تو همه چیز عالی بودن، نفر اول بودن، برتر بودن، پرفکت بودن، همیشه نمره ها ۲۰، مدال های طلا روی دیوار اویزون، همزمان هم هنرمند بودن هم درسخون بودن هم ورزشکار بودن هم کار کردن و در همهی اینها فوق العاده بودن؟ چیزهایین که همیشه درحال تلاش برای رسیدن بهش بودم اما همهی این ها فقط یک چیز رو بازتاب میکنن، کمالگرایی، تلاش برای کافی بودن، مقایسه کردن خودم با بقیه ووو.
اوکی عالیه که آدم ها تلاش کنن بهتر و بهتر شن، همیشه در حال همین کار بودم؛ اما مرز باریکی که برای پیشرفت و رشد خودت گاهی به خودت سختی بدی تا اینکه برای پیشرفت و رشد خودت به معنای واقعی نابود شی.
دارم زبان میخونم و گاهی بینش فکر میکنم؟ خیر دارم فکر میکنم و وسطاش نگاهی به زبان میاندازم
"آدم ها حق دارن واسه زندگی شون تصمیم بگیرن، مهم نیست از نظر ما احمقانهست یا عاقلانه
مهم اینه اون کاری رو که باهاش راحتن رو انجام بدن که بعدا حسرت کارهایی رو که نکردن رو نخورن.
توی یه لحظه باید تصمیمی بگیری که مسیر زندگیت رو معلوم کنی یا اینوری یا اونوری
عین لحظهی گرگ و میش."