eitaa logo
baghdad0120
1.2هزار دنبال‌کننده
7.8هزار عکس
4.4هزار ویدیو
34 فایل
#بسم_الله_قاصم_الجبارین ـــ ـ ـ ـــ🍃 مجموعه سایبری فرهنگی #بغداد٠۱۲٠ تاسیس: جمعه، ۱۳ دی ۱۳۹۸ #قاسم_بن_الحسن را در همه پیام رسان ها دنبال کنید #چ۴۵
مشاهده در ایتا
دانلود
baghdad0120
✨🇮🇷 خاطراتی از شهید #حاج_قاسم_سلیمانی #قسمت_هفتم ✅ راوی سردار چهارباغی ـــــــــــــــــــــ✨ حسی
✨ خاطراتی از شهید ــــــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ ـــــ✨ ✅ راوی سردار چهارباغی شیخ مسکین در جنوب دمشق است. حاج قاسم هم آمد. من را که دید خوشحال شد. گفت حاج محمود چه خبر؟ چه می‌کنی؟ گفتم آمدم توپخانه اینجا را راه اندازی کنم. گفت : خوبه. کاری هم کردی؟ گفتم بررسی‌هایی کردم. گفت حالا الان که قرار است در شیخ مسکین عملیات کنیم، چه کردی؟ گفتم ارتش سوریه تعدادی توپ دارد، هماهنگ کردم که من به دیدگاه بروم و از آنها درخواست آتش کنم و آنها هم به من جواب دهند؛ ولی به شرط اینکه مهماتشان را من بدهم. گفت مهمات داری؟ گفتم نه. گفت حالا می‌خواهی چه کار کنی؟ گفتم بگویید بیاورند. آنجا نه ماشین داشتیم، نه موتور و نه نیرو.  مقداری مهمات جور کرد و به ما داد و ما هم در اختیار ارتش قرار دادیم و دانه شمار از آن گلوله می‌گرفتیم؛ یعنی ما به ارتش سوریه گلوله دادیم و گفتیم همین قدر که درخواست می‌کنیم برای ما بزنند. «ابوحسین» [سردار رحیم نوعی اقدم] می‌خواست در شیخ مسکین عملیات مشترکی با ارتش سوریه انجام دهد و شیخ مسکین را بگیرد. یادم هست اولین بار حاج قاسم برای شناسایی به همراه شهید «الله‌دادی» که آن زمان مسئول عملیات سوریه بود، به شیخ مسکین رفت. به آقای الله دادی گفتم حاج قاسم را برای شناسایی نبر، آنجا هنوز آلوده است و پاکسازی نشده. گفت من چه کار کنم؛ من او را نمی‌برم او من را می‌برد. گفتم خب بگو نمی‌شود؛ گفت گوش نمی‌دهد. من هم خواستم همراهشان بروم که حاج قاسم اجازه نداد. من، آقای اسدی و چند نفر دیگر در آنجا ماندیم و حاج قاسم خودش با شهید الله دادی و یکی دو نفر دیگر برای شناسایی رفتند و برگشتند. این اولین عملیات ما در شیخ مسکین بود که البته خیلی هم موفق نبود و کار خاصی نکردیم. البته چیزی هم به آن صورت نداشتیم؛ نه توپخانه‌ای که آتش خوب بریزد و نه حتی  نیروی خوبی که بتواند عملیات کند. واقعیتش این بود که همه چیز را از دست رفته دیدم. اوضاع سوریه خیلی خراب بود. هنوز اتفاق خاصی از طرف ما نیفتاده بود. البته یک سری کارهایی کرده بودند ولی حضور ما در حد مستشاری بود. اینطور نبود که مثلا نیروی زیادی آورده باشند و نیروهای ما وارد عمل شوند. هرچند همین تعداد نیروی کم هم روحیه ارتش سوریه را بالا برده بود. هنوز روس‌ها هم نیامده بودند. در دمشق هم تعدادی در اطراف حرم حضرت زینب سلام الله علیها بودند و در آنجا و فرودگاه امنیت را برقرار کرده بودند اما کار خاصی انجام نشده بود. 💠ادامه دارد ... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعای شهادت @baghdad0120
*روزنامه تایم در مقاله ای به آدرس زیر مطالبی را از اقتدار مدیریتی ایران در چندین دوره ریاست جمهوری آمریکا نوشت که به حق خواندنی است* https://time.com/magazine/south-pacific/5691730/october-14th-2019-vol-194-no-15-international/ *بخشهایی از مقاله تایم:* 🔹 ۸۰ ساله، جانباز ناشی از انفجار بمب، به یقینی استوار، دارای عنوان رهبر ایران است. او بی سر و صدا به عنوان قدرتمندترین فرد در خاورمیانه ظاهر شده است. 🔹نیروهای نظامی وفادار به او، با وجود سرمایه گذاری یک تریلیون دلاری آمریکا و از دست دادن هزاران نفر نظامی آمریکایی، در عراق و سوریه و لبنان و یمن حضور دارند. 🔹خامنه‌ای از زمان به قدرت رسیدن در ۳۰ سال پیش، همه رئیس‌جمهورهای ایالات متحده را که با او روبرو بوده اند گیج کرده است؛ اما خصومت خاصی نسبت به ترامپ دارد. او در ماه ژوئن به نخست وزیر ژاپن که با پیامی از کاخ سفید آمده بود، گفت: «من ترامپ را فردی لایق مبادله هیچ پیامی نمی دانم.» 🔹شاید هیچ خارجی دیگری به اندازه خامنه ای برای کنار گذاشتن ترامپ از قدرت تلاش نمی کند؛ و شاید هیچ دو رهبر خارجی دیگری بیشتراز این دو با هم تفاوت نداشته باشند. 🔹ترامپ، که سه بار ازدواج کرده و فردی غیرمذهبی می باشد، زندگی تبلیغاتی و پر زرق و برقی داشته است. اما خامنه ای عمیقاً مؤمن بوده و بیش از 55 سال است که با یک زن کرده و آشکارا از زرق و برق و مادی گرایی بیزار است. @baghdad0120
baghdad0120
*روزنامه تایم در مقاله ای به آدرس زیر مطالبی را از اقتدار مدیریتی ایران در چندین دوره ریاست جمهوری آ
🔹خامنه‌ای در سخنرانی اخیر خود ۷۰ بار! این جمله را تکرار کرد: «مقاومت برخلاف تسلیم منجر به عقب‌نشینی دشمن می‌شود». 🔹ایران دشمنی به نام ترامپ دارد که نمی‌خواهد با بجنگد. 🔹پس از اینکه موشک ایرانی آن عظیم آمریکایی را در ماه سرنگون کرد، ترامپ در آخرین لحظه دستور خود برای انتقام نظامی را پس گرفت. 🔹خامنه ای کتاب خوان است. او بارها گفته است که «» اثر بهترین رمانی است که تا به حال نوشته شده است، 🔹و اینستاگرامش نشان می‌دهد که او در حالی که ترجمه فارسی آتش و خشم، روایت نامطلوب مایکل وولف از اولین سال ریاست جمهوری ترامپ، را می خواند لبخند می‌زند. 🔹خامنه ای یک زندگی توام با پرهیزگاری و خدمت را به نمایش می گذارد. 🔹او از سال 1989 کشور را ترک نکرده است و به غیر از گروه قابل اعتمادی از مشاوران، تا حد زیادی غیرقابل دسترس است. اقامتگاه رسمی او در مرکز طبقه کارگر تهران از دید عموم پنهان است و لباس او معمولاً شامل عبای بی رنگ و دمپایی ارزان است. 🔹بازدیدکنندگان محل سکونت خامنه ای با بازگویی علنی ساده و شام ساده اش که اغلب نان و پنیر و تخم مرغ است، از او تعریف می کنند. 🔹از میان دو دختر و چهار پسر او (که همگی روحانی هستند) تنها یکی به نام مجتبی دارای شهرت عمومی است. و برخلاف همسران رؤسای جهان عرب که خودنمایی های بی‌هدفشان خشم مردم را برانگیخته است، خانم خامنه‌ای هرگز در عکس‌ها دیده نشده است. خامنه‌ای دومین فرزند از هشت فرزند یک پدر روحانی شیعه در مشهد مقدس می باشد. 🔹او دارای تربیت اما عابدانه و است و می گوید که اغلب برای شام «نان و کشمش» می خورد. 🔹او در سن ۵ سالگی وارد آموزش دینی شد و به یاد می‌آورد که در نوجوانی با الهام از یک روحانی تندرو شیعه در ترور چندین روشنفکر سکولار و مقامات دولتی برجسته ایرانی در دهه ۱۹۵۰ وارد «عرصه جهاد» شد. 🔹زمانی که خامنه ای در اوایل دهه ۲۰ زندگی خود در قم –واتیکان شیعی– تحصیل می کرد، تحت تعلیم خمینی قرار گرفت که مرشد مادام العمر او شد. 🔹ایران با وجود فاصله مکانی و دارا بودن بودجه نظامی کمتر از ۳ درصد بودجه نظامی ایالات متحده!، در سیاست داخلی آمریکا ظهور بزرگی داشته است. 🔹بحران گروگانگیری در ایران به ریاست جمهوری جیمی کارتر پایان داد. ایران، ریاست جمهوری رونالد ریگان را مخدوش کرد. اقدامات ایران در عراق پس از صدام، ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش را خسته کرد؛ و برنامه هسته ای ایران و مذاکرات مربوطه، دوره ریاست جمهوری اوباما را تحت تأثیر قرار داد. 🔹خامنه‌ای احتمالاً تنها رهبری در امروز است که می‌تواند الهام بخش مردمی باشد، که بسیاری از آنها حتی شهروند ایرانی هم نیستند، تا جایی که حاضرند جان خود را برای او بدهند. @baghdad0120
baghdad0120
با کمک شما خیرین بزرگوار و همراه در روستای بهادران استان یزد برای سه مدرسه ودو مهدکودک هدایای #سه_ش
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 گزارش عملیات میدانی سه شنبه های مهدوی. 💌 اهدای مبلغ ۴٠٠هزار تومان به بانوی نیازمند به نیت سلامتی و فرج امام زمان عج توسط خیریه قاسم بن الحسن شما دوستان هم می توانید سهمی در این کار خیر داشته باشید 🌱 با عضویت در صندوق و پرداخت ماهیانه ۲٠هزار تومان ✨✨✨ شماره کارت: ۶۰۳۷۶۹۱۵۷۱۱۳۲۰۰۰ اعظم السادات حسینی حسین اباد روابط عمومی مجموعه بغداد ٠۱۲٠ eitaa.com/baghdad0120 صندوق خیریه قاسم بن الحسن eitaa.com/baghdad0120
فراموش کردنت هنری است که اصلا ندارم @baghdad0120
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
«بسم‌الله ، رمز عشق به خدا و توکل به اوست. به کسی که رحمن و رحیم است عشق می‌ورزم و کارم را با توکل به او آغاز می‌کنم که بردن نام او سبب رحمت است. بسم‌الله ، بیانگر انگیزه ی من است ، یعنی خدایا هدفم تو هستی نه مردم ، نه طاغوت ، نه جلوه‌‌ها ، نه هوس و ... معبودا ، به بزرگی چیزهایی که داده‌ای آگاه و راضی کن تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را به هم نزند». @baghdad0120
🔰 | سنّت های الهی، در محاسبات دشمنان نمی‌گنجد 🔻 رهبر انقلاب: دشمن در یک مقطعی، به یک کمبودی در نظام جمهوری اسلامی بسته و بعد ناامید شده... نتوانستند بفهمند که در عالمِ بشر غیر از محاسبات و مناسبات سیاسی، یک محاسبات و مناسبات دیگری هم وجود دارد که آنها قادر به فهم آن نیستند؛ آنها سنّت‌های الهی است. @baghdad0120
baghdad0120
✨ خاطراتی از شهید #حاج_قاسم_سلیمانی #قسمت_هشتم ــــــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ ـــــ✨ ✅ راوی سردار
✨ خاطراتی از شهید ـــــــــــــ ـ ـ ـ ـــــ✨ ✅ راوی سردار چهارباغی مدل فرماندهی ابو احمد (سردار اسدی) این نبود. او من را به سوریه آورده بود تا توپخانه راه بیندازم. به من هم گفت اگر چیزی لازم داشتی بگو. یک روز حاج قاسم در دمشق جلسه‌ای برگزار کرد و گفت ما باید در جنوب دمشق یک عملیات موفق با سبک و سیاق 8 سال دفاع مقدس انجام دهیم. سپس به ایران رفت و از حضرت آقا اجازه‌های لازم را گرفت. حاج قاسم همه کارها را با حضرت آقا هماهنگ می‌کرد. وقتی برگشت خیلی خوشحال بود. تعدادی از نیروهای پاسدار را هم با خودش آورد و به ما گفت شما هم نیرو بیاورید. ما هم تعدادی نیرو آوردیم. اولین بار 3 نفر از دوستان و چند نفر دیگر از توپخانه و لشکر 17 علی بن ابیطالب علیه السلام و لشکر امام حسین علیه السلام به کمک من آمدند. در اولین قدم، یک آموزشگاه راه اندازی کردیم و نیروها را آموزش دادیم. روزها به پادگان ارتش می‌رفتیم، آموزش می‌دادیم و سپس برمی‌گشتیم و شب‌ها نیروها عربی یاد می‌گرفتند و همزمان کار با توپ‌های ارتش سوریه را هم آموزش می‌دیدند. ارتش سوریه تعدادی توپ به ما داده بود و ما با همان‌ها 2 گردان توپخانه برای عملیات راه انداختیم. حاج قاسم به من گفت تعدادی از بسیجی‌های دمشق را بگیر و آموزش بده. آنها را آوردیم و آموزش دادیم. تعدادی هم از بچه‌های فاطمیون (نیروهای افغانستانی) را به ما دادند. خلاصه این 2 گردان را سر و سامان دادیم و خود حاج قاسم هم مدام نظارت می‌کرد. یک روز پرسید توپخانه‌ات آماده است؟ گفتم بله. زمستان سال 1393 بود. یک عملیات طراحی کرد که طی آن باید ما زیر دید اسرائیلی‌ها در ارتفاعات جولان، به جنوب دمشق می‌رفتیم و آنجا عملیات می‌کردیم و تعدادی هدف را که معلوم شده بود، می‌گرفتیم. عملیات شروع شد. من هم شناسایی و انتخاب و اشغال موضع را انجام دادم. نیروها پای توپ‌ها رفتند و برایمان از ایران هم مهمات آوردند. ارتش سوریه فقط توپ داد و مهمات نمی‌داد و می‌گفت توپ از من، بقیه از شما. مهمات نداشتند. آنچه هم که داشتند خودشان استفاده می‌کردند. خیلی سخت بود که از ایران با هواپیما مهمات بیاوریم و در فرودگاه دمشق پیاده کنیم و از آنجا مهمات را پای توپ‌ها و کاتیوشاها ببریم. به هرشکلی بود، ما اینها را آماده کردیم و آموزش‌های لازم را هم دادیم. نیروها آماده بودند. در این عملیات قرار بود مناطق «دیر العدس»، «الحباریه» و «تل قرین» که گستره وسیعی در پایین بلندی‌های جولان و در جنوب دمشق بود را می‌گرفتیم. عملیات شروع شد. حاج قاسم گفت یک آتش تهیه خوب بریز و من هم ریختم. ارتش سوریه هم خیلی شلوغ می‌کرد و آتش می‌ریختند. شب حاج قاسم به همراه آقای اسدی به دیدگاه آمد و به من گفت چه خبره؟ آتش دست کیه؟ گفتم دست منه. گفت پس چرا اینها اینقدر شلوغ می‌کنند؟ گفتم نگران نباشید آتش دست من است. گفت اگر آتش دست تو هست، الان آتش را قطع کن. من هم پشت بیسیم به همه آتشبارها اعلام کردم. بلافاصله قطع شد. بعد یک منطقه‌ای را نشان داد و گفت حالا بگو آنجا را بزنند. همین اتفاق افتاد. بعدش گفت خیالم راحت شد. آن شب آتش خوبی ریختیم ولی نیروهای پیاده به داخل دیرالعدس نرفتند. مقر فرماندهی ما در جایی به نام «تل غرابه» بود. صبح دیدم حاج قاسم خیلی عصبانی است چون نیروها جلو نرفته بودند. با ابو احمد آمد تا سوار ماشین شوند و بروند. من بالای پله ها ایستاده بودم. داشتند باهم صحبت‌ می‌کردند که یک نفر آمد و گفت: ابو احمد بیسیم با شما کار دارد. آقای اسدی پای بیسیم رفت و بلافاصله خوشحال برگشت و به حاج قاسم گفت: «خبر دادند دیرالعدس آزاد شد.» 💠ادامه دارد ... اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعای شهادت @baghdad0120