🔻شعری بیادعا که روح و جوهرۀ انقلاب اسلامی را حمل میکند.
بیپنجره، بیچهره، ما دیوارها بودیم
بودیم و در تاریکی دنیا رها بودیم
ما کوروکر دیوارها، دیوارهایی سنگ
در حسرت آیینۀ دیدارها بودیم
بر بامِ گور خسروان، آوازه میجستیم
اینگونه ما آوارۀ آوارها بودیم
بیدشت، بیدریا و بیرویا و بیفردا
عمری اسیر چنبرِ تکرارها بودیم
پیش از تو ای گلدستۀ بِشکوه باورها
واماندگان بازی پِندارها بودیم
دیوارهایی خسته از دیواربودنها
دیوارهایی خسته از آوارها بودیم
با بودنت از پیلههای آجری رستیم
آیینۀ یوسفترین دلدارها بودیم
با تو همه شمشیرهایی آتشین و سرخ
شمشیرها آمادۀ پیکارها بودیم
در دست تو سنگ فلاخنهای داوودی
آتشفشانها آری آتشبارها بودیم
ما با تو باران در مصافِ هرچه سنگستان
رگبارها رگبارها رگبارها بودیم
بیتو چه بیجا بود بودن، ما کجا بودیم
آتشبهجان چون ذرهها پا در هوا بودیم
از بند خود رستیم و از دیوارهای خود
نامت شکست آن سنگ-بازی را که ما بودیم
پس سنگ دست کودکان قدس تا بحرین
سنگ شکستِ هر طلسم و هر بلا بودیم
سنگ بنای مسجدالاقصای موعودیم
ما که ستون قصر کسری و کیا بودیم
تعویذ؛ ما و کیمیا؛ ما و شفا؛ ما، حیف!
پیش از تو بیقیمت، شکسته، مبتلا بودیم
ای چهرۀ ما در میان قاب ماه ای ماه!
دور از تو تمثالی مقدس زیر پا بودیم
امروز ما هستیم و هستی بر مدار ماست
دیگر گذشت آن دوره که سیارهها بودیم
فردا از آنِ توست، از خورشیدها پیداست
فردا که میبینند: ما هستیم، ما بودیم
علیمحمد مودب
🔹این شعر مودب، بیش از هرچیزی، از پیشازخمینی میگوید که همه چیز بود؛ اما چون او نبود، هیچچیز جان نداشت. ما بودیم اما در تاریکیِ دنیا رها بودیم. دیوارهایی بودیم خسته از دیواربودنها. این خمینی بود که ما را آدم کرد و دیوارها را به آیینه و پنجره بدل کرد.
🔹این شعر بیآنکه از کلمههای پیچیده استفاده کند، روح شگرف و حرف اساسی انقلاب اسلامی را حمل میکند. از دنیایی صحبت میکند که به نظمی تاریک و ماشینواره عادت کرده بود و انقلاب اسلامی، تاب تحمل این تاریکی را نداشت و بازیِ این پندارهای پیشین و مرسوم جهانی را به هم زد. شعر، این جهانِ بیاراده و پُررخوت، ماشینی و غیرآدمیزادی را با کلماتی چون «دیوار»، «سنگ»، «آوار»، «اسیر»، «گور»، «آجری»، «خسته»، «بند»، «سنگستان» در مقابل جهانی پویا، انسانی، آزاد و آدمیزادی میگذارد با واژگانی چون «پنجره»، «آیینه»، «رستن»، «باران»، «گلدسته».
🔹حتی جلوتر از همین کلمات سنگی هم کار میکشد و از خمینی و انقلابی میگوید که توانست به «سنگ» و سنگوارهها هم معنای جدیدی دهد و آن را از ستون قصر کسری به سنگ بنای مسجدالاقصی بدل کند تا جهانی امتی فراتر از پیش و حقیقتی خدایی بگیرد. یا همین «سنگ» را بهعنوان سلاحی علیه همین جهان مدرن و ماشینی بدل کند و بشود عصای دست کودکان فلسطینی. حتی در بیتی از رهگذر تشبیهی، به جهان دیگری هم گریزی میزند و آن، مهجوریت دین و شعائر اسلام است: «دور از تو تمثالی مقدس زیر پا بودیم». و در پایان نیز، از امروز و فردایی صحبت میکند که از آنِ خمینی است و هستی بر مدار امت اوست. اما مهمتر از هرچیزی، آنچه از اول تا آخر شعر با خواندن تکتک ابیات، در ذهن ما موکد میشود، آن صحبت شاعرانۀ رهبری دربارۀ امام خمینی (ره) است مربوط به سال ۱۳۶۸:
«همهچیز از او روئید. همهچیز بود، او نبود در روزگاری و ما هیچچیز نداشتیم. همین ایران بود، همین ملت بود، همین موقعیت جغرافیایی بود، همین فقه بود، همین قرآن بود، همین نهجالبلاغه بود؛ اما او نبود، هیچ چیز نبود، هیچ چیزی نداشتیم، بعد او پدید آمد. قدم در صحنه گذاشت؛ مثل وجودی که ماهیات را هستی میبخشد، تحقق میبخشد؛ مثل روحی که به کالبدی دمیده میشود و اجزای آن کالبد را زنده میسازد، ما را زنده کرد.»
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
حسن ریاحیبوی بهار.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
🎼 آلبوم «بوی بهار»؛ سرود «بوی بهار» (۱۳۶۵)
آهنگساز: حسن (بهمن) ریاحی
سراینده: مولوی
خوانندگان: محمود (سیامک) علیقلی، مهرداد کاظمی و گروه همسرایان
نوازندگان و همخوانان: ارکستر سمفونیک و گروه کُر واحد موسیقی سازمان صداوسیما
🔹بخشی از شعر:
«آب زنید راه را هینکه نگار میرسد
مژده دهید باغ را، بوی بهار میرسد
راه دهید یار را، آن مَه دَهچهار را
کز رخ نوربخش او نور، نثار میرسد
چاک شدهست آسمان، غلغلهایست در جهان
عَنبَر و مُشک میدمد، سَنجَق یار میرسد»
🔹 از نیمۀ دهۀ ۱۳۶۰، «بوی بهارْ» علاوهبر مردمان حاضر در آن سالها به میان نسلهای دیگر نیز راه یافت. گرچه این قطعه براساس سرودهای با مضمون عرفانی از مولوی پدید آمده، اما مناسبت ساخت آنْ سالروز بازگشت امامخمینی به میهن است. نغمه و سرودۀ «بوی بهار»، هر دو در کنار یکدیگر، ضربآهنگی پویا و سرزنده به پا میکنند که با ساز تار و نغمههایی از موسیقی سنتی ایرانی، مانند مثنوی «افشاری» آراسته میشوند. در مقدمۀ این اثر، بخشی از نغمۀ سرود «بانگ آزادی» (با آهنگسازی احمدعلی راغب) به گوش میرسد. سپس دو بخش اصلی این سرود، بهترتیب شادباش و نیایشی را تداعی میکنند که یادآور استقبال پرشور مردم از رهبر انقلاب اسلامی در دوازدهم بهمن است. نسخههای ضبط استودیویی و اجرای زندۀ «بوی بهار» طی سالیان گذشته بارها از راه رسانههای گوناگون، پخش و با استقبال مخاطبان روبهرو شده است.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره
مرور نقاشی «میلاد» از کاظم چلیپا
🔹گاهی کلمات در قالب نثر، توانِ کشیدنِ بارِ معنایی یک نقاشی را ندارند؛ آنجاست که شعر به کمک میآید. مثل ابیات علیمحمد مؤدب که گویی شرحی است بر جهانِ این نقاشی از کاظم چلیپا:
«بیپنجره، بیچهره ما دیوارها بودیم
بودیم و در تاریکی دنیا رها بودیم
ما کوروکر دیوارها، دیوارهایی سنگ
در حسرت آیینهٔ دیدارها بودیم...
دیوارهایی خسته از دیوار بودنها
دیوارهایی خسته از آوارها بودیم».
🔹همیشه در نقاشیها، مضامین ایثار و شهادت (وجوه ایجابی) برجسته است، اما نهضت اسلامی، وجوهی «سلبی» هم دارد. یکی از آن وجود، نفی سیاست باستانگرایی بود. با وجود دستوپازدنهای بسیار پهلوی برای همراهی مردم با ایدهاش، در آثار گوناگونی پساز پیروزی انقلاب، تنفر هنرمندان از این ایده به چشم میخورد.
🔹 در نقاشی «میلاد»، چلیپا، انسانی ایرانی را به تصویر کشیده است که از درون پیکر سنگنگارهای، جانی دوباره گرفته است. گویی تا آن لحظه، صرفا موجودیتی انتزاعی و ایستا داشته است. اما ناگهان از جسم کهنهٔ خودش بیرون میآید و به دنبال هویتی تازه میگردد. این حرکت، در واقع یک هجرت است؛ هجرت از «باستانگرایی فرمایشی» و عبور کردن از نقش تکراری رعیتِ شاه بودن. او انگار از «دیوار بودن» خسته است. انسانِ برآمده از این تحول، حالا از هیبت سنگی، به مقام یک روح زنده و پویا در تاریخ، میخواهد نقشهای جدید ایفا کند.
🔸فایل باکیفیت نقاشی
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره مرور نقاشی «میلاد» از کاظم چلیپا 🔹گاهی کلمات در قالب نثر،
میلاد(تولدی دیگر)-رنگوروغن روی بوم-۸۰در۱۸۰ - سال ۱۳۶۲.jpg
حجم:
4M
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره
🎨 اطلاعات نقاشی:
عنوان: میلاد (تولدی دیگر)
نقاش: کاظم چلیپا
ابعاد: ۸۰×۱۸۰
سال: ۱۳۶۲
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
رستاخیزِ جان در برابرِ انجمادِ سنگنگاره مرور نقاشی «میلاد» از کاظم چلیپا 🔹گاهی کلمات در قالب نثر،
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انقلاب اسلامی؛ تولد دوبارهٔ انسان ایرانی و آرمانهایش
کاظم چلیپا از تابلوی «میلاد» میگوید
🔹در این ویدیو که بریدهای از مستند «یاد» به تهیهکنندگی و کارگردانی فرانک آرتاست، کاظم چلیپا، از انسانی حرف میزند که با انقلاب اسلامی، متولد شده است. او توضیح میدهد که انقلاب، کوششی برای رهایی از پیلهٔ سنگی باستانگرایی و تلاشی برای دستیابی هویتی تازه و صورت واقعی انسانی بود.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
🔻معرفی فیلم
فیلمهایی دربارهٔ انقلاب اسلامی (۱)
🔸دادشاه
🔹سینمای انقلاب با «خونبارش» آغاز شد و با «دادشاه» قوام گرفت. داستان فیلم که برگرفته از ماجرایی واقعی است، سرگذشت نورمحمد است؛ یکی از مبارزین بلوچ که علیه خان و حکومت پهلوی قیام میکند و ارتش برای دستگیری او، روانهٔ کوه و بیابان میشود. آوازهٔ نورمحمد آرامآرام میپیچد و مردم به او میپیوندند؛ اینجاست که سروکلّهٔ یکی از دشمنان محلّی نورمحمد به قصّه باز میشود.
🔹«دادشاه» وجوه مختلف یک قیام مردمی را ثبت میکند؛ از ارتباط رهبرِ قیام، نورمحمّد با اعضایش و تنوّع آدمهای قیام و اختلافنظرهایشان با هم گرفته تا روشهای ارتش شاهنشاهی برای سرکوب قیام و دخالت خارجیها و نهایتا، استفاده از عناصر محلّی برای خاموش کردن آتش قیام.
🔹 «دادشاه» البته نه از بهترین فیلمهای سینمای انقلاب است و نه بهدور از کلیشه و شعارزدگی؛ اما یک قصهٔ پرفرازونشیب و سرگرمکننده تعریف میکند و برای همین، ارزش تماشا دارد.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻وقتی که خوشنویسی، الهامبخش گرافیک شد
روایت استاد مسعود نجابتی از پوستر متفاوت خلیل رسولی که او را از خط به گرافیک کشاند.
🔹زمانی که عارف قزوینی این شعر را برای شهدای مشروطه سرود، شاید تصور نمیکرد سالها بعد در روزگار قیام امام خمینی، این شعر دوباره بر سرِ زبانها بیفتد و برای شهدا خوانده شود. شعری که بعدها منبع الهامی برای خلق آثار موسیقی، نقاشی و حتی نقاشیخط شد. جالب است که نقاشیخطِ این شعر که در روزهای سال ۱۳۵۹ به هنرمندیِ خلیل رسولی و برای ادای دین به شهدا در بحبوحۀ جنگ خلق شد، خود نیز الهامبخش استاد مسعود نجابتی بود تا خوشنویسی را از دریچۀ دیگری ببیند و خوشنویسی و گرافیک را در یک نقطه جمع کند؛ چیزی که امروزه استاد نجابتی در آن خبره است و تایپوگرافیهای ماندگاری را خلق کرده است.
🔸متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
بافتار
🔻وقتی که خوشنویسی، الهامبخش گرافیک شد روایت استاد مسعود نجابتی از پوستر متفاوت خلیل رسولی که او را
«از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سروِ قدشان سرو خمیده»
🔹زمانی که عارف قزوینی این شعر را برای شهدای مشروطه سرود، شاید تصور نمیکرد که سالها بعد در روزگار قیام امام خمینی (ره)، این شعر توفیق یابد که دوباره بر سرِ زبانها بیفتد و برای شهدای انقلاب اسلامی خوانده شود. شعری که بعدها منبع الهامی برای خلق آثار موسیقی، نقاشی و حتی نقاشیخط شد. جالب است که نقاشیخطِ این شعر که در روزهای سال ۱۳۵۹ به هنرمندیِ خلیل رسولی، برای ادای دین به شهدای دفاع مقدس خلق شد، خود نیز الهامبخش استاد مسعود نجابتی شد تا خوشنویسی را از دریچۀ دیگری ببیند و خط و گرافیک را در یک نقطه جمع کند؛ چیزی که امروزه استاد نجابتی در آن خبره است و تایپوگرافیهای ماندگاری را خلق کرده است.
خلیل رسولی، جوان آن روزها شاید بیآنکه خود نیز بداند، با خلاقیتش مسیری را برای نسلهای بعدی باز کرد که تا پیش از آن در نقاشیخط، سابقه نداشت.
🔹پیش از انقلاب، هنر تجسمی ما بهخصوص گرافیک، حالتی سفارشی داشت و از درد و حرف و اعتقاد مردم جدا افتاده بود؛ چیزی شبیه به هنر روشنفکری امروز؛ اما با انقلاب، این جوششِ برخاسته از اعتقاد و آرمانِ هنرمند، آنقدر جدی شد که حتی به عرصۀ خوشنویسی نیز راه پیدا کرد. در سنت خوشنویسی، «مرغهای بسمالله» را بهصورت نقاشیِخط شاهد بودیم اما اینکه خوشنویسی و گرافیک، در یک نقطۀ سیاسی جمع شوند، بدیع بود و با خلاقیت خلیل رسولی بود که این اتفاق، رخ داد. سؤال اینجاست که چگونه میشود بعد از سالها، هنرمندی همچون او به این نگاه و فرم میرسد؟ پاسخ را باید در ذات انقلاب اسلامی جستوجو کرد؛ نگاهی که هنرمند را از درون برمیانگیزد تا در برابر کفر و استکبار ساکت ننشیند.
🔹این شعار مبارک دلبسته به قیام لله، این روزها گاهی از زبان نامبارک ضد انقلاب هم شنیده میشود که دستوپا میزنند تا برای مقاصد باطل، از آن بهره بگیرند؛ اما روح و باطن این شعر با ذات حرکت آنها در تضاد است؛ شعری که از همان اوایل مشروطه برای رسیدن به حکومتی اسلامی سروده شده و در ادامه، در زمان نهضت و انقلاب اسلامی، در رثای جوانانی جان گرفته که به دست دشمنان وطن و انقلاب اسلامی شهید شدند. «لاله» نیز در همین فرهنگ انقلاب است که جان دوباره میگیرد و نماد «شهید» میشود. اصلاً شهید در جهانِ انقلابِ اسلامی است که معنامند است و از جهان مقدسش جدا نمیشود. این علقه و علاقه بین این لفظ و جهان ایمانی آن، آنقدر جداییناپذیر است که استفاده از این کلمه و شعر توسط ضدانقلاب متناقض و مضحک و بیمعناست.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
احمدعلی راغببانگ آزادی.mp3
زمان:
حجم:
2.1M
🎼 سرود «بانگ آزادی» (۱۳۵۸)
آهنگساز: احمدعلی راغب
شاعر: حمید سبزواری
خوانندگان: محمد گلریز و گروه همسرایان
نوازندگان و همخوانان: ارکستر «مفتاح» (سازهای ملی) رادیو
🔹 بخشی از شعر:
«الله اکبر، خمینیْ رهبر
این بانگ آزادیست کز خاوران خیزد
فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد
اعلام طوفانهاست کز هر کران خیزد
آتشفشان قهر ملتهای در بند است
حَبلُالمتین تودههای آرزومند است»
🔹 شنیدن «الله اکبر، خمینیْ رهبر» از زبان مردم در دو موقعیت، احمدعلی راغب را بهسوی ساخت یک سرود براساس این شعار برانگیخت: ۱. فریاد آنها بر پشتبام خانهها و ۲. دیدار گروهی از اهالی مازندران با امامخمینی که این شعار را با لحن و شیوۀ آهنگین خاصی سرمیدادند. ازاینرو در ادامه «بانگ آزادی» بهگونهای پدید آمد تا برای پخش از رادیو و تلویزیون پساز قرائت پیام نوروزی امام (۱۳۵۹) نیز مهیا شود. جالبآنکه مضمونهای شعر این سرود (بیآنکه حمید سبزواری، اطلاع داشته باشد) با متن آن پیام، انطباق داشت. البته تصمیماتی در نظر بود تا این قطعه در جایگاه اولین سرود ملی کشور، انتخاب شود که امکانپذیر نشد. «بانگ آزادی»، آرمانهای مکتب انقلاب اسلامی و پیروان آن را با تکیه بر شعار کلیدیاش که در جایگاه بند برگردان این سرودْ تکرار میشود، معرفی میکند. این سرود در جایگاه یکی از نامآشناترین نغمههای نهضت و البته مشهورترین بازآفرینی موسیقایی از شعار «الله اکبر، خمینیْ رهبر» در حافظۀ شنیداری ایرانیانْ جای گرفت.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
🔻گاهِ خروشِ محمدعلی بهمنی
مرور شعری انقلابی از مرحوم محمدعلی بهمنی که با ترانهها و عاشقانههای صمیمی و آرامش میشناسیم.
نتوان گفت كه اين قافله وا میماند
خسته و خُفته، از اين خيل جدا میماند
اين رَهی نيست كه از خاطرهاش ياد كنی
اين سفر، همرَهِ تاريخ بهجا میماند
دانه و دام در اين راه فراوان؛ اما
مرغِ دلسير زِ هر دام، رها میماند
میرسيم آخر و افسانۀ واماندنِ ما
همچو داغی به دلِ حادثهها میماند
بیصداتر زِ سكوتيم، ولی گاهِ خروش
نعرۀ ماست كه در گوشِ شما میماند
بِرويد ای دلتان نيمه كه در شيوۀ ما
مرد با هرچه سِتم، هرچه بلا میماند
مرحوم محمدعلی بهمنی
🔹کاش بهمنی زنده بود و باز، شعر خوب برای امام و انقلابش میسرود و الحق که چه بااحساس هم شعر میخواند. خدا رحمتش کند. هنوز هم که هنوز است، در حیرتیم از فهم این شاعر عاشقانهسرا از امام (ره) و یارانش، آنجا که گفت:
«پیری که غریبی را، از کربوبلا آورد
این بار غریبان را، تا کربوبلا میبرد»
یا آنجا که در غم از دستدادن امام (ره)، او را «جانِ شهدا» سرود:
«ما به جسمِ شهدا گريه نكرديم، مگر
میتوانيم به جانِ شهدا گريه كنيم؟».
🔹در این شعر هم از «قافلۀ» انقلاب اسلامی سخن میگوید و با همین تعبیرِ «قافله»، حرفها به ما میزند و در همان اولِ راه، حساب عافیتطلبان را از این کاروان جدا میکند؛ کاروانی که کار و راهش، فراتر از خاطرهبازی، تاریخی ساخته فراموشناپذیر.
🔹 کلمات متناسب این شعر مثل «قافله»، «راه»، «سفر»، حس حرکت و مجاهدت و به راه رفتنی میدهد که بهرغم ناملایمتها، از پا نمینشیند. شعری که میداند این کاروان الهی، خطرها در پیش دارد و دشمنهایی که در پی «وا ماندن» اویند و با تعابیری چون «دانه و دام» و «حادثهها»، هشدارمان میدهد.
🔹بهترین بیتهای این غزل، برای نیمۀ پایانی آن است. یکی از بیتهای نمادین هموارهزنده آن که روح انقلاب را به خوبی نمایندگی میکند، این است:
«بیصداتر زِ سكوتيم، ولی گاهِ خروش
نعرۀ ماست كه در گوشِ شما میماند»؛
بیتی که آن را خاکسار مییابیم اما فاتحانه. مظلوم میفهمیم اما مقتدر. حیای ایرانی توام با شجاعت را حس میکنیم. هممضمون با این بیت، محمدمهدی خانمحمدیِ جوان نیز در غزلی شیرین، اینگونه سروده:
«هرچند گاهی خموشیم وقتش رسد میخروشیم
یک روز خرمافروشیم یکروز بالای داریم».
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
حسین بهروزینیابیا ای عشق انسانهای آزاده.mp3
زمان:
حجم:
5.6M
🎼 تصنیف «بیا ای عشق انسانهای آزاده» (۱۳۶۷)
آهنگساز: حسین بهروزینیا
شاعر: مهدی کلهر
خوانندگان: جهانگیر زمانی و گروه همسرایان ارکستر سمفونیک تهران
🔹 بخشی از شعر:
«بیا ای عشق انسانهای آزاده
بیارا لشکری فولادگون از شیرهای جانبهکف،
فریادبرلب، مُهربرپیشانیان رهروی شب
[...]
بزن، بزن، بزن فریاد سرخی تا که گردونْ باز مانَد زین هیاهوها
بِکَش، بِکَش، بِکَش شمشیر سبزی تا که هامونْ باز افتد زین تکاپوها»
🔹 پساز پذیرش قطعنامۀ ۵۹۸ و عملیات «مرصاد» بود که «بیا ای عشق انسانهای آزاده» تولید و ضبط شد؛ آنهم تنها در سه شبانهروز. در متن آن، گویا با حضرت مهدی (عج) یا (به روایت مهدی کلهر) امامخمینی، نجوایی فریادگونه میشود؛ بهگونهایکه رنج رزمندگانی را بازمینمایانَد که بهناچارْ جهاد را ترک گفتهاند. بااینحال در ضربآهنگی خیزشگر براساس دستگاه «ماهور»، اعلام آمادگی آنان برای ایستادن در برابر دشمن و حضور دوبارهشان در جبههها موج میزند و امیدوارانه چشم به بریدن ستم و فتنهانگیزیها از جهان در نبردی دیگر دارند که طلایهدار آن، پیشوا یا رهبری خداجو است.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
تجلی قیام امام زمان (عج) در بومِ انقلاب
چگونه حبیبالله صادقی پیوند میان نهضت ۵۷ و ظهور را در یک تابلو ماندگار کرد؟
🔹مرحوم حبیبالله صادقی با درکی دقیق از این وجهِ نهضت سال ۵۷، آن را در تابلوی «منجی» به تصویر کشیده است. در بالای تابلو، سه رنگ پرچم ایران برجسته شده است؛ سبز و قرمز و سفید. در نیمهٔ بالای تابلو، امام زمان، ذوالفقاربهدست و سوار بر اسبی سفید، در وضعیتی که پشت سرشان رزمندگان و شهدا به ایشان قامت بستهاند، پیش میروند تا استکبار و استثمار را نابود کنند. تا انسانها را از بندها رها سازند و کاخ ستم را خراب کنند.
🔸متن کامل این یادداشت را از اینجا بخوانید
🔸فایل باکیفیت نقاشی
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35