🔻معرفی فیلم
فیلمهایی درباره انقلاب اسلامی (۳)
🔸شیر سنگی
🔹قتل یک سرباز انگلیسی، ایل آعلیخان را به هم میریزد. خانِ ده، نامدارخان تحت فشار انگلیسیها، یکی از جوانهایِ بیگناه ایل را دستگیر میکند. حالا آعلیخان و باقی پیر و جوانهای ایل، باید برای آزادی کوهیار به قلعه نامدارخان شبیخون بزنند.
🔹شبیخون آعلیخان به نامدارخان، در واقع قیام علیه حکومتی است که بهجای احترام به سنت و شرع، به قانون اجنبی حکم میکند. جایی از فیلم، آعلیخان برای اثبات بیگناهی کوهیار میگوید: «اون بیچاره که دست روی قرآن گذاشته.» و نامدارخان در جواب پاسخ میدهد: «من میگم قانون، تو میگی قرآن. اینا چیکار به هم دارن؟».
🔹«شیر سنگی» با تصاویر باشکوه محمود کلاری از دشتهای پهناور، یادآور حسوحال اسطورهای فیلمهای وسترن است. گریمها، لباسها، لهجهها و موسیقیمتن فیلم، ما را به میان یک ایل بختیاری میبرد. و نه فقط ظاهر فیلم، که داستان فیلم هم همان روحیه مبارزه و شجاعت بختیاریها را، که در شخصیتهای تاریخی مثل بیبیمریم و سردار اسعد دیدهایم، برای ما زنده میکنند.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
🔻در جنگ هم میتوان زندگی کرد
مرور کوتاهی بر فیلم «سرزمین فرشتهها»
ویژهٔ جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴
🖋محمدحسین بابایی
🔹«سرزمین فرشتهها» یکی از فیلمهای امسال جشنواره فجر است. روایت زندگی خانممعلّم فلسطینی با کودکانی قدونیمقد؛ بچههایی گمشده، بدون شناسنامه و بیسرپرست در روزهای جنگ و موشکباران. فیلمی که طرف مقاومت میایستد و زیستن در دل جنگ را نشانمان میدهد.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 @baftar_resane
محمدعلی حیدرنیارسالت محمد (ص).mp3
زمان:
حجم:
5.7M
🎼 سرود «رسالت محمد (ص)» (تو پناهی بر ضعیفان، یا الله) (حوالی ۱۳۵۷-۱۳۵۸)
آهنگساز: محمدعلی حیدرنیا (علی درخشان)
شاعر: مسعود هوشمند
خوانندگان: علی هاتفی (هاتف) و گروه همسرایان تالار «رودکی» (وحدت)
🔹بخشی از شعر:
«خلق بیدار شدند
همه آمادهٔ جنگ
سینهها مثل سپر
جلوی تیر و تفنگ
الله، الله، تو پناهی بر ضعیفان یا الله
همه آمادهٔ رزم
بیهراس از غم نان
نقش بست روی زمین
خون هر پیر و جوان»
🔹 گرماگرم ۱۳۵۷ بود یا پساز پیروزی انقلاب اسلامی ایران. جوانی هفدهساله بههمراه زنان و مرد همخوان در استودیو «بِل» تهران، قصۀ آن نهضت را برای معاصران و آیندگان، بازگو کرد. این قطعه اولین اثر در کارنامۀ آن تکخوان یعنی هاتف و همچنین یکی از نخستین آثار علی درخشان در زمینۀ موسیقی انقلاب بود. مسعود هوشمند نیز بخش عمدهای از شعر این سرود را سالها پیش از ۱۳۵۷، سروده بود. نام آن با بند برگردانش (الله، الله، ...) در یادها به جا مانده است. خفقان روزگار شاهنشاهی دوم، سپس خیزش بیباکانۀ مردم و شهادتشان برای سرنگونی آن رژیم، با «رسالت محمد (ص)» ترسیم میشود. متن این سرود، مسیر انقلاب اسلامی را در امتداد مکتب پیامبر اکرم (ص) به شمار میآورَد و عزم و جانفشانی مردم را رمز پیروزی این نهضت، معرفی میکند. این سرود، مورد استقبال و توجه بسیار مخاطبان خود، قرار گرفت و سالها بعد، محمدرضا عقیلیْ این سرود را دوباره سازآرایی (تنظیم) و با آواز حمید غلامعلی و گروه همسرایان، همراه کرد.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
🔻حرم کجاست؟ همین کوچه که به نام شهید است
مرور غزلِ محمد خادم که از ایرانِ شهید میگوید.
بعید نیست غمت همچنان شهید بگیرد
بگیرد و همهجا باز بوی عید بگیرد
بعید نیست که چشمش به خاک و خون بنشیند
کسی که خون شهید تو را ندید بگیرد
کسی که دل بدهد به قرار و قولِ غریبه
چه هیچها که از این وعده و وعید بگیرد
اگر که عقلْ سلیم است، غیرِ پند ز تاریخ
چه میتواند از این ماضی بعید بگیرد؟
حرم کجاست؟ همین کوچه که به نام شهید است
بگو به رهگذرش حاجت و امید بگیرد
بگو به رهگذرِ چارراه بیطرفیها
همیشه فاصله از دشمن پلید بگیرد
در آزمون غمت، مرگ از شروط قبولیست
خوشا که نقشِ به خون برگهای سفید بگیرد
🔹شروع شعر، با ضربۀ مطلعی است که شاید بهترین مصراع این شعر هم باشد. این شعر، چند مصراع درخشان دارد که احتمالاً پس از خواندن شعر، درخاطر بمانند:
«بعید نیست غمت همچنان شهید بگیرد»
«حرم کجاست؟ همین کوچه که به نام شهید است»
«در آزمون غمت، مرگ از شروط قبولیست»
🔹محمد خادم، این شاعر جوان، ایران را اینگونه سروده که در خونش، شهادت جاری است. شعر با «غمِ» مقدس ایران شروع میشود اما بلافاصله، خون شهید، بوی عید را به ارمغان میآورد. و پس از غم، «غیرتِ» شعر است که میجوشد و چشم بیتفاوتها به خون شهید را به خاک و خون میکشاند. و پس از آن، پای «دشمن» و دلدادگان به وعده و وعیدهای آن، به میان و میدان میآید. این توجه شاعر به بیتفاوتها و بیطرفها بهاین نحو موکد، خود توجهی است گران. اما درنهایت، این خون شهید است که نمیگذارد پای غریبه به ایران، به این حرمِ مقدس باز شود و در همین نقطه است که خون شهید، خاک ایران را به حرم بدل میکند. اسفندقه چه خوب سروده بود که:
«کمکم بدل به قلعهٔ متروکه میشود
شهری که کوچههاش به نام شهید نیست»
🔹کاش محمد خادم، این شاعر آیینی که از او بیتهای شیرینی چون:
«تو با سه بار نام آتشین خود
چقدر انقلاب میکنی حسین
خدا! اگر جواب میدهی که هیچ
ولی اگر جواب میکنی... حسین»
به خاطر داریم، این غزلِ شهادتمحورش را به نام و یاد سیدالشهدا (ع) متبرک میکرد؛ امامی که شهادت را از او به ارث بردهایم. آدم حس میکند جای یک چیز در این شعر سرخ، خالی است و آن نام اباعبدالله الحسین (ع) است.
🔰برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35