eitaa logo
بافتار
8.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
105 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
محمدعلی حیدرنیارسالت محمد (ص).mp3
زمان: حجم: 5.7M
🎼 سرود «رسالت محمد (ص)» (تو پناهی بر ضعیفان، یا الله) (حوالی ۱۳۵۷-۱۳۵۸) آهنگ‌ساز: محمدعلی حیدرنیا (علی درخشان) شاعر: مسعود هوشمند خوانندگان: علی هاتفی (هاتف) و گروه هم‌سرایان تالار «رودکی» (وحدت) 🔹بخشی از شعر: «خلق بیدار شدند همه آمادهٔ جنگ سینه‌ها مثل سپر جلوی تیر و تفنگ الله، الله، تو پناهی بر ضعیفان یا الله همه آمادهٔ رزم بی‌هراس از غم نان نقش بست روی زمین خون هر پیر و جوان» 🔹 گرماگرم ۱۳۵۷ بود یا پس‌از پیروزی انقلاب اسلامی ایران. جوانی هفده‌ساله به‌همراه زنان و مرد هم‌خوان در استودیو «بِل» تهران، قصۀ آن نهضت را برای معاصران و آیندگان، بازگو کرد. این قطعه اولین اثر در کارنامۀ آن تک‌خوان یعنی هاتف و همچنین یکی از نخستین آثار علی درخشان در زمینۀ موسیقی انقلاب بود. مسعود هوشمند نیز بخش عمده‌ای از شعر این سرود را سال‌ها پیش‌ از ۱۳۵۷، سروده بود. نام آن با بند برگردانش (الله، الله، ...) در یادها به جا مانده است. خفقان روزگار شاهنشاهی دوم، سپس خیزش بی‌باکانۀ مردم و شهادتشان برای سرنگونی آن رژیم، با «رسالت محمد (ص)» ترسیم می‌شود. متن این سرود، مسیر انقلاب اسلامی را در امتداد مکتب پیامبر اکرم (ص) به شمار می‌آورَد و عزم و جان‌فشانی مردم را رمز پیروزی این نهضت، معرفی می‌کند. این سرود، مورد استقبال و توجه بسیار مخاطبان خود، قرار گرفت و سال‌ها بعد، محمدرضا عقیلیْ این سرود را دوباره سازآرایی (تنظیم) و با آواز حمید غلام‌علی و گروه هم‌سرایان، همراه کرد. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
🔻حرم کجاست؟ همین کوچه که به نام شهید است مرور غزلِ محمد خادم که از ایرانِ شهید می‌گوید. بعید نیست غمت هم‌چنان شهید بگیرد بگیرد و همه‌جا باز بوی عید بگیرد بعید نیست که چشمش به خاک و خون بنشیند کسی که خون شهید تو را ندید بگیرد کسی که دل بدهد به قرار و قولِ غریبه چه هیچ‌ها که از این وعده و وعید بگیرد اگر که عقلْ سلیم است، غیرِ پند ز تاریخ چه می‌تواند از این ماضی بعید بگیرد؟ حرم کجاست؟ همین کوچه که به نام شهید است بگو به رهگذرش حاجت و امید بگیرد بگو به رهگذرِ چارراه بی‌طرفی‌ها همیشه فاصله از دشمن پلید بگیرد در آزمون غمت، مرگ از شروط قبولی‌ست خوشا که نقشِ به خون برگه‌ای سفید بگیرد 🔹شروع شعر، با ضربۀ مطلعی است که شاید بهترین مصراع این شعر هم باشد. این شعر، چند مصراع درخشان دارد که احتمالاً پس از خواندن شعر، درخاطر بمانند: «بعید نیست غمت هم‌چنان شهید بگیرد» «حرم کجاست؟ همین کوچه که به نام شهید است» «در آزمون غمت، مرگ از شروط قبولی‌ست» 🔹محمد خادم، این شاعر جوان، ایران را این‌گونه سروده که در خونش، شهادت جاری‌ است. شعر با «غمِ» مقدس ایران شروع می‌شود اما بلافاصله، خون شهید، بوی عید را به ارمغان می‌آورد. و پس از غم، «غیرتِ» شعر است که می‌جوشد و چشم بی‌تفاوت‌ها به خون شهید را به خاک و خون می‌‌کشاند. و پس از آن، پای «دشمن» و دلدادگان به وعده‌ و وعیدهای آن، به میان و میدان می‌آید. این توجه شاعر به بی‌تفاوت‌ها و بی‌طرف‌ها به‌این نحو موکد، خود توجهی است گرا‌ن. اما درنهایت، این خون شهید است که نمی‌گذارد پای غریبه به ایران، به این حرمِ مقدس باز شود و در همین نقطه است که خون شهید، خاک ایران را به حرم بدل می‌کند. اسفندقه چه خوب سروده بود که: «کم‌کم بدل به قلعهٔ متروکه می‌شود شهری که کوچه‌هاش به نام شهید نیست» 🔹کاش محمد خادم، این شاعر آیینی که از او بیت‌های شیرینی چون: «تو با سه بار نام آتشین خود چقدر انقلاب می‌کنی حسین خدا! اگر جواب می‌دهی که هیچ ولی اگر جواب می‌کنی... حسین» به خاطر داریم، این غزلِ شهادت‌محورش را به نام و یاد سیدالشهدا (ع) متبرک می‌کرد؛ امامی که شهادت را از او به ارث برده‌ایم. آدم حس می‌کند جای یک چیز در این شعر سرخ، خالی است و آن نام اباعبدالله الحسین (ع) است. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 https://eitaa.com/joinchat/4285857982C557b3c5b35
«مفسد فی‌الأرض»: سیاست‌مدار آمریکایی بازخوانی تابلوی ماندگار حسین خسروجردی در آینهٔ سیاست امروز 🔹در روزهایی که از یک سو بازگشایی مجدد پروندهٔ «جزیره‌ی اپستین» صدر اخبار است و از سوی دیگر، سایهٔ تهدیدها و نگاه استثمارگرایانه‌ٔ ترامپ بر سر جهان سنگینی می‌کند، بازخوانی تابلوی «مفسد فی‌الأرض» اثر حسین خسروجردی خالی از لطف نیست. هرچند تماشای نسخهٔ دیجیتالی این اثر هرگز جایگزین تجربه‌ٔ ملاقات با اصل اثری هنری نمی‌شود، اما مرور آن امروز بیش از هر زمان دیگری لازم به نظر می‌رسد. 🔹خسروجردی این هجو نظام سرمایه‌داری را در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب خلق کرد. او در این اثر، پرتره‌ای از یک موجود دیومنشِ غربی را به تصویر کشیده که به کالبد حیوانی همچون خوک مسخ شده است. با وجود الهام‌گرفتن‌ از سبک گروتسک، این غول عظیم‌الجثه بیش از آنکه هراس‌انگیز باشد، مضحک و حقیر جلوه می‌کند؛ امری که ریشه در پیشینهٔ خسروجردی در هنر کاریکاتور دارد و از طنز برای فروریختن هیبت پوشالی قدرت غرب بهره می‌گیرد. 🔹نکته‌ٔ‌ دیگر، انطباق بصری این اثر با واقعیت‌های معاصر است؛ کت آبی و کراوات قرمز این موجود، بی‌اختیار ذهن را به سمت دونالد ترامپ متمایل می‌کند؛ سرمایه‌داری که از دنیای تجارت به کاخ سفید رسید. حتی کک‌ومک‌های آبی و سفید روی گونهٔ این شخصیت که تداعی‌گر پرچم آمریکا و اصالت غربی اوست، مهر تأییدی بر هویت نمادین این «مفسد فی‌الأرض» در فضای سیاسی امروز جهان می‌زند. 🔸فایل باکیفیت نقاشی 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
بافتار
«مفسد فی‌الأرض»: سیاست‌مدار آمریکایی بازخوانی تابلوی ماندگار حسین خسروجردی در آینهٔ سیاست امروز 🔹در
حسین خسروجردی - مفسد فی‌الارض - ۱۰۰×۱۴۰ _ رنگ‌وروغن روی بوم _ ۱۳۵۸.jpg
حجم: 1.7M
«مفسد فی‌الأرض»: سیاست‌مدار آمریکایی 🎨 اطلاعات نقاشی: عنوان: مفسد فی‌الأرض نقاش: حسین خسروجردی تکنیک: رنگ‌وروغن روی بوم ابعاد: ۱۰۰×۱۴۰ سال: ۱۳۵۸ 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
🔻معرفی فیلم فیلم‌هایی درباره انقلاب اسلامی (۴) 🔸شنا در زمستان 🔹«متاسفانه باخبر شدیم آقای مرتضایی‌نسب، به خاطر نجات جان چند بچه که اسیر امواج طوفانی شده بودند، در دریا غرق شدند.» مدیر مدرسه، علت غیبت ناگهانی آقا معلم را اینطور می‌گوید. او نمی‌خواهد دانش‌آموزان بفهمند چه بلایی بر سر معلم محبوبشان آمده است؛ حقیقت اما، این است که ساواک آقامعلم را دستگیر کرده است. 🔹آقای مرتضایی‌نسب معلم کلاسی می‌‌شود که آن را «تبعید‌گاه» می‌دانند. شاگردانش از ضعیف‌ترین محلهٔ‌ شهر به کلاس می‌آیند و این معلم دلسوز، در سرمای زمستان، هم باید با جور و ظلم ناظمی میر‌غضب‌‌ بجنگد، هم باید چاره‌ای برای شکم‌های گرسنه بکند. علّت محبوبیت آقا معلم همین است و همین محبوبیت هم، کار دستش می‌دهد. 🔹«شنا در زمستان»، تنها فیلم سینمایی بلند مرحوم محمد کاسبی، حکایتی است از ایرانِ دورانِ طاغوت. کشوری که مثل مدرسه فیلم، اسیر سیاهی و محرومیت است. آقامعلمِ اما نوری‌ست که به این مدرسه نکبت‌زده می‌تابد و روشنایی را در قلب شاگردانش می‌کارد. 🔹آقای مرتضایی‌نسب می‌رود، اما شاگردانش خود را برای تمام کردن کار ناتمام آقامعلم، آماده می‌کنند. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
🔻صبحه دارن اذون میگن مرور یکی از بهترین شعرها از «لحظۀ انقلاب اسلامی»؛ ترانه‌ای صمیمی و روان از‌‌ علی معلم دامغانی که به مثنوی‌های بلند و غامض و غریب، معروف است. «یه شهرِ دشنه‌خورده بود نه زنده بود، نه مرده بود یه شهرِ درد، یه شهرِ سرد یه شهرِ بی‌غریو بود روزاش که اصلا روز نبود شب مثِ چاه دیو بود جنگلِ کرمِ شب‌تاب نه برکه داشت، نه مهتاب یه قلعه تو «شانومه» بود نه «رستم» و نه «گیو» داشت هرکی می‌گه دروغ می‌گه یه قلعه بود یه دیو داشت دیو سیاه زنگی حاکم شهر سنگی پنجره‌های رو به باغ همیشه بسته بودن از کار مردم نمی‌گم که خوار و خسته بودن هیشکی دل‌و‌دماغ نداشت دلا شکسته بودن انگار تو دخمه، مُرده‌ها با هم نشسته بودن آفتابو هیچکس نمی‌دید کولاکِ ابر و سایه بود رمزی با هم حرف می‌زدن زبونشون کنایه بود یه‌روز خدا رحمش اومد شبو سیاه و تیره کرد برقی تو آسمون شکفت چشمِ زمینو خیره کرد یکی اومد که هیبتش طلسم قلعه‌ رو شکست قفل‌های کهنه رو گشود بندای بسته رو گسست یکی اومد مثِ بهار گفت: مُردنو خزون میگن از دخمه‌ها بیرون بیاین صبحه دارن اذون میگن دروغ بده؛ دروغ چرا ماهام خدا رو ندیدیدم اما تو کوچه‌های شهر یه‌شب صداشو شنیدیم» 🔹واقعا آدم باورش نمی‌شود که این علی معلمِ ترانه‌سرا با زبان صمیمی و روان، همان علی معلمِ مثنوی‌ بلندسراست با زبان سخته و واژگان غامض و غریب؟ این ترانۀ روانِ استاد معلم، جزو بهترین شعرهای انقلاب است که لحظۀ انقلاب را توصیف می‌کند. او برای روشن شدن عظمت این انفجار نور، مجبور می‌شود تاریکی دوران پهلوی را به چشم بیاورد و از شهر دشنه‌خوردۀ مردۀ سردِ سنگی صحبت ‌کند که مرده و زندۀ آن فرقی نمی‌کرد. شهری که قلعه‌ای داشت و دیوی. شهری که نه روح داشت، نه خدایی در جریان بود. شهری که پنجره‌هایش دیوار بودند. به‌قول قیصر: «گناه اول ما افتتاح پنجره بود گناه دیگر ما، انهدام دیوار است» 🔹همهٔ توصیف‌های این ترانه از دوران پیش از انقلاب، حس مردگی، بستگی تاریخ، تاریکی و بی‌معنایی و بی‌زبانی را منتقل می‌کند؛ حس تاریکیِ محض و شبِ مطلق. تا آنجایی که بالاخره روزی، خدا رحمش می‌آید و مردی خدایی، این تاریکی و طلسم قلعه را می‌شکافد و می‌شکند. نقطۀ اوج این ترانه، آن‌جایی است که پای خدا و مرد خدایی به میان می‌آید و حکم شب، با اذان صبح، باطل می‌شود. اصلا این‌همه توصیفِ مفصلِ تاریکی، برای همین پایان فوق‌العاده روشن بود. 🔹این ترانه با عنوان «میقات» در کتاب «شرحه‌شرحه است صدا در باد» منتشر شده که مجموعه ترانه و تصنیف‌های علی معلم دامغانی است. این ترانه به‌صورت موسیقی هم درآمده است که چندان گوش‌نواز و دلنشین نیست؛ اما با دکلمهٔ خود استاد معلم، شنیدنی و شیرین است. این شعر را با صدای علی معلم دامغانی از اینجا بشنوید. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻صبحه دارن اذون میگن مرور یکی از بهترین شعرها از «لحظۀ انقلاب اسلامی»؛ ترانه‌ای صمیمی و روان از‌‌ عل
علی معلم دامغانیتو_کوچه‌های_شهر،_علی_معلم_دامغانی.mp3
زمان: حجم: 5.7M
ترانهٔ «میقات» یکی از بهترین شعرها از «لحظهٔ انقلاب اسلامی» است که علی معلم دامغانی آن را سروده است. این شعر را با خوانش باصلابت خود شاعر بشنوید. بخشی از ترانه: «یکی اومد مثِ بهار گفت: مُردنو خزون میگن از دخمه‌ها بیرون بیاین صبحه دارن اذون میگن دروغ بده؛ دروغ چرا ماهام خدا رو ندیدیدم اما تو کوچه‌های شهر یه‌شب صداشو شنیدیم» متن کامل این شعر و مرورش را از اینجا بخوانید. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane