baghdad0120
✨ #روز_شمار_دفاع_از_حرم #شهید_غلامرضا_لنگری_زاده #شهید_مدافع_حرم_غلامرضا_لنگری_زاده شهید «غلامرضا
✨🇮🇷
#روز_شمار_دفاع_از_حرم
🕊
“اشهد ان ” شما زندهتر از ما هستید! مرگ در مسلک ققنوس ندارد جایی🕊
#شهید_مدافع_حرم_غلامرضا_لنگری_زاده
#شهید_محمد_مهدی_قربانی (لشکر فاطمیون)
#شهید_حسین_علیزاده (لشکر فاطمیون)
#شهید_اسدالله_احسانی (لشکر فاطمیون)
#شهید_جانعلی_قربانی(لشکر فاطمیون)
#شهید_محمد_مهدی_ابراهیمی(لشکر فاطمیون)
#شهید_سالم_رضایی ( لشکر فاطمیون)
#صلوات 🌷
#جانفدا #جان_فدا
#شهدای_مدافع_حرم
#لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨🏴
ما سامرا نرفته گدای تو میشویم
ای مهربان امام فدای تو میشویم
هادی خلق، کوری چشمان گمرهان
پروانگان شمع عزای تو میشویم
▪️شهادت دهمین امام شیعیان، امام علیالنقی الهادی علیه السلام تسلیت باد▪️
#امام_هادی
#شهادت_امام_هادی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
baghdad0120
#دمشق_شهر_عشق #قسمت_بیستم 🔹 اشکم تمام نمیشد و با نفسهایی که از گریه بند آمده بود، ناله زدم
#دمشق_شهر_عشق
#قسمت_بیست_و_یکم
🔹 کنار حوض میان حیاط صورتم را شست، در آغوشش مرا تا اتاق کشاند و پرده را کشید تا راحت باشم و ظاهراً دختری در خانه نداشت که با #مهربانی عذر تقصیر خواست :«لباس زنونه خونه ما فقط لباسای خودمه، ببخشید اگه مثل خودت خوشگل نیس!»
از کمد کنار اتاق روسری روشن و پیراهن سبز بلندی برایم آورد و به رویم خندید :«تا تو اینا رو بپوشی، شام رو میکشم!» و رفت و نمیدانست از #درد پهلو هر حرکت چه دردی برایم دارد که با ناله زیر لب لباسم را عوض کردم و قدم به اتاق نشیمن گذاشتم.
🔹 مصطفی پایین اتاق نشسته بود، از خستگی سرش را به دیوار تکیه داده و تا چشمش به من افتاد کمی خودش را جمع کرد و خواست حرفی بزند که مادرش صدایمان کرد :«بفرمایید!»
شش ماه بود سعد غذای آماده از بیرون میخرید و عطر دستپخت او مثل رایحه دستان #مادرم بود که دخترانه پای سفره نشستم و باز از گلوی خشکم یک لقمه پایین نمیرفت.
🔹 مصطفی میدید دستانم هنوز برای گرفتن قاشق میلرزد و ندیده حس میکرد چه بلایی سرم آمده که کلافه با غذا بازی میکرد.
احساس میکردم حرفی در دلش مانده که تا سفره جمع شد و مادرش به آشپزخانه رفت، از همان سمت اتاق آهسته صدایم کرد :«خواهرم!»
🔹 نگاهم تا چشمانش رفت و او نمیخواست دیدن این چهره شکسته دوباره زخم #غیرتش را بشکافد که سر به زیر زمزمه کرد :«من نمیخوام شما رو #زندانی کنم، شما تو این خونه آزادید!» و از نبض نفسهایش پیدا بود ترسی به تنش افتاده که صدایش بیشتر گرفت :«شاید اونا هنوز دنبالتون باشن، خواهش میکنم هر کاری داشتید یا هر جا خواستید برید، به من بگید!»
از پژواک پریشانیاش ترسیدم، فهمیدم این کابووس هنوز تمام نشده و تمام تنم از درد و خستگی خمیازه میکشید که با #وحشت در بستر خواب خزیدم و از طنین #تکبیرش بیدار شدم.
🔹 هنگامه #سحر رسیده و من دیگر زینب بودم که به عزم #نماز_صبح از جا بلند شدم. سالها بود به سجده نرفته بودم، از خدا خجالت میکشیدم و میترسیدم نمازم را نپذیرد که از شرم و وحشت سرنوشتم گلویم از گریه پُر شده و چشمانم بیدریغ میبارید.
نمازم که تمام شد از پنجره اتاق دیدم مصطفی در تاریک و روشن هوا با متانت طول حیاط را طی کرد و از در بیرون رفت. در #آرامش این خانه دلم میخواست دوباره بخوابم اما درد پهلو امانم را بریده و دیگر خوابم نمیبرد که میان بستر از درد دست و پا میزدم.
🔹 آفتاب بالا آمده و توان تکان خوردن نداشتم، از درد روی پهلویم کز کرده و بیاختیار گریه میکردم که دوباره در حیاط به هم خورد و پس از چند لحظه صدای مصطفی دلم را سمت خودش کشید :«مامان صداش کنید، باید باهاش حرف بزنم!»
دستم به پهلو مانده و قلبم دوباره به تپش افتاده بود، چند ضربه به در اتاق خورد و صدای مادر مصطفی را شنیدم :«بیداری دخترم؟» شالم را با یک دست مرتب کردم و تا خواستم بلند شوم، در اتاق باز شد.
🔹 خطوط صورتم همه از درد در هم رفته و از نگاهم ناله میبارید که زن بیچاره مات چشمان خیسم ماند و مصطفی #صبرش تمام شده بود که جلو نیامد و دستپاچه صدا رساند :«میتونم بیام تو؟»
پتو را روی پاهایم کشیدم و با صدای ضعیفم پاسخ دادم :«بفرمایید!» و او بلافاصله داخل اتاق شد. دل زن پیش من مانده و از اضطرار نگاه مصطفی میفهمید خبری شده که چند لحظه مکث کرد و سپس بیهیچ حرفی از اتاق بیرون رفت.
🔹 مصطفی مقابل در روی زمین نشست، انگشتانش را به هم فشار میداد و دل من در قفس سینه بال بال میزد که مستقیم نگاهم کرد و بیمقدمه پرسید :«شما شوهرتون رو دوست دارید؟»
طوری نفس نفس میزد که قفسه سینهاش میلرزید و سوالش دلم را خالی کرده بود که به لکنت افتادم :«ازش خبری دارید؟»
🔹 از خشکی چشمان و تلخی کلامش حس میکردم به گریههایم #شک کرده و او حواسش به حالم نبود که دوباره پاپیچم شد :«دوسش دارید؟»
دیگر درد پهلو فراموشم شده و طوری با تندی سوال میکرد که خودم برای #آواره شدن پیشدستی کردم :«من امروز از اینجا میرم!»
🔹 چشمانش درهم شکست و من دیگر نمیخواستم #اسیر سعد شوم که با بغضی #مظلومانه قسمش دادم :«تورو خدا دیگه منو برنگردونید پیش سعد! من همین الان از اینجا میرم!»
یک دستم را کف زمین قرار دادم تا بتوانم برخیزم و فریاد مصطفی دلم را به زمین کوبید :«کجا میخواید برید؟» شیشه محبتی که از او در دلم ساخته بودم شکست و او از حرفم تمام وجودش در هم شکسته بود که دلم را به محکمه کشید :«من کی از رفتن حرف زدم؟»...
#ادامه_دارد
✍️نویسنده: #فاطمه_ولی_نژاد
✨🦋
@baghdad0120
✨️🇮🇷
📸 قرآن در دستان اسقف ارامنه
🔹امروز #اسقف #ارامنه #تهران، با #قرآن وارد نشست خبری شد و #اهانت به این کتاب الهی را محکوم کرد.
🔸سیبوه سرکیسیان گفته: هرکس در هر مقامی به قرآن اهانت کند عاقل نیست.
#اهانت_به_مقدسات_ممنوع #قرآن_کتاب_وحی #لبیک_یا_خامنه_ای #ماه_رجب #روشنگری #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨🏴
ردپایش همه جا قبله نما می سازد
امام هادی (ع)
خطی از جامعه است جامعه را می سازد
امام هادی (ع)
#امام_هادی
#شهادت_امام_هادی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨️🇮🇷
سردار فدوی: دشمنان با التماس هم نتوانستند مردم را به خیابان بکشانند
🔹در چهل و چهارمین سال #انقلاب با #جنگ جدیدی مواجه شدیم. #دشمنان بسیار تلاش کردند مردم را به خیابان بکشانند اما نتوانستند و حتی این روزهای آخر به #التماس کردن افتاده بودند اما باز هم نتوانستند.
🔹#آمریکا در سال جاری میلادی ۸۵۵ میلیارد دلار #بودجه نظامیاش است که در ۷۵۵ #پایگاه خارجی نیرو دارد و مخارج آنها را میپردازد. چرا نتایج برعکس است؟ آمریکاییها خودشان قبول دارند که نتایج حاصل شده آنها را به #ذلت رسانده است .
#سپاه #سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی #ایران_قوی #لبیک_یا_خامنه_ای #ماه_رجب #روشنگری #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨️🇮🇷
🔺باشه؛ فقط دفعه بعد خواستید با #پتو عکس بگیرید حواستون باشه #کاپشن و لباسایی که درآوردید توی عکس نیفته
ـــــــــــــــــــــــ
#پی نوشت
🔴به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی #آموزش_و_پرورش استان مرکزی؛ در پی انتشار تصویری در #فضای_مجازی مبنی بر حضور دانش آموزان یکی از مدارس شهر #اراک با پتو در کلاس درس، به استحضار هم استانی های محترم، اولیا و دانش آموزان عزیز و همکاران ارجمند می رساند، با بررسی های انجام شده، این تصویر ساختگی و حاصل شیطنت کودکانه دانش آموزان پایه دوازدهم رشته تجربی یکی از دبیرستان های دخترانه شهر اراک در ساعت زنگ تفریح و بدون حضور معلم در کلاس می باشد.
#فتنه #رسانه_های_معاند #لبیک_یا_خامنه_ای #ماه_رجب #روشنگری #قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
✨️🇮🇷
چادر نه حریری از بهشت است، آری
آئینه نور و سورهٔ بیداری
فصلی ز فروغ آفتاب زهراست
این چادر روشنی که بر سر داری
#حجاب #زینبیه
#لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120
11.92M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
آنقدر که خالی شده بعد از تو جهانم...💔
#سردار_دلها #لبیک_یا_خامنه_ای
#سردار_سلیمانی
#قاسم_ابن_الحسن
@baghdad0120
✨️🇮🇷
ما را کسی نخواست..
فدای سرت نخواست!
تا با تو ایم،
منت همدم نمیکشیم...
#سردار_دلها
#جانفدا #لبیک_یا_خامنه_ای
#قاسم_بن_الحسن
@baghdad0120