eitaa logo
بافتار
8.3هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
1.6هزار ویدیو
105 فایل
🎥🎞📷🎵 بافتار، جستاری در دنیای هنر اینجا از هنر، رسانه و فرهنگ حرف می‌زنیم بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگر⬇️ http://zil.ink/baftar_resane بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحه⬇️ https://eitaa.com/baftarmusic ارتباط با ما: @baftar_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
بافتار
🔻نوای بیعت اُمّت مجموعه‌قطعه‌های موسیقایی برای بیعت با رهبری انقلاب اسلامی ایران، آیت‌الله سیدمجتبی
مهیار فیروزبخت/گروه هم‌سرایاننقش رهبر.mp3
زمان: حجم: 3.7M
🎼 سرود «نقش رهبر» (۱۳۶۲) آهنگ‌ساز: مهیار فیروزبخت شاعر: حمید سبزواری خوانندگان: گروه هم‌سرایان ➕ نسخۀ بی‌کلام (برای بازخوانی یا اجرای گروه‌های سرود) 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻منتخب شعارها به مناسبت بیعت با سومین رهبر انقلاب اسلامی ایران، آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای (حَفَظَه‌ُ الله) 🔹در بیعتم با الله پدر، پسر، روح‌الله 🔹آرام دل پر تپش و مضطر ما شد یک بار دگر خامنه‌ای رهبر ما شد 🔹نور خدا دوباره جلوه‌گر شد خامنه‌‌ایِ زنده، زنده‌تر شد 🔹فرماندهٔ کل قوا لبیک سید مجتبی 🔹رهبر ما وارث ذوالفقاره خامنه‌ای هنوز ادامه داره 🔹به کوری دشمنان خامنه‌ای شد جوان 🔹لطف خدا نصیب کشور شده خامنه‌ای دوباره رهبر شده 🔹دست خدا همیشه بر سر ماست خامنه‌ای دوباره رهبر ماست 🔹کشور ما دست امامِ رضاست خامنه‌ای دوباره رهبر ماست 🔹خامنه‌ای بر همگان رهبر است ولایتش ولایت حیدر است 🔹نائب بر حق ولی؛ مجتبی آینهٔ سید علی؛ مجتبی 🔹به قلب ما نور ولی آمده خُلقاً و منطقاً علی آمده 🔹رهبر ایران ما سیدنا المجتبی 🔹خامنه‌ایِ جوان نایب صاحب زمان 🔹ملت صاحب زمان، کی بشود ناامید؟ شد به خدا زنده‌تر، خامنه‌ای شهید 🔹ما با تو بیعت می‌کنیم از تو اطاعت می‌کنیم 🔹اباالفضل علمدار خامنه‌ای نگه‌دار 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar 🔻کانال اصلی رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
32.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 شهدا در خیابان‌های ایران قسمت اول از مجموعۀ «أمت مبعوث» | کاری از تحریریهٔ «بافتار» گفتگو با بانویی که همراه با شهدا در خیابان‌های تهران، ماشین‌ها را از زیر پرچم الله‌نشان رد می‌کرد. 🔹 «اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ با حوادث و کار را مردم، تمام خواهند کرد.» این جمله را رهبر شهیدمان، یک ماه پیش بیان کردند. حقیقت انقلاب اسلامی ایران، در همین چند جملهٔ کوتاه، خلاصه شده و هم‌چنین، آینده ایران هم تضمین شده است؛ چیزی که اگر این شب‌های پس از شهادت ایشان را با چشم نمی‌دیدیم، اینقدر ملموس، حسش نمی‌کردیم. سرتاسر ایران سنگر شده‌ و قیام مردم، خیابان‌ها و میدان‌ها را قرق کرده است. دیگر پشت‌جبهه‌ای در کار نیست؛ خط مقدم به همه‌جا کشیده شده است. 🔹در هر قسمت از مجموعۀ «أمت مبعوث»، به پای حرف‌های همین مردم قیام‌کرده می‌نشینیم تا ببینیم آیا می‌توان به موقعیت تاریخی آن‌ها کمی نزدیک شد؟ در اولین قسمت، با بانویی پرچم‌به‌دست، در خیابان ستارخان تهران گفتگو کردیم. زنی میان‌سال که مردم را از زیر پرچم الله‌نشان عبور می‌داد. کاری که به ظاهر ساده بود؛ اما آن زن در دنیایش، میان خود با شهدا نجوایی داشت و گویی مهم‌ترین کار عالم را می‌کرد. بانویی که شهدا را در کنار خود احساس می‌کرد و به ما گفت: «آن‌ها کنار من و شما هستند، باید مراقب باشیم تنه به تنه‌شان نزنیم.» او این حرف‌های مهیب را ساده و روان بر زبان جاری کرد و ما با عقل ناقصمان، دست‌وپا زدیم برای فهمیدن جهانش. کیفیت بالای این ویدیو را از آپارات ببینید. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
محمدصادق آهنگرانتا آخرین نفر، ما ایستاده‌ایم.mp3
زمان: حجم: 9.7M
🎤 نوحۀ «تا آخرین نفر، ما ایستاده‌ایم» (۱۳۶۷) نوحه‌خوان: محمدصادق آهنگران شاعر: حبیب‌الله معلمی 🔹 این نوحه در پی تهدیدهای شدید دشمن بعثیْ نسبت به شهرهای ایران و برای فراخواندن مردم به حضور در جبهه‌ها پدید آمد. صادق آهنگران قصد داشت تا برنامۀ خود را از تهران، آغاز کند و سپس شهربه‌شهر، «ما ایستاده‌ایم» را میان مردم بخواند. بنابراین در بیست و چهارم تیر ۱۳۶۷ (سه روز پیش‌از پذیرش قطع‌نامۀ ۵۹۸)، قبل‌از اقامۀ نمازجمعه در دانشگاه تهران، طنین‌انداز شد. |بخشی از متن شعر| تا آخرین نفر، تا آخرین نفس / ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم هرگز نمی‌رویم در زیر بار ننگ / تا محو فتنه‌ها کوبیم طبل جنگ بر دشمن خدا گیریم عرصه تنگ / در جبهه می‌شویم آماده بی‌درنگ با بانگ «یا حسین» از مادر زمان / آزاده زاده‌ایم، آزاده زاده‌ایم تا آخرین نفر، تا آخرین نفس / ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم لبیک گفته‌ایم ما بر صَلای دوست / از کربلای خون تا کربلای دوست یا اینکه می‌کنیم سر را فدای دوست / یا بوسه می‌زنیم خاک سرای دوست در نِیل این هدف، الگوی همت و / عزم و اراده‌ایم، عزم و اراده‌ایم تا آخرین نفر، تا آخرین نفس / ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم هان ای بسیجیان، گاه دلاوری‌ست / روز نبرد با ظلم و ستمگری‌ست بر یاوران حق، هنگام یاوری‌ست / واجب، اطاعت از فرمان رهبری‌ست جای درنگ نیست تا در کمند قفس / نیافتاده‌ایم، نیافتاده‌ایم تا آخرین نفر، تا آخرین نفس / ما ایستاده‌ایم، ما ایستاده‌ایم (متن کامل را از ازطریق این لینک، مشاهده کنید.) 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻مایحتاج محتوایی و هنری فعالان میدانی، تجمعات مردمی و تبلیغات جنگ از طریق لیست زیر، مجموعهٔ مورد نی
🔻پیوند (لینک) تمامی بسته‌های شعر، شعار، دودمه، موسیقی، نوحه و شابلون با دسته‌بندی موضوعی در این پیام برای شما فهرست شده است. ✅همچنین بسته‌های جدید در این فهرست، بروزرسانی شده. شما می‌توانید مطلب مورد نیاز خود را پیدا کنید و با فشردن پیوند، آن مطلب برای شما نمایش داده می‌شود. 🔰فهرست این بسته‌ها را در گروه‌ها و کانال‌های خود بازنشر دهید تا به دست دیگران نیز برسد.
🔻 رَجَز؛ سلاح عاشورایی گزیده‌ای از رجزهای شهیدان کربلا که الهام‌بخش همۀ ما در این روزها هستند «اَنْتُمْ اَعَدُّ عُدَّةً وَ اَکْثَر / وَ نَحْنُ اَوْفیٰ مِنْکُمْ وَ اَصْبَرْ وَ نَحْنُ اَعلیٰ حُجَّةً وَ اَظْهَرْ / حَقّاً وَ اَتْقیٰ مِنْکُمْ وَ اَعْذَرْ» شما اگرچه در عِدّه و عُدّه بیشترید ولی ما باوفاتر و شکیباتریم حجت ما برتر است، حق ما آشکارتر و جبهۀ ما روشن‌تر است. ما پرهیزکارتریم از شما و دست‌آویز ما محکم‌تر است. (رجز حبیب بن مظاهر در روز عاشورا) 🔹 از خون رهبر عزیزمان و شهیدان و پایداری مؤمنانۀ مدافعان وطن در این روزها باری دیگر رجزهای عاشوراییان به‌ گوش می‌رسد. اینک که شور خون‌خواهی شهدای ارجمند و خیزشی برای درهم‌شکستن جبهۀ کفر برپاست، آن حماسه‌خوانی‌ها نیز می‌توانند همان شمشیر‌های بُرّنده‌ای باشند که حسین (ع) و اصحابش برکشیدند‌. «رجز»، سروده‌ای بداهه‌وار با بیت‌هایی کوتاه و براساس ضرب‌آهنگ و وزنی ویژه است که در هنگامۀ کارزار بر لب‌های جنگاوران جاری می‌شد. آنان این شعر را برای توصیف شرافت، دلاوری و افتخارهایشان، برانگیختن روحیۀ خود و لشکریانشان و ترساندن دشمن و نکوهش او می‌خواندند. البته بعدها رجز از مضمون حماسه‌وار بودن فراتر رفت و برای گوشزد کردن اندرزها، توصیف روزگار و سوگواری‌ نیز سروده شد. رجز، عمدتاً با معرفی نام، پدر و قبیلۀ شخص جنگاور، آغاز می‌شد و سپس با بیان پیشینۀ نبردها و ویژگی‌های دلیرانۀ او ادامه می‌یافت؛ اما رجزخوانی به همین محدود نشده و نمی‌شود. رجزخوان باید موضع خویش را مشخص و بیان می‌کرد که هدف او از جنگیدن با طرف مقابل خود چیست و چه آرمانی را می‌جوید. 🔹 عاشورا نیز میدانی برای طنین‌انداز شدن رجزهای خوبان بود. البته آنچه که در رجزخوانی‌های حسین بن علی (ع) و یارانشان طی آن روز نمایان است، بالیدن و غرور نسبت به سلحشوری‌های خود نبود، بلکه مضمون‌های بلندی را دربرداشت که شجاعانه و بابصیرت برای آن‌ها جان‌فشانی کردند و شهادت را دریافتند: پشتیبانی از مکتب و آرمان‌های اسلام ناب محمدی (ص) و تمایز آن با اسلام اموی، ارادت به آستان اهل‌بیت اطهار و امام‌حسین (علیهم‌السلام)، آزادسازی جامعه از ستم و تکیه بر ارزش‌های کرامت، عزت و پایداری انسانی. 🔹 ازاین‌رو گزیده‌ای از رجزهای امام‌حسین (ع) و اصحاب شهیدشان را گردآوری کرده‌ایم. متن آن‌ها از کتاب مردان و رجزهایشان (گردآوری و ترجمه از سیدمهدی شجاعی / چاپ چهارم، ۱۳۸۶؛ کتاب «نیستان») به‌همراه مقدمۀ آن (به قلم سیدابوالقاسم حسینی (ژرفا)) برگرفته شده است. این حماسه‌خوانی‌ها می‌توانند دست‌مایۀ الهام پدیدآورندگان آثار هنری و فعالان تولید محتوا و رسانه‌ها برای تولید آثار نو، بازآفرینی و بازخوانیْ قرار گیرند. طبعاً درج رجزهای بسیاری از شهیدان کربلا در این مجموعه امکان‌پذیر نبود؛ اما امید داریم که در فرصتی دیگر، بتوانیم رجزهای دیگر را نیز ارائه کنیم. 🔻کانال شعروشعار بافتار 🆔 @baftar_shoar 🔻کانال اصلی رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻 رَجَز؛ سلاح عاشورایی گزیده‌ای از رجزهای شهیدان کربلا که الهام‌بخش همۀ ما در این روزها هستند «اَنْ
▫️امام‌حسین (ع) اَلْمَوْتُ خَيْرٌ مِنْ رُكُوبِ الْعٰارِ / وَ الْعٰارُ اَوْلىٰ مِنْ دُخُولِ النّٰارِ کشته شدن، سزاوارتر از تن دادن به ننگ است؛ و ننگ را تحمل کردن، برتر است از درآمدن به آتش. اَنا الْحُسَینُ بْنُ عَلِی / آلَیْتُ اَنْ لَا اَنْثَنی‌ اَحْمی عِیالاٰتِ اَبی / اَمْضِی عَلىٰ دِینِ النَّبی من حسینم فرزند علی که سوگند خورده‌ام تا تن به تسلیم نسپارم. از خاندان پدرم حمایت می‌کنم و بر آیین پیامبر، راه می‌سپارم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️عباس بن علی بن ابی‌طالب (ع) اَقْسَمْتُ بِاللّٰهِ الاَعَزِّاَلاَعْظَمْ / وَ بِالْحُجورِ صٰادِقاً وَ زَمْزَمْ وَ ذی حَطيمٍ وَ الْفِنٰاءِ الْمَحْرَمْ / لَيَخْضِبَنَّ الْيَومَ جِسْمي بِالدَّمْ اَمٰامَ ذِي الْفَضْلِ وَ ذِي التَكَرُّمْ/ ذٰاكَ حُسَيْنٌ ذَوالْفَخٰارِ الاَقْدَمْ به خداوند عزیزترین و شکوهمندترین سوگند و صادقانه‌ترین سوگند و به حرم امن خدا و زمزم، سوگند. و به خانۀ خدا و ساحت مسجدالحرام، سوگند که امروز پیکرم به خونْ رنگین خواهد شد. پیش پای صاحب فضیلت و کرامت؛ حسین، این افتخارپیشۀ پیشگام. لاٰ اَرْهَبُ الْمَوْتَ اِذَا الْمَوْتُ رُقیٰ / حَتّى أُوٰاري فِي الْمَصاليتِ الِّقا نَفْسِي لِسِبْطِ الْمُصْطَفَى اَلطُّهْرِ وَقا / اِنّي اَنَا الْعَبّاسُ اَغْدُو بِالسَّقٰا‌ وَ لاٰ اَخٰافُ الشَّرَّ يَوْمَ الْمُلْتَقیٰ از مرگ نمی‌هراسم، که مرگْ نردبان آسمانی من است تا در میان شجاعان بخشنده چهره درپوشم جان من، سپر آن زادۀ پاک مصطفیٰ هان این منم عباس که به سِقایَت آمده‌ام. و در هنگام مواجهه، از هیچ شرّی بیم ندارم. وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا يَمينِی / اِنّي اُحٰامي اَبَداً عَنْ ديني وَ عَنْ اِمٰامٍ صٰادِقِ الْيَقينِ / نَجْلِ النَّبِيِّ الطّٰاهِرِ الْاَمِين به خدا سوگند که اگرچه دست راستم را بریدند پیوسته و هَمارِه از حمایت دین خویش، دست برنمی‌دارم. و از امام صادقِ بَرحقم که نوادۀ پاک‌زاد پیامبر امین است. یٰا نَفْسُ لاٰ تَخْشَيْ مِنَ الْكُفّٰارِ / وَ ابْشِري بِرَحْمَةِ الْجَبّٰارِ مَعَ النَّبِيِ السَيِّدِ الْمُخْتٰارِ قَدْ قَطَعُوا بِبَغْيِهِمْ يَسٰاري / فَاَصْلِهِمْ يٰا رَبِّ حَرِّ النّٰارِ ای نَفس! نترس از این کُفّار بشارت باد بر تو رحمت خداوند جبار همراه با پیام‌آور؛ سید مختار خدای من! اینان که دست چپم را ستمگرانه بریدند تو با گرمای آتش دوزخ، پاداششان بده. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️اَسلَم تُرک (خدمتگزار امام‌حسین (ع)) اَلْبَحْرُ مِنْ طَعْني وَ ضَرْبي يَصْطَلي / وَ الْجَوُّ مِنْ سَهْمي وَ نَبْلي يَمْتَلي اِذا حُسٰامي فِي يَميني يَنْجَلي / يَنْشَقُّ قَلْبُ الْحٰاسِدِ الْمُبَخَّلِ دریا از ضربه‌های نیزۀ من و چکاچک شمشیرهای من، می‌گدازد و شعله می‌گیرد. و آسمان از تیرهای من، پُر می‌شود. آنگاه که تیغ عریان شمشیر، از کوه دست‌های منْ درخشش بگیرد. درخشش آن، قلب‌های تنگ بخیلان و حاسدان را می‌شکافد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️عَمرو بن جُنادۀ انصاری اَمیری‌ حُسَیْنٌ وَ نِعْمَ الْاَمیرُ سُرورُ فُؤادِ البَشیرِ النَّذیرِ فرمانده من، حسین است؛ و چه خوب فرماندهی؛ مایۀ شادی دل، مژده‌بخش، و اِنذارگر. |برگرفته از| ● سیدمهدی شجاعی؛ مردان و رجزهایشان؛ چاپ چهارم، ۱۳۸۶؛ (انتشارات) کتاب «نیستان»: صفحه‌های ۹، ۱۵ و ۱۶ (مقدمۀ سیدابوالقاسم حسینی (ژرفا))، ۳۷ و ۸۳-۸۶. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻 رَجَز؛ سلاح عاشورایی گزیده‌ای از رجزهای شهیدان کربلا که الهام‌بخش همۀ ما در این روزها هستند «اَنْ
▫️وهب بن عبدالله کَلبي اِنْ تُنْكِروُني فَاَنا ابْنُ الكَلْبِ / سَوْفَ تَرَوْني وَ تَرَوْنَ ضَرْبي وَ حَمْلَتي وَ صَوْلَتي فِي الْحَرْبِ / اَدْرِكُ ثٰاري بَعْدَ ثٰارِ صَحْبي وَ اَرْفَعُ الْكَرْبَ اَمٰامَ الْكَرْبِ / لَيْسَ جِهٰادي فِي الْوَغٰا بِالْلَّعْبِ اگر مرا نمي‌نشناسيد، یا انکار می‌کنید، بدانید که، من از بنی‌كَلْب هستم. هم‌الان مرا و ضرب‌شست مرا خواهيد ديد. و حمله و صولت و صلابتم را در جنگ خواهید چشید. اول خون‌بهای يارانم را می‌گیرم و سپس خون‌بهای خودم را. غم و اندوه را در این هنگامۀ بلا کنار می‌زنم؛ آری، جنگ و جهاد من، شوخی و بازیچه نيست. اِنّي زَعيمٌ لَکِ اُمَّ وَهَبِ / بِالطَّعْنِ فيهِمْ تٰارَةً وَ الضَّرْبِ ضَرْبَ غُلٰامٍ مُوْمِنٍ بِالرَّبِ / حَتّي يُذيقَ القَوْمَ مُرَّ الحَرْبِ مادرم! ام‌وهب! من تو را روسفید خواهم کرد. با ضربه‌های نیزه‌ها و شمشیرهایم. این جنگ، جنگ جوانی است که به خدای خویش ایمان دارد. دشمن، به‌یقین طعم تلخ جنگ را از دم شمشیر من خواهد چشید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️ عُمَر بن خالد صِیداوی اِلَيْكِ يا نَفْسُ اِلَی اَلرّحمنِ‌ / فَاَبْشِري بِالرَّوْحِ وَ الرَّيحانِ اَليَوْمَ تُجْزَينَ عَلَى الْاِحسانِ‌ / قَد كانَ مِنْكَ غابِرَ الزَّمانِ‌ ما خُطَّ فِي اللَّوْحِ لَدَى الدَّيّانِ‌ / لا تَجْزَعي فَكُلُّ حَیٍّ فانِ‌ وَ الصَّبْرُ اَحْظى لَكَ بِالْاَمانِ‌ / يا مَعْشََرَ الاَزْدِ بَني قَحْطانِ‌ ای نفس! پیش به‌سوی خداوند رحمان! و بشارت باد بر تو شادمانی و شمیم بهشت. امروز جزای تو احسان است. آنچه در گذشته انجام داده‌ای در لوح و نزد خداوند حسابگر ثبت شده است. آرام و استوار باش که زندگان، همه میرنده‌اند. و صبر، شما را به آسایش و امان، نزدیک‌تر می‌کند، ای گروه اَزْدیان، فرزندان قَحطان! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️حبیب بن مَظاهر اسدی اَنَا حَبيبٌ وَ اَبي مُظَّهَرْ / فٰارِسُ هَیْجٰاءَ وَ حَرْبٍ تُسْعَرْ اَنْتُمْ اَعَدُّ عُدَّةً وَ اَکْثَر / وَ نَحْنُ اَوْفیٰ مِنْکُمْ وَ اَصْبَرْ وَ نَحْنُ اَعلیٰ حُجَّةً وَ اَظْهَرْ / حَقّاً وَ اَتْقیٰ مِنْکُمْ وَ اَعْذَرْ من حبیبم و پدرم مُظَهَّر است جنگجویم و یکه‌سوار عرصۀ نبردم شما اگرچه در عِدّه و عُدّه بیشترید ولی ما باوفاتر و شکیباتریم حجت ما برتر است، حق ما آشکارتر و جبهۀ ما روشن‌تر است. ما پرهیزکارتریم از شما و دست‌آویز ما محکم‌تر است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️ نافع بن هلال جَمَلی اَرْمِي بِهٰا مُعْلَمَةً اَفْوٰاقُهَا / مَسْمُومَةً تَجْري بِهٰا اَخْفٰاقُهٰا لَيَمْلاَنَّ أَرْضَهٰا رَشٰاقُهٰا / وَ النَّفْسُ لاٰ يَنْفَعُهٰا اَشْفٰاقُهٰا آری، این منم که تیرهای بانِشان می‌زنم. تیرهای مسمومی که بال درآورده‌اند. و زمین را از پرتاب خود آکنده ساخته‌اند. ترس و وحشت اما به شما سودی نمی‌بخشد. اَنَا اَلْغُلاَمُ اَلتَّمِيمِيُّ اَلْجَمَلِيُّ / دِينِي عَليٰ ديْنِ حُسَيْنِ بْنِ عَلي اِنْ اُقْتَلُ اَلْيَومَ فَهٰذَا اَمَلی / فَدٰاكَ رَأيي وَ اُلاٰقي عَمَلي منم غلام [جوان] یمنی جملی دین من، دین حسین بن علی است اگر امروز کشته شوم، به آرزویم رسیده‌ام این اندیشۀ من است که آن را به کردارم پیوند می‌زنم. |برگرفته از| ● سیدمهدی شجاعی؛ مردان و رجزهایشان؛ چاپ چهارم، ۱۳۸۶؛ (انتشارات) کتاب «نیستان»: صفحه‌های ۴۷، ۴۹، ۳۲، ۳۳، ۵۵، ۵۶، ۷۳ و ۷۴. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻 رَجَز؛ سلاح عاشورایی گزیده‌ای از رجزهای شهیدان کربلا که الهام‌بخش همۀ ما در این روزها هستند «اَنْ
▫️حُرّ بن یزید ریاحی مَا زِلْتُ اَرْ ميهِمْ بِثَغْرَةٍ / و لَبٰانِهِ حَتَّى تَسَرْبَلَ بِالدَّمِ (سروده‌ای از عَنتَره بن شَدّاد) آن‌قدر تیرهایم را بر گودی گلوهایشان می‌پوشانم که لباسی از جنس خون بر تنشان بپوشانم. اِنّي اَنَا الْحُرُّ وَ مَأْوَي الضَّیْفِ / اَضْرِبُ فِي اَعْنَاقِكُمْ بِالسَّيْفِ عَنْ خَيْرِ مَنْ حَلَّ بِاَرْضِ الْخَیفِ / اَضْرِبُکُم وَ لاٰ اَریٰ مِنٰ حَیْفٍ من حُرّم، همان‌که شُهره به مهمان‌نوازی است. اکنون ضربۀ شمشیرم حَوالَت بر شما باد. من به دفاع از بهترین مرد خیْف [امام‌حسین (ع)] برخاسته‌ام حمله می‌کنم، می‌زنم، می‌کُشم و هیچ ستمی در این کشتار خویش نمی‌بینم. - «خیف»، محلی در مکه، نزدیک منیٰ‌ست. اَنْ تَعْقِرُوا بِي فَاَنا اِبْنَ الْحُرَّ / اَشْجَعُ مِنْ ذِي لُبَدٍ هِزَبْرٍ چه باک اگر اسبم را پِی کنید که من زادۀ حُرّم. آزادمردی دلیرتر از شیر ژیانِ آویخته‌یال. آلَيْتُ لاَ اُقْتَلُ حَتّي اَقْتُلاٰ / وَ لَنْ اَصٰابَ الْيَومَ اِلاّ مُقْبِلاٰ اَضْرِبْهُمُ بِالسَّيْفِ ضَرْباً مِقْصَلاٰ / لاٰ نَاكِلاً مِنْهُمْ وَ لاٰ مُهَلِّلاٰ سوگند خورده‌ام که تا نَکُشم، کشته نشوم. و این، جز با پیشرویْ ممکن نمی‌شود. ضربه‌ای شکننده و قاطع و وصف‌ناپذیر به آنان خواهم زد. نه عقب خواهم نشست و نه از میدان خواهم گریخت. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️ عبدالله و عبدالرحمن، فرزندان عُروِۀ غِفاری قَد عَلِمَتْ حَقّاً بَنو غِفٰارِ / وَ خِنْدِفَ بَعْدَ بَنی نِزٰارِ لَنَضرِ بِنَّ مَعْشَرِ الفُجّارِ / بِکُلِّ عَضْبٍ صارِمٍ تَبّارِ یٰا قَوْمُ ذوذوا عَنْ بَنیِ الاَخْیٰارِ / بِالْمَشْرِفَّی وَ الْقَنَا الْخَطّار بنی‌غِفار به‌حق می‌دانند. مردم «خِندِف» و بنی‌نِزار نیز آگاهند. که ما با شمشیر‌های بُرّان، جان و امان از فاجران و بدکاران می‌گیریم. آی مردم! با شمشیرها و نیزه‌هایتان از نیک‌زادگان دفاع کنید. (یا به روایتی دیگر) قَد عَلِمَتْ حَقّاً بَنو غِفٰارِ / اِنّی اَذُبُّ فِی طَلاٰبُ الثّارِ بنی‌غِفار به‌حق می‌دانند. من در طلب خون‌های به‌ناحق‌ریخته، آرام نمی‌گیرم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️حَجّاج بن مَسروق جُعفی اَقْدِمْ حُسَيْناً هٰادِياً مَهْدِيّا / فَالْيَوْمَ تَلْقیٰ جَدَّكَ النَّبِيّا ثُمَّ اَبٰاکَ ذَالنَّديٰ عَلِيّا / ذٰاكَ الَّذِي نَعْرِفُهُ وَصِيّا وَ الْحَسَنَ الْخَيْرَ الْتَّقِي الْوَفِيّا / وَ ذَالْجِنَاحَيْنَ اَلْفَتَي الْكَمِيّا وَ اَسَدَ اللهِ الشَّهیدَ الْحَیّا به‌پیش ای حسین هدایت کننده و هدایت‌شده. امروز به دیدار جدت پیامبر خواهی شتافت. و پدرت علی که بخشنده است. و ما جانشین پیامبرش می‌دانیم. و حسن که در وفا و تقوی، برترین است. و جعفر طیار؛ آن جوان دلاور که صاحب دو بال بهشتی است. و حمزه «شیر خدا» که شهید جاودانه است. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️مسلم بن عَوسَجِه اسدی اِنْ تَسْأَلوُا عَنّي فَأَنّي ذُولُبَدْ / مِنْ فَرْعِ قَوْمٍ مِنْ ذُري بَنی اَسَدْ فَمَنْ بَغٰانَا حٰائِدٌ عَنِ اَلرَّشَدْ / وَ كاٰفِرٌ بِدينِ جَبّارٍ صَمَدْ اگر از من بپرسید، چون شیر آویخته‌یالم. خاندانم جزئی از ذریۀ بنی‌اسد است. هرکه به ما ظلم کند، از راه مستقیم رشد و هدایتْ دور است. و به دین خداوند جبار و صمد، کافر است. |برگرفته از| ● سیدمهدی شجاعی؛ مردان و رجزهایشان؛ چاپ چهارم، ۱۳۸۶؛ (انتشارات) کتاب «نیستان»: صفحه‌های ۲۹، ۳۰، ۶۱-۶۳، ۷۷ و ۷۸. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
بافتار
🔻 رَجَز؛ سلاح عاشورایی گزیده‌ای از رجزهای شهیدان کربلا که الهام‌بخش همۀ ما در این روزها هستند «اَنْ
▫️سُوَید بن عَمرو خَثعَمی اَقْدِمْ حُسَیْنُ الْیَومَ تَلْقیٰ اَحْمَدا / وَ شَیْخَکَ الْحَبْرَ عَلِّیاً ذَالنَّدىٰ وَ حَسَنَاً کَالْبَدْرِ وٰا فِی الاَسْعَدٰا / وَ عَمَّک الْقَرْمَ الْهُمٰامَ الاَرْشَدٰا حَمْزَةَ لَیْثَ اللهِ یُدْعى اَسَدا / وَ ذَالْجَناحَیْنِ تَبَوَّا مَقْعَدٰا فِی جَنَّةِ الْفِرْدَوْسِ یَعْلُوا صَُعُدٰا به‌پیش ای حسین که روز دیدار احمد است و روز دیدار علی، آن پدر عالِم و بخشندۀ تو است. و روز دیدار حسن که چون ماه کامل می‌درخشد. و عموی قوی‌پنجۀ بزرگوار رشیدت حمزه‌ای که «شیر خدا» خوانده می‌شد. و جعفر طیّار که با دو بال در جایگاه صِدق، سُکنیٰ گزیده است. و هماره در بهشت، پرواز می‌کند و اوج می‌گیرد. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️عبدالله بن مسلم بن عقیل اَلْیَومَ الْقیٰ مُسْلِمَاً وَ هُوَ اَبی / وَ فِیَتَةً بٰادُوا عَلیٰ دِینِ النَبیّ لَيْسُوا بِقَوْمٍ عُرِفُوا بِالْکَذِب / لٰکِن خِيٰارٌ وَ کِراٰمُ النَّسَبِ مِنْ هٰاشِمِ السٰادات اَهْلِ النَّسَبِ امروز - در آن‌سوی شهادت - با پدرم مسلم ملاقات می‌کنم. امروز به دیدار جوانمردانی نائل می‌شوم که همه بر سرِ دین پیامبر، سر نهادند. قبیلۀ برگزیده‌ای که سخن به‌جز راستی نگفتند و راه جز به‌درستی نپیمودند و هرگز روی از قبلۀ صداقت نگرداندند. قومی که برگزیده‌اند و اهل کرامت قومی که شُهره‌اند به هاشمی و نَسَب به نخل‌های کرامت و عزت می‌بَرَند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️عبدالله بن علی بن ابی‌طالب (ع) اَنا ابنُ ذِی النَّجْدَةِ و الاِفْضالِ / ذاکَ عَلیُّ الْخَیْرِ ذُوالفَعالِ سَیفُ رَسولُ اللّهِ ذُوالنَّکٰالِ / فی کُلِّ یَوْمٍ ظاهِرِ الاَهْوالِ منم فرزند علی، آن شکوهمند فضیلت‌گستر، آن خوبی محض، آن کرامت تمام آنکه در جنگ، شمشیر منتقم رسول‌الله بود. در هنگامه‌های خطرناک و هول‌انگیز. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ▫️محمد بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب اَشْكُو اِلَى اللهِ مِنَ العُدْوٰانِ / فِعالَ قَومٍ فِي الرَّدىٰ عُمْيانِ قَدْ بَدَّلوا مَعالِمِ القُرٰانِ / وَ مُحْكَمَ التَّنْزيلِ وَ التِّبيٰانِ وَ اَظْهَروا الكُفْرَ مَعَ الطُّغْيٰانِ شکایت این قوم ستم‌پیشه را به خدا می‌بَرَم. که با کوردلی، مقیم وادی هلاکت گشته‌اند قومی که نشانه‌های روشنگر قرآن و مُحکَمات تَنزیل و تِبیان را تحریف کرده‌اند. و کفر و طغیان و عصیان خویش را آشکار ساخته‌اند. |برگرفته از| ● سیدمهدی شجاعی؛ مردان و رجزهایشان؛ چاپ چهارم، ۱۳۸۶؛ (انتشارات) کتاب «نیستان»: صفحه‌های ۲۰، ۲۶، ۳۹، ۵۱ و ۵۲. 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
33.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 شب بیعت قسمت دوم از مجموعۀ «أمت مبعوث»| کاری از تحریریهٔ «بافتار» مردمی که شب قدر را در خیابان احیا گرفتند، برایمان از معنای این حضور و بیعت با ولی می‌گویند. 🔹«اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ با حوادث و کار را مردم، تمام خواهند کرد.» (امام شهید آیت‌اللّه خامنه‌ای-۱۲ بهمن ۱۴۰۴) 🔹اولین شبِ قدر بود؛ یکی از شب‌های «جنگ رمضان». خیابان‌های شهر، مسجد شده بودند و مردم، شب را، زیر بمباران، در همین خیابان‌ها احیا گرفتند. هم برای امیرالمومنین روضه گرفتند و هم عهد تازه‌ای بنا کردند: «اللّه اکبر، خامنه‌ای رهبر». در تقدیر مردم ایران،در این شب، بیعت با سومین ولیّ، آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای نوشته شده بود. 🔹یکی از اهالی شهر ری که خودش را به میدان انقلاب رسانده بود، از بیعت برایمان گفت: «ما خدا را قبول داریم و خدائیت او را...» و منظورش این بود که ما نه‌فقط به خداوندِ سبحان ایمان داریم، که به حاکمیت او هم گردن می‌نهیم. این، کارِ خداست که حبّ منتخب خبرگان را در دل این مردم مومن قرار داده است. به میدان فردوسی رسیدیم و حاج‌خانوم مسّنی را دیدیم که با همۀ توانش شعار می‌داد. او از سر سجاده و دعا آمده بود وسط خیابان و از ادای دین به رهبر صحبت کرد. در خیابان‌ها پر بود از این آدم‌ها که در عین عهد جمعی، هریک حال خاص خودش را داشت. 🔹«أمت مبعوث» تکاپویی برای درک حال همین مردم و فهم این برهۀ تاریخ است. باکیفیت این ویدیو را در آپارات ببینید 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane
🔻ایستاده در وسط میدان جنگ مرور قطعهٔ‌ جدید محسن چاوشی با عنوان «حسبی‌ الله» که زبان حال استغاثه و اضطرار مردم متوکل ایران در این روزهاست ✍🏼محمدحسین لشکری 🔹لحن «حسبی‌ الله» بیش از آنکه رجزگونه و حماسی باشد، بغض‌آلود است. زبان حال دل‌شکستگانی است که جز خدا یاوری ندارند. این شاید اصلی‌ترین تفاوت «حسبی‌ اللهِ» دل‌شکسته با «علاجِ» حماسی است. فضای این اثر، درست مانند حال مؤمنی‌ست که اگرچه تمام توانش را علیه شر و ظلم به‌کار می‌برد؛ اما در نهایت می‌داند که باید تمام توکلش به خدا باشد و هرچه هست اوست و ما هیچ‌کاره‌ایم. چاوشی نیز با لحن و صدای زخمی‌اش، می‌خواهد این حال اضطرار را بیان ‌کند. او شکایت خود را به محضر امیرالمؤمنین (ع) می‌برد و نجات جهان را از او طلب می‌کند: «آه ای امام اولین/ بگو به منجی زمین/ تمام دل‌شکستگان/ منتظرند بعد از این...». چیزی که ما در این جنگ نیز متوجه شده‌ایم همین است. درست که ما سِیری را پیش آمده‌ایم. توانسته‌ایم پوشالی بودن گنبد اسرائیل را برملا کنیم، ابهت ساختگی آمریکا را ذلیل کنیم؛ اما هرچه پیش می‌رویم، بیش از پیش، نسبت به خداوند احساس نیاز می‌کنیم. ما در این جنگ، دل‌شکسته‌ شده‌ایم. ما در این دنیا، مظلومیم. 🔹در کنار زبان فرم این آهنگ، چاوشی، پس‌از ماه‌ها سکوتش، به‌ضمیمه، بیانیه‌ای صریح و هنری نیز منتشر کرد. اگرچه او بی‌حاشیه است و هنرمندی نیست که بخواهد به کارها و آثارش حاشیه بزند؛ اما در این هنگامهٔ‌ مهم و سرنوشت‌ساز،‌ لازم دانسته تا در یادداشتی بلند دربارهٔ جهت‌گیری سیاسی و ایران‌دوستی‌اش، خطاب به مخاطبانش صحبت کند. او شجاعانه، برچسب «وسط‌باز» بودن را به جان می‌خرد تا نشان دهد که ایستادن در میانهٔ معرکه، نه از سر ترس، که از سرِ دردی عمیق برای ایرانِ باایمان است. او گفته‌ است: «اکنون به‌عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای هم‌صدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسرائیل رقم بزنم که در فردای به‌اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هم‌وطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان، هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست! این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم: اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان. من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم؛ وسط مدرسهٔ میناب، وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد، وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… وسط خیابان‌های شهرم…». 🔹این بیانیه و قطعه، در بحبوحهٔ بمباران و دقیقاً در لحظاتی منتشر شد که پهپادهای دشمن، بالای سر مردم ایران، می‌خواستند ترس را بر سرشان آوار کنند؛ اما این حنجرهٔ ایمان، این چاووش‌خوان جنگ طهارت علیه کثافتِ محض، این فریادِ امت وسط، این نوای گره‌خورده با غیرتِ حیدر، با قطعه‌اش، دل‌ها را محکم‌تر کرد و حواس‌ها را جمعِ خدا کرد. این را می‌شود از واکنش‌ها در همین مدت زمان کم پس از انتشار فهمید. مخاطبان، این اثر را فراتر از یک قطعهٔ سادهٔ موسیقی دانستند؛ یکی آن را هم‌تراز با موشک‌های بالستیک خواند و دیگری آن را موج چهل‌و‌یکم از «وعدهٔ صادق ۴» خواند. یکی گفت: «آقای چاوشی! تو وسط نیستی، تو مسلمانی در برابر کفار! تو آزاده‌ای در برابر برده‌های نوینی که چکمه‌های خونین ترامپ و نتانیاهو رو می‌لیسند».‌ کاربر دیگری نوشت: «در دنیای سلبریتی‌های دوزاری مثل محسن یگانه، تو محسن چاوشی باش». یکی نوشته بود: «چاوشی، در زمانه‌ای که شر، جز فحش و وحشی‌گری،‌ چیز دیگری برای ارائه ندارد، با هنرش از زیباییِ حق دم زد». 🔹و همگی راست گفتند. چون چاوشی از اللّه دم زد. قطعه با صدای «اللّه اکبر،‌ اللّه اکبر»گفتن مؤذن شروع می‌شود. گویی اذان دارد از بلندگوی مسجدی پخش می‌شود که توام با صدایی دلهره‌آمیز است. انگار خبر از تهاجمی به سوی آن صدا می‌دهد. آهنگ، سی‌ثانیه‌‌ای بی‌کلام و با همین فضای مبهم همهمه‌آلود پیش می‌رود تا سخن چاوشی، خطاب به حضرت امیرالمؤمنین (ع) آغاز می‌شود: «تکیه به عرش داده‌ای/ به این زمانه خیره‌ای». بیت‌های اول این ترانه، تصویری شبیه به نقاشی‌های علوی‌ حسن روح‌الأمین را در ذهن متبادر می‌کند. گویی امیرالمؤمنین (ع) از ملکوت به تلاطم تاریخ و فساد جبههٔ کفر و البته مجاهدت سربازانش در این دنیا نگاه می‌کند و هوای یارانش را دارد. این بغض چاوشی و استغاثه به حضرت علی (ع)، با خشمِ سرشار او از دشمن و بردگان و نوچه‌های حقیرش، عجین می‌شود؛ او برائت خود را از قرآن‌سوزی‌های دی‌ماه تا جنایات نوین فراعنه در جزیرهٔ اپستین اعلام می‌کند. در نهایت نیز، همهٔ این دشمنی‌ها را با یک حرف، کنار می‌زند و کار را تمام می‌کند: «خدا بس‌است بنده را». 🔻رسانه بافتار 🆔 @baftar_resane