eitaa logo
خانۀ نویسندگان بهانش✒️
672 دنبال‌کننده
296 عکس
161 ویدیو
26 فایل
🎒اینجا یک «کوله‌پشتی» برای سفر نویسندگی‌ست!🏕️ 🤝شبکه‌سازی خلاق میان نویسندگان متعهد 📰توزیع آثار برتر در سکوهای نشر 🖊️آموزش نویسندگی و تجربه‌های ادبی 📚معرفی کتاب‌ها و مجلات الهام‌بخش @admin_bahanesh 🧑‍💻 📮ارتباط با دبیر @m_shekaste
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 از شوک تا گنگ: از افراط تا تفریط در سیاست‌گذاری فرهنگی_رسانه‌ای 🔹 قسمت اول برنامه گنگ با اجرای علی ضیا در مورد رپ و با حضور خوانندگان رپ منتشر شد. سیر مواجهه رسانه با پدیده‌ای مانند رپ فارسی، حکایتی گویا از نوسان دائمی سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران است. در یک سوی این طیف، برنامه «شوک» در ابتدای دهه نود بود که با رویکردی امنیتی-اخلاقی، رپ را شیطانی معرفی و حتی چهره خوانندگان رپ را شطرنجی می‌کرد. یک دهه بعد، در سوی دیگر طیف، برنامه «گنگ» را می‌بینیم که با اجرایی پرزرق‌وبرق و آمریکایی، همان صداها را در میان تماشاچیان مختلط به استودیو می‌آورد و صراحتا هدف برنامه را عادی سازی رپ و تقابل با نگرانی های حاکمیت بیان می کند. این گذار سریع، نه نشانه بلوغ سیاست‌گذاری، که نموداری از حرکت پاندولی میان دو نقطه افراط و تفریط است. 🔸 در آن زمان در برنامه «شوک»، با یک رویکرد افراطی و طرد کامل و مبتنی بر استدلالات اخلاقی‌_سیاسی، رپ به عنوان یک «تهدید فرهنگی» غربی و منحط شناسایی می‌شد. این رویکردِ حذفِ کامل احتمالا مبتنی بر این پیش‌فرض بوده که مهار کامل جریان‌های فرهنگی و خرده‌فرهنگ‌ها از بالا امکان دارد و ذائقه عمومی را می‌شود از طریق رسانه متمرکز کرد.اما نتیجه، حاشیه‌نشینی کامل این جریان (رپ) و رشد آن در فضای غیرقابل کنترل مجازی بود. 🔹 یک دهه بعد در برنامه گنگ، شاهد رویکردی معکوس در «مواجهه» هستیم. گنگ در تلاش است به حاکمیت بگوید: «سال‌ها اشتباه می‌کردید». همچنین می‌خواهد تصویری کاملا سفید از رپ ارائه دهد و تقریبا ذیل یک نگاه پست‌مدرنیستی، هیچ معیار و چارچوب «قابل قبول بودن»ی ارائه نمی‌دهد. 🔸 ریشه‌های این نوسان سیاستی را باید در فقدان فلسفه فرهنگی منسجم پشتیبان در سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران جستجو کرد. این سیاست‌گذاری‌ها به ویژه در رسانه، اغلب واکنشی و موقعیتی است، نه برآمده از اندیشه‌ای منسجم درباره نسبت سنت و مدرنیته، اختلاف نسلی، اکثر فرهنگی، هنر متعهد و هنر آزاد، یا نظم و پویایی فرهنگی و غیره. 🔹 غلبه نگاه امنیتی-سیاسی بر نگاه فرهنگی ریشه دیگر این نوسان است: در دوره‌ای هر پدیده جدیدی «تهدید» دیده می‌شود و در دوره‌ای دیگر، اگر قابل مهار باشد، «فرصت» تلقی می‌گردد! 🔸 ریشه بعدی این نوسانِ سیاستگذاری فرهنگی_رسانه‌ای را باید در مواجهه سیاستگذار و برنامه‌ساز با شکاف عمیق میان‌نسلی و ناتوانی در گفت‌وگوی بینافرهنگی پیدا کرد. سیاست‌گذار فرهنگی غالباً یا این شکاف را انکار می‌کند (دوره افراط) یا سعی می‌کند صوری و نمایشی، آن را پر کند (دوره تفریط)، بدون اینکه گفت‌وگوی واقعی و پذیرش متقابل صورت گیرد. 🔹 اما مهم‌تر از همه‌ی این تحلیل‌ها، پیامدهای این حرکتِ پاندولی ست. هنرمندان و جامعه فرهنگی به ثبات و صداقت سیاست‌های فرهنگی بی‌اعتماد می‌شوند. آنها می‌دانند امروز مجاز اما فردا ممکن است ممنوع شوند یا برعکس. این نوسان‌ها، به جای ایجاد پیوند، شکاف میان نسل‌ها و میان جریان‌های فرهنگی رسمی و غیررسمی را عمیق‌تر می‌کند. و در نهایت مردم را در بلاتکلیفی و نخبگان را در یأس فرو می‌برد. 🔸 راه برون‌رفت، میانه‌روی خردمندانه در سیاست فرهنگی است. جامعه ایران امروز، جامعه‌ای تک‌صدایی نیست. سیاست فرهنگی باید نقطه آغازش پذیرش این تکثر باشد. میان آنچه از نظر قانونی ممنوع است (مثل اشاعه خشونت یا توهین به مقدسات) و آنچه صرفاً متفاوت با سلیقه رسمی است، باید تمایز روشنی قائل شد. به جای رابطه دوقطبی حاکمیت-هنر یا هر دو قطبی دیگر، نیاز به نهادهای مستقل صنفی و مدنی هست که بتوانند فضای گفت‌وگو و تنظیم‌گری مشارکتی ایجاد کنند. خطوط قرمز باید شفاف، محدود و با ثبات باشند. 🔹 «گذر از شوک تا گنگ» یک مصداق است. همین نوسان را در مصادیق دیگر مانند «سیاستگذاری حجاب دراوایل دهه شصت و اکنون» می‌توان مشاهده کرد. ناتوانی در یافتن نقطه تعادل در جامعه پیچیده ایران در سیاستگذاری فرهنگی_رسانه‌ای قطعا مسأله را پیچیده‌تر می‌کند. ✍🏻 احمد اولیایی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💯 مجاهد شکست ناپذیر... 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۱۵ نکته طلایی از کتاب «برای نویسنده شدن» قسمت اول 1️⃣ بنا به تجربۀ شخصی‌ام، زمینه‌ای وجود ندارد تا کسی که مشتاق آموختن کار خوب باشد، نتواند در مدت زمانی کوتاه، گام‌هایی بلند بردارد. 2️⃣ تشخیص اینکه صاحب منش و کاراکتری دارای دو وجه هستید، خطری ندارد و مایۀ آبروریزی نیست. آثار نوابغ آکنده از این اعتراف است که حس می‌کردند دارای طبیعت و سرشتی دوگانه یا چندگانه‌ اند. 3️⃣ ناخودآگاه هر نویسنده به دلیل تاریخچۀ شخصی‌اش دارای داستانی ویژه است. 4️⃣ اگر پس از دیدار دوستی ملال‌آور احساس کنید جهان تیره‌وتار است، یا پس از دیدار آشنایی هوشمند زبانتان بند بیاید، احساسات گرمی که نسبت به آن‌ها دارید، در مدتی که سرگرم آموختن نوشتن هستید، توجیهی برای دیدارشان ندارد. باید آشنایان دیگری پیدا کنید که به هر دلیل شما را از انرژی، آرمان و اعتمادبه‌نفس برای نوشتن سرشار سازند. 5️⃣ برای تغییر عادت، کاربرد تخیل سریع‌تر از قدرت اراده نتیجه می‌دهد. ⬅️ ادامه دارد... ✍🏻 ترجمه: ✿📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
⚖️ «حکمرانی شایسته» و «حکمرانی طبقاتی»! 🔸 یکی از لیبرال‌های وطنی جدیداً در مصاحبه‌ای گفته است: نباید اجازه داد که افراد طبقه پایین، وزیر و وکیل و مدیر بشوند! وزیران و نمایندگان مجلس حداقل باید از طبقه متوسط به بالا باشند. اگر کسی در دوران کودکی اتاق مستقل نداشته است، نمی‌تواند عزت و شوکت ایران را تأمین کند! در این باره چند نکته را بیان می‌کنم: 1️⃣ بیش از یک سده است که در میان برخی از نویسندگان غرب، بحث از نقش محیط زندگی و شرایط اقلیمی و طبقه اجتماعی در افکار و اندیشه‌ها و رویکردهای صاحب‌نظران برجسته شده است و عده‌ای کوشیده‌اند در تأیید یا رد نظریات علمی به درستی یا نادرستی منشأ اجتماعی یا بهنجار یا نابهنجار بودن محیط زندگی افراد تمسک کنند. در این رابطه باید گفت هر چند محیط رشد و طبقه اجتماعی، می‌تواند در شخصیت افراد نقش‌آفرین باشد، اما اولاً، نمونه‌های نقض فراوان دارد و ثانیاً، هیچ استدلال قطعی و مطمئنی به سود آن اقامه نشده است و به نظر می‌رسد که نتوان اقامه کرد. 2️⃣ درست در نقطه مقابل دیدگاهی که متأثر از نظام سرمایه‌داری و به پیروی از نظم سیاسی لیبرال دموکراسی، معتقد است افراد طبقه پایین نمی‌توانند در خدمت منافع اجتماعی باشند و به همین دلیل نباید اجازه داد به حکومت برسند یا مسئولیتی داشته باشند، برخی دیگر، به پیروی از نظام سوسیالیستی و نظم سیاسی کمونیستی‌، معتقد بوده و هستند که حاکمان و مدیران باید از «طبقه پرولتاریا» یا طبقه کارگر و قشر گرسنه و محروم جامعه باشند! و به هیچ وجه نباید به سرمایه‌داران و طبقات بالای اجتماعی اجازه داد که به حکومت برسند یا مسئولیتی داشته باشند! 3️⃣ «طبقاتی‌اندیشی» نقطه مشترک دو مکتب سیاسی به ظاهر متضاد، یعنی نظم سیاسی لیبرالی و نظم سیاسی سوسیالیستی، است. هر چند عملاً، در نظام‌های سوسیالیستی و تک‌حزبی، سران حزب و دبیرکل و اطرافیان او هستند که تصمیم نهایی را به نام توده‌ها و به نام طبقه کارگر می‌گیرند! و در نظام‌های دموکراتیک نیز سرمایه‌داران و ثروتمندان‌اند که طبقه متوسط را به خدمت خود گرفته و اهداف و خواسته‌های بی‌پایان خود را از طریق سیاستمداران و نظامیان و اهالی رسانه و هنر دنبال می‌کنند. 4️⃣ در مقابل، نظم سیاسی اسلام‌پسند، اساساً یک «نظم سیاسی طبقاتی‌اندیش» نیست! معیار ارزش در نظم سیاسی اسلام، عدالت‌محوری، ظلم‌ستیزی، رسیدگی به محرومان و احقاق حقوق مظلومان است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ» (حجرات، ۱۳) مدیر و حاکم اسلام‌پسند، حاکمی‌ است که هم در برابر خدا و هم دربرابر مردم، متواضع، فروتن، خاکسار و خاک‌نشین‌ است. از نگاه اسلام، کسی لیاقت حکومت و ریاست دارد که، دنبال تحقق و اقامه دین و ارزش‌های الهی باشد؛ در خدمت مردم باشد؛ خیر و مصلحت دنیا و آخرت مردم را بخواهد؛ به دنبال عمران و آبادانی جامعه، گسترش عدل و خیر و مصلحت عمومی باشد و هدفی جز تعالی مردم و تقویت عزت و شرافت و کرامت آحاد مردم نداشته باشد. اینکه وابسته به چه نوع طبقه‌ای از طبقات اجتماعی باشد، اهمیتی ندارد: «شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهيمَ وَ مُوسى‌ وَ عيسى‌ أَنْ أَقيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيه»‌ (شوری، ۱۳) ✍🏻 احمدحسین شریفی 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❓ چرا درس میخونی؟ ول کن برو... 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
💠 به جمع می‌گوید: از زیارت‌نامه ارباب و «سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» اینجور بر می‌آید که پروردگار عالمیان رفیق‌باز‌ها را بیشتر دوست دارد.. قدر هم را بدانید. ✍🏻 📔 🤲 برای‌سلامتی‌رضا‌دعا‌کنیم... 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☝🏻 توحید مبنای آزادی در اسلام 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
🏳️ آزادی 🔹 این، مبنای تفکر اومانیستی درباره‌ی آزادی است. در اسلام مسئله بکلی از این جداست. در اسلام مبنای اصلی آزادی انسان، توحید است. ... توحید عبارت است از اعتقاد به خدا، و کفر به طاغوت؛ عبودیت خدا، و عدم عبودیت غیر خدا؛ «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الّا نعبد الّا الله و لا نشرک به شیئا». 🔸 هیچ چیزی را شریک خدا قرار ندهید. یعنی شما اگر از عاداتِ بی‌دلیل پیروی کنید، این برخلاف توحید است؛ از انسانها پیروی کنید، همین جور است؛ از نظامهای اجتماعی پیروی کنید، همین جور است - آنجائی که به اراده‌ی الهی منتهی نشود - همه‌ی اینها شرک به خداست، و توحید عبارت است از اعراض از این شرک. 🔹 فمن یکفر بالطّاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی»؛ کفر به طاغوت وجود دارد، بعدش هم ایمان به خدا. خب، این معنایش همان آزادی است. یعنی شما از همه‌ی قیود، غیر از عبودیت خدا، آزادید. «۱» 🔸 ریشه‌ی آزادی در غرب عبارت است از خواست انسان، تمایلات انسان. وقتی میگوئیم خواست و تمایلات انسان، مقصود همه، تمایلات عقلانی و منطقی هم نیست؛ یعنی انسان یک سلسله خواستها دارد، تمایلات دارد، بعضیاش مهم است، بعضیاش حقیر است؛ بعضیاش منطقی است، بعضیاش پوچ و واهی است، بعضیاش مربوط به مسائل شهوانی است، بعضی مربوط به مسائل فکری و روحی و چیزهای دیگر است. 🔹 اما هر چه هست، چون انسان دارای یک خواستی هست، یک تمنائی هست، یک میلی هست، باید بتواند این میل خود و تمنای خود و خواست خود را اعمال کند. این به طور کوتاه و خلاصه فلسفه‌ی آزادی در غرب است. «۲» 🗓️ ارجاعات: «۱» بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، ۱۳۹۱/۰۸/۲۳ «۲» خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران، ۱۳۶۵/۱۰/۱۹ 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💔 دلتنگی... 📝بهانش | بهانه‌اے براے نوشتن✿ ✏️@bahanesh
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا