eitaa logo
بافتار
8.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
105 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
بافتار
🔻 فــــراخــــوان ارســـال آثـار تجسمیِ میدانی با موضوع فتنهٔ دی ۱۴۰۴ (پارچه‌نوشت، گرافیتی، چیدمان و
🔰با ارسال فراخوان‌های (ارسال آثار تجسمیِ میدانی با موضوع فتنهٔ دی ۱۴۰۴) و (ارسال سرود‌های کمتر شنیده‌شدهٔ پیروزی انقلاب اسلامی ایران) به گروه‌ها و هنرمندان و فعالان فرهنگی، به جمع‌آوری آثار بیشتر و دیده شدن زحمات هنرمندان کمک کنید. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
11.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻پیروزی ایمانِ ایرانی بر سلاحِ آمریکایی آوینی در این بریده از «روایت فتح»، از لحظه‌ای می‌گوید که شیطان و آمریکا می‌تواند بر ما تسلط پیدا کند و در ادامه، راز و سرّ قوت اساسی لشکر اسلام را آشکار می‌کند. مرور این بریده را از اینجا بخوانید. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
🔻پیروزی ایمانِ ایرانی بر سلاحِ آمریکایی آوینی در این بریده از «روایت فتح»، از لحظه‌ای می‌گوید که شی
🔹آمریکا برای ترساندن ملت‌ها و شکستن ارادهٔ مستضعفان، برتری تکنولوژیکش را مدام تبلیغ می‌کند. «جنگ ستارگان» که سیدمرتضی آوینی در این ویدئو به بازی‌اش می‌گیرد، بلوف معروفی‌ست که بعدها جهان فهمید مابه‌ازای خارجی نداشته و آمریکا فقط با هژمونی رسانه‌ای توانست جهان را بترساند. آمریکای امروز نیز از قدرت بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌هایش می‌گوید. فارغ از واقعی بودن یا نبودن توانمندی تکنولوژیک آمریکا، بخش مهم ماجرا این است که او، فقط و فقط به ابزارهای جنگی‌اش اتکا دارد. آوینی که بلندگوی تبلیغات جهاد ما را در دست گرفته بود، به‌خوبی می‌دانست که دشمن با تبلیغاتش می‌خواهد در صفوف مؤمنین ترس بیا‌ندازد و قدرت خود را بر این ضعف بنا کند، پس در مقابلش، برای قرص کردن دل مومنینی که می‌خواستند به خطوط جنگ بپیوندند، به قدرت ابزار و تسلیحات اشاره نمی‌کند و از قدرت ایمان و تکیه بر خدا حرف می‌زند، قدرتی که به منبع لایزال الهی متصل است و اگر کسی به آن اتکا کند، هیچ قدرتی در برابرش یارای ایستادن ندارد. 🔹وضعی که سیدمرتضی آوینی در سال ۱۳۶۵ به زبان آورد، حکایت امروز ماست. هنوز هم دشمن، جهان را با ابزارش می‌ترساند و هنوز هم ایمانِ قلبی مجاهدین است که هژمونی هولناک آمریکا را در برابر چشم جهانیان می‌شکند. ما روز‌هایی را سپری می‌کنیم که آمریکا بمب‌افکن‌ها و ناو‌های هواپیما‌برش را به سمت ما گسیل کرده و می‌خواهد ما را بترساند؛ اما همچنان ستاره‌ها، نور از ایمانِ بچه‌مسجدی‌ها می‌گیرند که با ایمانشان در برابر دشمن ایستاده‌اند. 🔹آوینی در «شب‌های عاشورایی» که اولین قسمت از اولین مجموعهٔ «روایت فتح» است، یکی از اساسی‌ترین حرف‌هایش را می‌زند. او از همان ابتدا مشخص می‌کند که در جبهه به دنبال کانون‌های گرمابخش ایمان خواهد رفت. او در کتاب «آینۀ جادو»، در توضیح ایده‌اش برای ساختن مجموعهٔ «روایت فتح» نیز به این نکته اشاره می‌کند و می‌گوید: «ما هرگز به ابزار جنگی و یا ماشین جنگ در فیلم‌های خود اصالت نمی‌دهیم. [...] همواره ایمان رزمنده‌هاست که اصالت دارد. به همین ترتیب، از شجاعت‌های کاذبی که معمولاً در فیلم‌های آمریکایی شاهد آن هستیم، پرهیز داریم.» 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
🔻پیروزی ایمانِ ایرانی بر سلاحِ آمریکایی آوینی در این بریده از «روایت فتح»، از لحظه‌ای می‌گوید که شی
مخاطبان عزیز «بافتار» از شما تقاضامندیم تا با ارسال این فرسته به گروه مخاطبان و دوستان، به دیده شدن این مطلب کمک کنید.
🔹فرارسیدن ایام‌الله دههٔ فجر را به مخاطبان عزیز تبریک عرض می‌کنیم. 🔹مفتخریم تا در دههٔ فجر بیش از سایر روز‌ها در خدمت شما مخاطبان باشیم و در کانال‌های «بافتار» به شکل ویژه‌تری به استقبال این روز‌ها برویم و هنر مقدسِ انقلاب، که بخش مهمی از تاریخ و هویت‌ما را در برگرفته، مرور کنیم. 🔹در روز‌های پیش رو، به غیر از فرسته‌ها، هر روز نقاشی‌ می‌بینیم، موسیقی گوش می‌دهیم و حتی در بعضی از روز‌ها مهمان «بافتار پادکست» هستید. 🔰دوستان خود را با این پیام به «بافتار» دعوت کنید 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
🔻نقشِ دیوار، مشقِ بیداری‌ست بازخوانی تابلوی محمدعلی ترقی‌جاه؛ از شعارهای سال ۵۸ تا فتنه‌های امروز 🔹نقاشی‌های اوایل انقلاب اسلامی، مضامین مشترکی‌ دارند؛ مثلا در بسیاری از این آثار، چهرهٔ حضرت امام خمینی (ره) به چشم می‌خورد. در این میان، برخی آثار به سبب سبک «رئال» خود، گویی بازتابی از یک واقعیتِ ثبت‌شده در قاب دوربینند؛ مانند همین تابلو از «محمدعلی ترقی‌جاه» که در سال ۱۳۵۸ خلق شده است. 🔹این اثر توجه ویژه‌ای به شعارنویسی‌های دیواری دارد. در میان شعارهای نقش‌بسته بر دیوار، جمله‌ای خاص جلب‌توجه می‌کند: «سرنگون باد رژیمی که مساجد را به آتش می‌کشد». پیامی که با گذشت ۴۷ سال، همچنان در بستری دیگر زنده و معنادار است. اگر آن روز، پدر چنین می‌کرد، امروز پسری که مدعی جانشینی اوست، حامی سوزاندن مساجد و هتک حرمت به کتاب خداوند است. 🔹به مناسبت دههٔ فجر، هر روز به بازخوانی یکی از آثار برگزیدهٔ هنر متعهد خواهیم پرداخت؛ آثاری که ما را بیش‌ازپیش، با ریشه‌های هنر برخاسته از دل انقلاب آشنا می‌کنند. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
🔻نقشِ دیوار، مشقِ بیداری‌ست بازخوانی تابلوی محمدعلی ترقی‌جاه؛ از شعارهای سال ۵۸ تا فتنه‌های امروز 🔹
IMG_20260201_145020_298.jpeg
حجم: 2.1M
🔻نقشِ دیوار، مشقِ بیداری‌ست 🎨اطلاعات نقاشی: بدون عنوان (۱۳۵۸) نقاش: محمدعلی ترقی‌جاه تکنیک: رنگ‌وروغن روی بوم 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
🔻تاریخ، زنده است چرا باید «لحظه‌های انقلاب» را بخوانیم؟ 🔹خواندن «لحظه‌های انقلاب» حس‌وحالی شبیه ورق زدن یک دفترچه خاطرات غبارگرفته را دارد. محمود گلابدره‌ای، یکی از شاگردانِ جلال آل‌احمد در دبیرستان شاهپور، با همان زاویه‌دیدِ «بازگشت به خویشتن» و با ادبیاتی متاثر از سفرنامه‌های جلال، روزهای انقلاب را برای ما روایت کرده است. گلابدره‌ای، برخلاف هم‌مسلکی‌هایش، از محافل دانشگاهی و گعده‌های کافه‌‌ای و گالری‌ها و اقسام دیگر گلخانه‌های هنری بیرون زده تا به خیابان و میان مردم بیاید و «لحظه تاریخی» را تجربه کند. 🔸متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻تاریخ، زنده است چرا باید «لحظه‌های انقلاب» را بخوانیم؟ 🔸بخش اول 🔹«لحظه‌های انقلاب» تاریخ را از آسمان به زمین می‌آورد. رخداد تاریخی - و در این‌جا رخداد انقلاب اسلامی - دیگر زندانیِ هزارتوی کتاب‌های تاریخی نیست، که لابه‌لای همین لحظات جان‌دار زندگی در جریان است. مثلا ورود امام خمینی (ره) به ایران را ما با تیتر «امام آمد» به یاد می‌آوریم. تیترِ ماندگار روزنامه اطلاعات اما چیزی از حس‌وحال آدم‌ها به ما نمی‌گوید. چطور می‌شود آن لحظه دیدار، آن شوروحرارت و قلیان احساسات را توصیف کرد؟ گرمایِ حادثه را به دست آورد و بعد از گذشت این همه سال، امام را لمس کرد؟ توصیفات کتاب از اولین دیدار نویسنده با امام را بخوانیم: 🔹«آقا آن‌جا بود. توی قاب پنجره بود. دستش آرام و باوقار حرکت می‌کرد. آقا مثل شیر بود، یال داشت. مثل ماه شب چهارده بود. آقا مثل کوه دماوند بود. مثل یک دختر چهارده‌ساله، گونه و لب و پیشانیش می‌درخشید. سیمایش پرکش بود […] حالا همه دست‌ها را کشیده بودیم و ما «همه سرباز توایم خمینی، گوش به فرمان توایم خمینی» گویان نعره می‌زدیم و همه‌چشم دوخته به چشم آقا، زائروار دم می‌دادیم و می‌خواستیم یک لحظه هم که شده، لبیک خودمان را با زبان خودمان به گوش آقایمان برسانیم.». ما از قاب این روایتِ شخصی است که رخداد تاریخی را تماشا می‌کنیم. و تاریخ آنگونه که ‌زیسته‌شده، جای تاریخ آنگونه که رخ داده، می‌نشیند. 🔹خلاصه‌اش این که اگر تاریخِ رسمی جسم باشد، کتاب‌های روزنوشتی که در دل یک رویداد تاریخی نگاشته شده‌اند، روح هستند. تاریخ، استاد کهنسالی است که با عینک‌های ته‌استکانی و ریش سپید تودرتو، با بیانی بی‌طرف و رسمی، حوادث رخ‌داده را را گزارش می‌کند و برای شنیدن حرف‌هایش، بیش و پیش از هر چیز، از ما حوصله می‌خواهد. 🔹روزنوشت اما دانشجوی پرشرّوشوری است که در یک زمستانِ گرم، از دست نیروهای ستم‌شاهی می‌گریزد، در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر گیر می‌افتد، کلون فلزی در خانه ما را می‌زند و بعد، نفس‌نفس‌زنان اوضاع خیابان‌ و اخبار داغ را جسته‌وگریخته، راست‌ودروغ آمیخته با هم، برایمان می‌گوید. اگر تاریخ آن استاد کهنسال باشد، روزنوشت این دانشجوی گریزپا است. 🔸
بخش دوم این یادداشت را از 
اینجا
 بخوانید.

🔻رسانه بافتار
🆔 @baftar_resane
🔻تاریخ، زنده است چرا باید «لحظه‌های انقلاب» را بخوانیم؟ 🔸بخش دوم 🔹خواندن «لحظه‌های انقلاب» هم چنین حس‌وحالی دارد. محمود گلابدره‌ای، یکی از شاگردانِ جلال آل‌احمد در دبیرستان شاهپور، با همان زاویه‌دیدِ «بازگشت به خویشتن» و با ادبیاتی متاثر از سفرنامه‌های جلال، روزهای انقلاب را برای ما روایت کرده است. گلابدره‌ای، برخلاف هم‌مسلکی‌هایش، از محافل دانشگاهی و گعده‌های کافه‌‌ای و گالری‌ها و اقسام دیگر گلخانه‌های هنری بیرون زده تا به خیابان و میان مردم بیاید و «لحظه تاریخی» را تجربه کند. در پشت جلد کتاب، برشی از روزنوشت آمده که همین جسارتِ گلابدره‌ای را به نمایش می‌گذارد: *🔹«حالا دسته داشت داد می‌زد: «نهضت ما حسینیه.» زنای چادر سیاه به‌سر که همه شمرونی بودن، دَم می‌دادن. می‌گفتن: «رهبر ما خمینیه.» که یه‌هویی جمال میرصادقی و شفیعی کدکنی و یه مشت روشن‌فکرا هم که توی پیاده‌رو، کنار دیوار می‌رفتن، گفتن: «اوهو. گلاب‌دره‌یی تو توی این گاو و گوساله‌ها چی‌کار می‌کنی؟» […] یه‌هو می‌شنیدم فریدون تنکابنی و فریدون شایان، دو تا از رهبرای روشن‌فکرای توده‌ای‌ها دارن یواشکی می‌رن که برن زیر درختا و کاجای سینه‌کشای تپه‌های عباس‌آباد که جفت‌شون با هم گفتن: «الکی گلاب‌دره‌یی خودتو به کشتن ندی‌ها، لازمت داریم.» دیدم و شنیدم حرفای اونا رو. گفتم: «رهبری که خمینیه، نهضتشم حسینیه.»»* 🔹اهمیت «لحظه‌های انقلاب» در نفسِ حضور است. گلابدره‌ای روزهای انقلاب را آن‌طور که بر خودش گذشته ثبت کرده است، نه آن‌طور که فکر می‌کرده «باید» باشد. ذهن او را قالبِ هیچ کلیشه‌ای آلوده نکرده است. با صداقت و دقت، دیده‌ها و تاملاتش را نوشته و همین لحن شخصی، «لحظه‌های انقلاب» را تروتازه نگه داشته است. 🔹گلابدره‌ای همان‌قدر که از احوالات خودش و دل‌نگرانی‌ها و ترس‌هایش می‌نویسد، وضعیت خیابان‌ها و مردم را هم توصیف می‌کند، نیم‌نگاهی به اخبارِ مهم روز دارد و به آن‌ها واکنش می‌دهد، تحلیل‌های شتاب‌زده می‌کند و نسبت بین پدیده‌های مختلف را با شهودی روزنامه‌نگارانه می‌سنجد و گاهی هم، تلاش می‌کند تا آینده انقلاب را پیش‌گویی کند. همه این‌ها، در بستری از زندگی شخصی نویسنده رخ می‌دهد؛ گاهی به خانه سری می‌زند و سری به خانواده‌اش می‌زند تا دوباره، همراه پسر خردسالش پیمان به خیابان برگردد. 🔹«لحظه‌های انقلاب» و دیگر تاریخ‌های شخصی انقلاب اسلامی، گنجینه لحظه هستند؛ لحظاتی نبض‌دار از دل تاریخ که سخن می‌گویند و ما را فرامی‌خوانند. بازخوانی این جنس کتاب‌ها، شبیه بیرون آوردن گذشته از موزه است تا گردوغبارش را بگیریم و آن را به زندگی برگردانیم. منبع مهمی برای اقتباس و نگارش داستان‌های تاریخی هستند که به‌واسطه یک راوی، که خودش بی‌واسطه در معرض رویدادها بوده، ما را به گذشته می‌برند. 🔹البته این تاریخ را نباید با تاریخِ رسمی یکی بگیریم؛ چرا که این تاریخ شخصی، رنگ‌وبویِ احوالاتِ راوی را به خودش گرفته و البته، خالی از اشتباهاتِ تاریخی هم نیست. اما درعین‌حال، و شاید به‌خاطر همین ویژگی‌هاست که در نسبتی شخصی با لحظه رخداد، جان می‌گیرد و به تاریخ، روح می‌دمد. این تاریخ‌های شخصی، شاید تنها راه نسل‌های بعد از انقلاب، برای درک لحظه انقلاب و فهم اهمیت و عظمتش باشد. 🔸بخش اول این یادداشت را از اینجا بخوانید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻یکی از بهترین سروده‌ها دربارهٔ امام خمینی (ره) خوشا که خطّ عبور تو را ادامه دهیم شعاع چشم تو را تا خدا ادامه دهیم دوباره خواب شب شوم را بیاشوبیم به رغم خوف و خطر، جاده را ادامه دهیم بیا به سنّت پیشینیان کمر بندیم که یا ز پای درآییم؛ یا ادامه دهیم شکست کشتیِ دریادلان اگر در موج از آن کرانه که ماندند؛ ما ادامه دهیم اگر ز مرز زمین و زمان فرا رفتی تو را در آن سوی جغرافیا ادامه دهیم اگرچه عکس تو در قاب تنگ دیده شکست تو را به وسعت آیینه‌ها ادامه دهیم تو آن قصیدۀ شیوای ناتمامی، کاش به شیوه‌ای که بشاید؛ تو را ادامه دهیم مرحوم قیصر امین‌پور 🔹این شعر قیصر، یکی از بهترین سروده‌ها دربارهٔ امام خمینی (ره) است؛ با اینکه گویی دربارهٔ خود ما صحبت می‌کند و زبان‌حالِ ماست. 🔹این شعر هم امام دارد، هم مردم، هم دشمن دارد و هم امید در آن موج می‌زند؛ اما خوش‌خیال و بی‌مسئولیت هم نیست و سراسر ادامهٔ راه امام است. مسئولیت این امتداد را هم با ردیفِ «ادامه دهیم»، متوجه خود ما می‌داند. این شعر اسمی از امام نبرده است؛ اما فضاسازی و خطی که از آن صحبت می‌کند، مشخص می‌کند که در تخاطب با خمینی بزرگ است. خطی که در همان خط اول شعر عیان می‌کند و یادآور بیت آخر آن غزل زکریا اخلاقی برای امام هم هست که گفت: «بعد از این شرط نخستین سلوک این باشد، که خط سیر نگاه تو مراعات کنند». 🔹تمایز این شعر با عمدهٔ سروده‌ها دربارهٔ امام، توجهش به نسبت امام و امت است و نقطهٔ اوج این نسبت آنجایی است که در تشبیهی شاعرانه، راه امام را قصیده‌ای ناتمام می‌داند که بناست ما ادامه دهیم. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35