویل متهم