eitaa logo
بافتار
8.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
105 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
بافتار
«مفسد فی‌الأرض»: سیاست‌مدار آمریکایی بازخوانی تابلوی ماندگار حسین خسروجردی در آینهٔ سیاست امروز 🔹در
حسین خسروجردی - مفسد فی‌الارض - ۱۰۰×۱۴۰ _ رنگ‌وروغن روی بوم _ ۱۳۵۸.jpg
حجم: 1.7M
«مفسد فی‌الأرض»: سیاست‌مدار آمریکایی 🎨 اطلاعات نقاشی: عنوان: مفسد فی‌الأرض نقاش: حسین خسروجردی تکنیک: رنگ‌وروغن روی بوم ابعاد: ۱۰۰×۱۴۰ سال: ۱۳۵۸ 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
🔻معرفی فیلم فیلم‌هایی درباره انقلاب اسلامی (۴) 🔸شنا در زمستان 🔹«متاسفانه باخبر شدیم آقای مرتضایی‌نسب، به خاطر نجات جان چند بچه که اسیر امواج طوفانی شده بودند، در دریا غرق شدند.» مدیر مدرسه، علت غیبت ناگهانی آقا معلم را اینطور می‌گوید. او نمی‌خواهد دانش‌آموزان بفهمند چه بلایی بر سر معلم محبوبشان آمده است؛ حقیقت اما، این است که ساواک آقامعلم را دستگیر کرده است. 🔹آقای مرتضایی‌نسب معلم کلاسی می‌‌شود که آن را «تبعید‌گاه» می‌دانند. شاگردانش از ضعیف‌ترین محلهٔ‌ شهر به کلاس می‌آیند و این معلم دلسوز، در سرمای زمستان، هم باید با جور و ظلم ناظمی میر‌غضب‌‌ بجنگد، هم باید چاره‌ای برای شکم‌های گرسنه بکند. علّت محبوبیت آقا معلم همین است و همین محبوبیت هم، کار دستش می‌دهد. 🔹«شنا در زمستان»، تنها فیلم سینمایی بلند مرحوم محمد کاسبی، حکایتی است از ایرانِ دورانِ طاغوت. کشوری که مثل مدرسه فیلم، اسیر سیاهی و محرومیت است. آقامعلمِ اما نوری‌ست که به این مدرسه نکبت‌زده می‌تابد و روشنایی را در قلب شاگردانش می‌کارد. 🔹آقای مرتضایی‌نسب می‌رود، اما شاگردانش خود را برای تمام کردن کار ناتمام آقامعلم، آماده می‌کنند. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
🔻صبحه دارن اذون میگن مرور یکی از بهترین شعرها از «لحظۀ انقلاب اسلامی»؛ ترانه‌ای صمیمی و روان از‌‌ علی معلم دامغانی که به مثنوی‌های بلند و غامض و غریب، معروف است. «یه شهرِ دشنه‌خورده بود نه زنده بود، نه مرده بود یه شهرِ درد، یه شهرِ سرد یه شهرِ بی‌غریو بود روزاش که اصلا روز نبود شب مثِ چاه دیو بود جنگلِ کرمِ شب‌تاب نه برکه داشت، نه مهتاب یه قلعه تو «شانومه» بود نه «رستم» و نه «گیو» داشت هرکی می‌گه دروغ می‌گه یه قلعه بود یه دیو داشت دیو سیاه زنگی حاکم شهر سنگی پنجره‌های رو به باغ همیشه بسته بودن از کار مردم نمی‌گم که خوار و خسته بودن هیشکی دل‌و‌دماغ نداشت دلا شکسته بودن انگار تو دخمه، مُرده‌ها با هم نشسته بودن آفتابو هیچکس نمی‌دید کولاکِ ابر و سایه بود رمزی با هم حرف می‌زدن زبونشون کنایه بود یه‌روز خدا رحمش اومد شبو سیاه و تیره کرد برقی تو آسمون شکفت چشمِ زمینو خیره کرد یکی اومد که هیبتش طلسم قلعه‌ رو شکست قفل‌های کهنه رو گشود بندای بسته رو گسست یکی اومد مثِ بهار گفت: مُردنو خزون میگن از دخمه‌ها بیرون بیاین صبحه دارن اذون میگن دروغ بده؛ دروغ چرا ماهام خدا رو ندیدیدم اما تو کوچه‌های شهر یه‌شب صداشو شنیدیم» 🔹واقعا آدم باورش نمی‌شود که این علی معلمِ ترانه‌سرا با زبان صمیمی و روان، همان علی معلمِ مثنوی‌ بلندسراست با زبان سخته و واژگان غامض و غریب؟ این ترانۀ روانِ استاد معلم، جزو بهترین شعرهای انقلاب است که لحظۀ انقلاب را توصیف می‌کند. او برای روشن شدن عظمت این انفجار نور، مجبور می‌شود تاریکی دوران پهلوی را به چشم بیاورد و از شهر دشنه‌خوردۀ مردۀ سردِ سنگی صحبت ‌کند که مرده و زندۀ آن فرقی نمی‌کرد. شهری که قلعه‌ای داشت و دیوی. شهری که نه روح داشت، نه خدایی در جریان بود. شهری که پنجره‌هایش دیوار بودند. به‌قول قیصر: «گناه اول ما افتتاح پنجره بود گناه دیگر ما، انهدام دیوار است» 🔹همهٔ توصیف‌های این ترانه از دوران پیش از انقلاب، حس مردگی، بستگی تاریخ، تاریکی و بی‌معنایی و بی‌زبانی را منتقل می‌کند؛ حس تاریکیِ محض و شبِ مطلق. تا آنجایی که بالاخره روزی، خدا رحمش می‌آید و مردی خدایی، این تاریکی و طلسم قلعه را می‌شکافد و می‌شکند. نقطۀ اوج این ترانه، آن‌جایی است که پای خدا و مرد خدایی به میان می‌آید و حکم شب، با اذان صبح، باطل می‌شود. اصلا این‌همه توصیفِ مفصلِ تاریکی، برای همین پایان فوق‌العاده روشن بود. 🔹این ترانه با عنوان «میقات» در کتاب «شرحه‌شرحه است صدا در باد» منتشر شده که مجموعه ترانه و تصنیف‌های علی معلم دامغانی است. این ترانه به‌صورت موسیقی هم درآمده است که چندان گوش‌نواز و دلنشین نیست؛ اما با دکلمهٔ خود استاد معلم، شنیدنی و شیرین است. این شعر را با صدای علی معلم دامغانی از اینجا بشنوید. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻صبحه دارن اذون میگن مرور یکی از بهترین شعرها از «لحظۀ انقلاب اسلامی»؛ ترانه‌ای صمیمی و روان از‌‌ عل
علی معلم دامغانیتو_کوچه‌های_شهر،_علی_معلم_دامغانی.mp3
زمان: حجم: 5.7M
ترانهٔ «میقات» یکی از بهترین شعرها از «لحظهٔ انقلاب اسلامی» است که علی معلم دامغانی آن را سروده است. این شعر را با خوانش باصلابت خود شاعر بشنوید. بخشی از ترانه: «یکی اومد مثِ بهار گفت: مُردنو خزون میگن از دخمه‌ها بیرون بیاین صبحه دارن اذون میگن دروغ بده؛ دروغ چرا ماهام خدا رو ندیدیدم اما تو کوچه‌های شهر یه‌شب صداشو شنیدیم» متن کامل این شعر و مرورش را از اینجا بخوانید. 🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane
هنر انقلاب؛ همچنان در میدان منتخب آثار تجسمی میدانی ارسالیِ مخاطبان «بافتار» با موضوع فتنهٔ دی ۱۴۰۴ بخش اول منتخب آثار 🔹در اواخر همین دی‌ماه گذاشته، فراخوانی منتشر کردیم برای ارسال آثار تجسمیِ میدانی با موضوع فتنۀ دی‌ ۱۴۰۴. پس از فراخوان، آثاری توسط گروه‌های مردمی از شهرهای کوچک و بزرگ ارسال شد. با اینکه روزهای فتنهٔ اخیر کوتاه بود، اما در شهرهای متعددی، گروه‌های خودجوش پا به میدان گذاشتند و خلاقانه دست به کارهای هنری مردمی زدند. آثاری که در میانشان از گرافیتی، پارچه‌نویسی و پلاکاردنویسی تا هنر چیدمان را شاهدش هستیم. 🔹ما در این فرسته، منتخبی از این آثار را از شهرهای مختلف به‌عنوان نمونه آورده‌ایم که هم تنوع شهرها رعایت شود و هم تنوع تکنیک‌ها و آثار. از گروه‌ها و هنرمندانی که توفیق مرور آثارشان را نداریم، پوزش می‌طلبیم.  🔰برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: 🆔 @baftar_resane