🔸رفاقتیازجنسنور
#قسمتِدوازدهم
_دلنوشته حاج حسین کاجی در فراق شهید عباس عاصمی مسول تفحص شهدا واطلاعات لشکر۱۷علی ابن ابیطالب(ع)
" پس از مأموریت طلاییه، منطقه شلمچه را که یادت هست؟ چند روزی داخل میدان مین و نیزارها با احتیاط دنبال شهدا گشتیم. روز جانباز، «سعید وفایی» در کنارت روی مین رفت و پایش قطع شد. برای ادامه کار، پس از جلسه کارشناسی دوباره و بررسی دقیق، تعدادی از شهدایمان را تفحص کردیم.
پس از آن، مأموریت غربِ کانال ماهی خیلی آزارت داد. بهخاطر حجم سنگین آتشِ دشمن در روزگار جنگ، بیشتر شهدایی که پیدا کردیم، گمنام بودند؛ از بچههای لشکر «41 ثارالله، 25 کربلا» و تیپ «الغدیر» یزد. و در آن فضا معراج شهدایی نورانی راه انداختی و گفتی، بچهها! کار سخت است، باید توسلمان بیشتر شود. این بود که صبحها در مسیر، زیارت عاشورا میخواندیم و نماز جماعت ظهر را زیر آفتاب داغ شلمچه اقامه میکردیم. کار به جایی رسید که تعدادی از عراقیها بهخاطر رفتار مؤدبانه تو، در نماز جماعت حاضر شدند و ازآنبهبعد به جنازة شهدا احترام بیشتری گذاشتند؛ طوریکه خودشان روی جنازهها مینوشتند، شهید. همه اینها از مدیریت و برخورد خوب و دوستداشتنی تو بود. "
ادامهدارد..
#داستانک
#سردار_شهید_عباس_عاصمی
ــــــــــ
💠کانال با حاج حسین کاجی👇
@bahajhosseinkaji